اشاره:
پرداخت مالیات، تکلیفی است از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی، اما انتظار دریافت خدمات دولتی و رفاهی؛ انتظاری متقابل از سوی آنها در ازای پرداخت مالیات دولتی است. وضعیت این توازن در عمل، چگونه است؟ آیا با تحقق آن، می توان انتظار تحقق اهداف مالیاتی را داشت و در صورت عدم حصول بدان؛می توان مالیات گریزی و فرار از پرداخت آنرا، منتفی ندانست؟ دولت تا چه حد، خود را متعهد به " رفاه شهروندی" دانسته و در ازای پرداخت مالیات از سوی مردم و شهروندان، نسبت به ارائه خدمات دولتی مناسب و موثر در جهت تامین روزافزون و "نهادینه شدۀ رفاه شهروندی" برمی آید؟ و یا در صورت عدم تحقق این مهم، زمینه قانون گریزی و فرارمالیاتی و اخفای درآمدی نیز در عمل،فراهم می گردد...؟! یادداشت بهزاد خنجرخانی، مشاور و کارشناس ارشد مالیاتی و پژوهشگر مالیاتی، نگاهی اجمالی به این مهم دارد.

مالیات در هر نظام اقتصادی، از مهمترین ارکان آن نظام، تلقی می گردد. گسترش و تنوع فعالیتهای اقتصادی از یک سو و نقش رو به افزایش دولتها از سوی دیگر، در جهت ایجاد و گسترش خدمات عمومی، تامین اجتماعی و گسترش تعهدات دولت در عرصه های اقتصادی و اجتماعی و تلاش در جهت تحقق رشد اقتصادی و توزیع عادلانه درآمد، پرداخت و دریافت مالیات را به مساله ای مهم و تاثیرگذار تبدیل کرده است.

بی شک، خواه یا ناخوه و مستقیم یا غیر مستقیم، همگی در گیر مسله ای به نام مالیات هستیم. تعاریف متعددی از مالیات داریم،اما در تعریفی کلی که بسیاری از فعالان حرفه درتعریف مورد نظر اتفاق نظر دارند، عبارتست از: " مالیات پرداختی است بلاعوض در راستای دریافت خدمات از دولت..."

از اینرو،در بلاعوض بودن این پرداخت، صرفنظر از قابل استرداد برودن برخی از پرداخت ها به موجب قانون هیچ شکی نیست. دریافت خدمات از دولتها، عبارت نام آشنایی است،این امر فارغ از پرداخت یا عدم پرداخت مالیات، یکی از وظایف دولتها بوده که از حیث تامین رفاه و نیازهای عمومی جامعه در دستور کار قرار می گیرد. با این وجود، نوعاٌ جهت هرگونه اقدامی،فاعل عمل تحت تاثیر یکسری عواملی قرار می گیرد،که هرکدام به خودی خود می تواند نقش مثبت یا منفی در فعل مورد نظر ایفا کند.

دستاورد علم حسابداری در دوعبارت سود یا زیان خلاصه می شود. هر هزینه ای که اشخاص انجام می دهند در راستای نیل به اهداف از پیش تعین و تبین شده ایست که با سود مورد نظر هدف گذاری شده است و حال، امکان دستیابی یا عدم این مهم هم وجود دارد؟ فارغ از این موضوع، هر پرداختی که توسط مردم به دولتها انجام می شود با امید دریافت خدماتی شایسته و مناسب است که سرانجام، برکل جامعه تاثیر خواهد گذاشت. در این بین بعد فرهنگ جامعه که در نتیجه ی اقدامات و خدمات دولتی برآیند مشخصی داشته و در پرداخت یا عدم پرداخت مالیات توسط مودیان تاثیر به سزایی خواهد داشت.

در این میان، عمده مواردی که به شرح زیر باید مد نظر وصول کنندگان مالیات قرار گرفته و همواره محلی برای چالش باشد، به شرح ذیل قابل یادآوری است:

1- سازمان امور مالیاتی و بالخص دولت، در توزیع عادلانه درآمد و شناخت و آگاهی کافی در این زمینه اقدامی قابل توجه انجام داده است یا نه؟(مثلا گزارش های سالانه ازاقدامات انجام شده از محل وصولی ها)

2- آیا اساساٌ، عملکرد دولت ارامش خاطر اولیه ای را در مودیان مالیاتی بوجود آورده است که وجوه دریافتی از ایشان صرف رونق و آبادانی کشور و " رفاه شهروندی و مالیاتی" می شود؟

3- نقش نخبگان و روشنفکران و رسانه های گروهی در راستای آموزش و ترویج فرهنگ پرداخت مالیات چقدر سهیم هستند؟

4- آیا برای رفتارهای خلاف هنجار مودیان مالیاتی(بعضاٌ، کتمان درآمد و فرار از مالیات)چاره اندیشی فرهنگی انجام شده است؟ صرفاٌ، وضع قوانین امره راهگشای این امر نخواهد بود.وقتی پرداخت به صورت بلاعوض و در راستای اهداف همدیگر باشد،قاعدتاٌ، عدم میل باطنی پرداخت کننده مشکلات بسیاری بوجود خواهد آورد که مسیر وصول نیز به تبعیت از ان وقت گیر خواهد شد.

5- آیا اقدامات و خدمات دولتها از این محل،توانسته انگیزه و تمایل و رغبت مودیان مالیاتی را در پرداخت هر چه صحیح مالیات تامین کند؟ و بسیاری سوالات و ابهامات موجود دیگر...

بعبارت دیگر،وقتی هدف گذاری و سیاست های کلان کشوری بر پایه منبعی به نام مالیات پایه ریزی می گردد،می بایستی اصول و مقدمات وصول توام با تامین امنیت روانی جامعه نیز فراهم شود. بی شک، اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم و الصاق و اصلاح موادی از آن در سال گذشته،بسیار حایز اهمیت و قابل تامل است. روح قانون مالیاتهای مستقیم در اصلاحیه 31/04/94 روشن و در راستای آرمان "عدالت مالیاتی و مودی محوری" است.

بی ضابطه بودن تشخیص، یکی از مشکلات اساسی قانون قبلی بودکه سبب فاصله بین سازمان امور مالیاتی و مودیان محترم نیز شده بود! درآمد مشمول مالیاتی، به صورت علی الرس از سوی سازمان امور مالیاتی تعیین و مودی در فرایند رسیدگی می بایستی، اثبات می کرد که فاقد چنین درآمدی است و برخلاف قواعد عمومی حقوقی به مانند " البینه علی المدعی..." یا "قاعده نافی را نفی کافیست"،نیز بوده است! بدین ترتیب، تعیین درآمدمشمول مالیات بر پایه ی برآورد ذهنی و حرفه ای و باتوجه به سابقه ی پرونده ی مالیاتی،مشخص ترین و اصلی ترین مشکل و معضل قانون قبلی بود که خوشبختانه، در اصلاحیه جدید، این عبارت و مواد مرتبط اصلاح شده است. هرچند از نظر نگارنده، روش محاسبه ی مالیات بصورت علی الرس؛ بخش جدایی ناپدیر نظام مالیاتی ایران است و حتی، با وجود حذف این مهم،قطعا با امعان نظر از برخی قوانین اصلاحی و الحاقی،رکن پیدا و پنهانِ وصول مالیات در قالبی جدید نیز خواهد بود.

با این وجود، اقدامات مثبت دولت برای افزایش نگرش مُثبت مالیات‌دهندگان و تعهد به نظام مالیاتی و پرداخت مالیات و در نتیجه، تمکین مالیاتی همواره مد نظر بوده است.در همین رابطه، یکی از مهمترین دلایل روانی اجتماعی انتظار همکاری متقابل است. روابط متقابل مُثبت، انگیزه برای هم نوع شدن با کسانی است که برای ما هم نوع شده اند. رفتار مُثبت از دولت نسبت به مالیات دهندگان، احتمال تمکین مالیاتی را افزایش خواهد داد و مردم زماني نسبت به پرداخت ماليات رغبت نشان داده و آن را داوطلبانه خواهند پرداخت كه نسبت به دستگاه مالياتي اعتماد پيدا كرده و به اين باور برسند كه ماليات پرداختي آنان عيناً، در جهت حفظ منافع ملي و افزايش سطح رفاه آنان و "رفاه شهروندی" هزينه خواهد شد. در يك بيان كلي،مودیان مالیاتی زماني مشتاق و راضي به پرداخت ماليات مقرر خواهند بود كه به باور مالياتي رسيده باشند، لذا ايجاد باور مالياتي و اعتمادسازي از رويكردهاي مهم دستگاه مالياتي كشور و در راس آن، دولت مي‌باشد و مهمترين روش براي افزايش ميزان و درجه باور مالياتي، عملكرد بهينه دولت در جهت "رفاه شهروندی" ناشی از پرداخت مالیات و ارائه خدمات نهادینه شده و رضایت بخش دولتی در سطوح مختلف و متعدد خواهد بود که امید است با توجه به اصلاحات انجام یافته در قانون نیز تحقق یابد.

درپایان مطلب و در راستای تحقق اهداف سازمان و البته، پرداخت کنندگان مالیات و تعامل هرچه بیشتر و بهتر در این بینو با توجه به نقش عواملی، از جمله میزان اعتماد به دولت، اعتماد به هزینه کردِ مالیات در جهت افزایش رفاه اجتماعی، پیاده شدن عدالت اجتماعی در جامعه و ...که دارای تاثیر معنادار بر تمکین مودیان مالیاتی نیز می باشد، به تصمیم‌گیرندگان و سیاست‌گذاران کلان، به ویژه سازمان امور مالیاتی، پیشنهاد می شود؛ همواره در صدد ابهام زدایی از عملکرد دولت و سازمان امور مالیاتی و جلب اعتماد مودیان مالیاتی نسبت به متولیان امور مالیاتی باشند تا به این ترتیب بر میزان تمکین مالیاتی افراد و رضایت در پرداخت توسط ایشان افزوده شود، والا ماحصل صحبت، تکرار مکررات خواهد بود و صدالبته، خود کرده را نیز تدبیر نیست...!

* مشاور و کارشناس ارشد مالیاتی