انتخاب خبر: اقتصاد ایران یک اقتصاد ترکیبی و در حال گذار، شامل یک بخش عمومی بزرگ است و حدود ۶۰ درصد آن به شیوه متمرکز و دستوری اداره می‌شود. عمده‌ای از صادرات در ایران بر پایه صادرات نفت و گاز است. در سال ۲۰۱۰ این صادرات ۶۰٪ درآمد دولت را شامل شده‌است.

بنا به گزارش وزارت امور خارجه، ایران هفدهمین اقتصاد برتر دنیا، چهارمین تولیدکننده نفت در جهان، دارای اولین ذخایر گازی جهان، حائز رتبه دهم در صنعت گردشگری و رتبه پنجم در اکوتوریسم، بزرگترین و بیشترین میزان صنایع در حوزه خاورمیانه و شمال آفریقا، رتبه‌های چهارم تا دهم دنیا در تولید روی و کبالت، دارای رتبه برتر در ذخایر آلومینیوم، منگنز و مس در جهان، رتبه چهارم دنیا به لحاظ تنوع تولیدات محصولات کشاورزی می‌باشد.

اما اقتصاد ایران یکی از معدود اقتصادهای بزرگ جهان است که اکنون به دلیل رکود فزاینده و گرانی لطمه دیده است.

mashayekh.hashemiمحمد صادق مشایخ، کارشناس اقتصادی و نماينده آيت الله هاشمي رفسنجاني در امور اقتصادي، اصناف و بازار نظرات درخور توجهی در مورد اقتصاد ایران دارد. او طی گفتگو با انتخاب خبر به تشریح وضعیت کنونی اقتصاد ایران و همچنین ارائه راهکارهای اقتصادی در سال جدید می پردازد.

در ادامه، مشروح این گفتگو را می خوانید.

مشکل اصلی امروز کشور چیست؟

آنچه کشور را امروز تحت الشعاع قرار داده است فقر، تبعیض و فشار اقتصادی است. این معضلات واقعا جهانگیر شده است. فسادی که حاصل از فقر و ضعف اقتصادی است و چه از رانت هایی که باعث می شود عده ای بدون جهت به سرعت سرمایه دار و ثروتمند شوند و باعث شود که عده زیادی در کنار آن بدون دریافتی بمانند و در معیشت سخت زندگی کنند و معیشت آن ها سخت شود و در ضعف اقتصادی به سر برند.

مشکل اقتصاد ایران به قول امروزی ها یک بسته بزرگ است که به همه چیز وصل است. اگر قرار باشد یک اراده قدرتمندی اقتصاد کشور را حل کند باید به تمام آن ها تک تک رسیدگی کند. همانطوری که می دانید در کشورهای پیشرفته که در رأس کشورهای صنعتی و اقتصادی دنیا ژاپن است چیزی به نام بهره بانکی نه تنها وجود ندارد بلکه اگر کسی قصد داشته باشد پول خود را در بانک گذارد باید دستمزد و کارمزد به بانک بپردازد. حتی باید یک دهم درصد بهره به بانک بپردازد که پول او را نگه دارند.

گفته می شود اکنون چیزی حدود 60 درصد صنایع ایران به نابودی کشانده شده است و صنایع باقیمانده نیز زیر ظرفیت اسمی فعالیت می کنند.

اینکه چرا صنایع تضعیف شده اند و به نابودی کشانده شده اند به دلیل آن است که مشکلات کشور باید در تمام ابعاد حل شود. اول باید سرمایه های کشور از زندان سپرده بانکی و بهره 30 درصدی نجات پیدا کنند و در صنایع به کار و تولید تزریق شود تا اشتغالزایی ایجاد شود.

یکی از ابزارهای تولید که سرمایه است باید وارد صنایع شود و از این طریق با مدیریت های خوب تبدیل به تولید شود. آن چیزی که تولید را تهدید می کند واردات بی رویه است که معروف به قاچاق است که در سطوح بسیار بالای مملکت وجود دارد.

اگر قاچاق کالا در مملکت نهادینه شود صنایع از بین می روند. حتی کشوری مانند چین به کشور ایران واردات انجام می دهد و اجناس نامرغوب و بی کیفیت خود را وارد ایران می کند، حال مشتری این کالاها را می خرد و باعث می شود تولیدات داخلی که با این همه مشکلات و هزینه بالا تولید می شود نتوانند مقاومت کنند و به تدریج از بین بروند.

دوم باید ایده آل های حکومتی که تشکیل می شود به اطلاع مردم رسانده شود. به عنوان مثال حکومت ایران برنامه های خود را در بخش کشاورزی اعلام کند. امروز زمان آن فرارسیده است که حکومت ایران بر بخش کشاورزی متمرکز شود و سرمایه گذاری ها را به سمت کشاورزی سوق دهد.

اما این در حالی است که بحران بی آبی در کشور عمیق و فراگیر شده است و دیگر نمی توان مانند گذشته به کشاورزی پرداخت. چگونه می توان بار دیگر کشاورزی را در این کشور رونق داد؟

دولت ایران باید از محصولات کشاورزی پشتیبانی کند. تولید پنبه از 200000 هزار تن در 15 سال گذشته به 30.000 تن کاهش یافته است. باید اقدامی انجام داد که تولید پنبه ایران به میزان اولیه بازگردد و زمین های کشاورزی تبدیل به ویلا و برج نشود و مافیای ساخت و ساز در زمین های کشاورزی و باغی ترک تازی نکند.

باید از اهداف کشاورزی پشتیبانی کرد. کشاورزی ایران باید در تمام استان ها پوشش همگانی داشته باشد. در همه استان های کشور استعداد تولید کشاورزی وجود دارد. حتی در خود استان سیستان و بلوچستان. امروز اگر بتوان آب های سطحی را مهار کرد که هدر نروند و از آن ها بهره برداری کرد هم محیط زیست خیلی خوبی خواهیم داشت و هم می توان از آن برای کشاورزی و پرورش ماهی استفاده کرد.

من حدود 2 سال است که روی دریاچه های مصنوعی کار می کنم. اکنون زمان آن است که بخش خصوصی اقدام به احداث دریاچه های مصنوعی کند و آب ها را ذخیره کند و بعد از آن هم پرورش ماهی ایجاد کند و هم اینکه برای زمین های کشاورزی در مواقعی که آب کم است بهره برداری کنند. می توان در تمام ایران دریاچه های مصنوعی ایجاد کرد. آب های سطحی می توانند از این دریاچه ها عبور کنند و این ذخیره های آبی در دریاچه ها هم می تواند در مواقع خشکسالی که آبی وجود ندارد مورد استفاده قرار گیرد و هم می توان از آن در کشاورزی و پرورش ماهی استفاده کرد.

بنابراین ابتدا می باید در این فکر بود که آب های سطحی را جمع آوری و مهار کرد و اجازه نداد که به کویر جریان یافته و در خاک فرو رود و هیچ بهره برداری از آن نکرد.

مهمترین چیزی که امروز برای جمهوری اسلامی از نگاهداری طلا هم مهمتر است همین آب است. باید از صنایع دفاع کرد. تمام صنایع باید پشتیبانی شوند. اکنون واقعاً نمی دانم وزارت صنعت و تجارت در این چهار سال گذشته چه اقدامی برای صنایع و معادن و تجارت کشور انجام داده است.

وزارت بازرگانی نباید وزارتخانه ای باشد که با دو وزارتخانه دیگر ادغام شود. وزارت بازرگانی اعتبار یک کشور و ملت است و باید خود به تنهایی یک وزارتخانه مستقلی باشد که بتواند در دنیا حرف داشته باشد.

به نظر حضرتعالی اولویت های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در سال 1396 چیست؟

در سال 1396 باید تکلیف عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی(WTO) معلوم شود وگرنه در صادراتمان مشکل خواهیم داشت.

برنامه های برجام تاکنون به لطف خداوند متعال و با تلاش و کوشش و مدیریت آقای دکتر روحانی و تلاش های وصف ناپذیر آقایان دکتر ظریف و دکتر صالحی و سایر اعضای تیم مذاکره کننده به توافق بین المللی تبدیل شده است. اکنون نیز دنیا مجبور است که به مفاد برجام طبق قانونی که به وسیله کشورهای 1+5 تصویب شده است پایبند باشد و آن را اجرا کند.

امروز مطابق با روحیه مردم ایران، ملت در مقابل برجام احساس آرامش می کند و همه باید در روند بین المللی برجام از قوانین اطاعت کنند و برجام را اجرا کنند. آمریکا هم یکی از کشورهایی است که باید به برجام متعهد باشد. آقای ترامپ ممکن است که در آغاز به کار دولتش تبلیغات کند و احساساتی از خود نشان دهد اما سرانجام آمریکا مجبور است به مفاد برجام متعهد باشد و به قوانین بین الملل پایبند باشد.

قطعاً اگر روابط بین الملل ایران با بانک های جهانی برقرار شود، بیمه و کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران رونق گرفته و وضعیت اقتصادی کشور بهبود پیدا می کند.

از آن مهمتر این است که جمهوری اسلامی ایران استعدادهای داخلی کشور را به کار گرفته و آن 30 میلیون جوانی که اکنون تعریف کرده ایم که اکثریت آنان در سن بین 38-20 هستند وارد کارزار اقتصادی و تولید ملی کشور شوند. این 30 میلیون جوان می توانند مملکت ایران را متحول کنند. اقتصاد باید از دست دولت خارج شود و این گذشت و دولت این بخشش و سخاوتمندی را داشته باشد که اجازه بدهد مردم برنامه ریزی کنند. من نمی دانم واقعاً چرا اینگونه عمل نمی شود؟!

درست است که ایران محدودیت ها و ممنوعیت های بین المللی داشته است، اما ان شاءالله با درایتی که آقای دکتر روحانی به خرج داده اند یعنی خرید هواپیما اقتصاد کشور متحول شود. یکی از ابزارهای پیشرفت اقتصاد و صنعت و پیشرفت فرهنگی داشتن هواپیماهای مدرن است. اگر ان شاءالله تا سال 1400 حداقل 200 فروند هواپیمای جدید در ناوگان هوایی کشورمان وجود داشته باشد می تواند خیلی در پیشرفت جامعه مؤثر باشد و می تواند در رشد اقتصادی و بازرگانی کشور مؤثر باشد.

باید البته درب کشور در رفت و آمدهای بین المللی باز باشد و اجازه داد استعدادهای مردم ایران رشد کند نه اینکه همه امور تحت تأثیر دولت باشد.

باید در بخش جهانگردی و گردشگری اجازه داد استعدادهای مردم رشد پیدا کند. استعدادهای مردم نمی تواند تحت فرماندهی سازمان گردشگری باشد. باید اجازه داد مردم در کل کشور انگیزه های خود را بروز دهند و پتانسیل های جذب گردشگری مناطق کشور را به منصه ظهور برسانند.

ایران می تواند از همه دنیا گردشگر داشته باشد چرا که بهترین مقصد گردشگری دنیا ایران است. باید بنادر کشور نوسازی و بازسازی شود، هتل ها، رستوران ها و جاده های کشور باید مدرن سازی شود، باید در جاده های کشور تسهیلات گردشگری برای مسافران فراهم شود. ابتدا باید برای مردم عزیز ایران که پیشرفته ترین ملت دنیا هستند این تسهیلات را درنظر گرفت و در مرحله بعدی اقدام به توانمندسازی کشور در زمینه جذب گردشگران بین المللی کرد.

ابزارهای استفاده از تسهیلات مدرن و جهانی هم باید در اختیار همه قرار گیرد. آن هایی که تاکنون آموزش ندیده اند تسهیلات در اختیار آن ها قرار نگرفته است، و این مناطق تحت عنوان «عقب افتاده» یا «آسیب پذیر» نامگذاری می شوند.

ما باید به مناطق محروم مانند سیستان و بلوچستان، کردستان و کرمان بیشتر توجه کنیم، چرا که جاذبه های گردشگری این مناطق فوق العاده است. باید استعدادهای کویر در اختیار ثروت های جوان کشور قرار داده شود و به آنان وام داده شود تا جوانان این مرز و بوم جاذبه های گردشگری ایجاد کنند تا مملکت از رکود اقتصادی موجود خارج شود.

اینکه می فرمایید در کشور درگیری های سیاسی وجود دارد میتوان اینگونه مطرح کرد که درگیری سیاسی غیر از اینکه دودش به چشم مردم برود و اقتصاد کشور را تعطیل کند دستاورد دیگری ندارد و روی صنایع و تولید ملی تأثیر می گذارد.

ابتدای امر باید در آن مجموعه ای که می توان اراده قدرتمندی در کشور ایجاد کرد سرمایه گذاری کرد. برای تولید و اقتصاد و صنایع باید جلوی قاچاق به هر شکل ممکن گرفته شود. دولت باید تکلیف قاچاق را معلوم کند. اگر واردات از طرق قانونی وارد کشور شود هم به نفع صنایع و تجارت و هم به نفع تولید است ضمن اینکه تکلیف پرداخت مالیات و گمرکی اجناس نیز مشخص خواهد شد.

مطالبی که بیان شد سرفصل های راهکارهای اقتصادی در سال جدید هستند و می توان در فرصت های دیگر به جزئیات آن پرداخت.

به صنعت گردشگری و عواید آن اشاره ای داشتید. چگونه می توان این صنعت را رونق داد؟

بزرگ ترین جزیره خلیج فارس یعنی قشم در اختیار ایران است که دو برابر بحرین است. بحرین یک میلیون و دویست هزار جمعیت دارد و 700 کیلومتر مربع مساحت دارد اما قشم با مساحت 1300 کیلومتر مربع 100 هزار نفر جمعیت دارد. دلیل این است که در جزیره قشم سرمایه گذاری نمی شود. اگر اجازه داد تا سرمایه ها و استعدادهای کشور شکوفا شوند، فشار روی ساخت و ساز برداشته می شود. قشم این استعداد را دارد که از تمام دبی و از تمام امارات، قطر، بحرین و کویت و کشورهای دیگر پیشرفته تر شود. اما باید اجازه داد مردم به موضوع گردشگری ورود پیدا کنند. مقاصد گردشگری کشورمان نباید تحت نظر و مدیریت دولت باشد. مردم باید سرمایه های خود را وارد جزیره بزرگ قشم که یکی از بهترین، زیباترین، شیک ترین و آرام ترین جزایر خلیج فارس است کنند. منافع اقتصادی گردشگری قشم دو برابر بحرین است. بحرین یک میلیون و 200 هزار نفر جمعیت دارد اما هیچ استفاده از جزیره قشم به دست نمی آید.

اخیراً دوست عزیز جناب آقای دکتر علی شمس اردکانی به قشم سفر کرده اند و اطلاعاتی در اختیار ما قرار داده اند. باید اجازه داد تا سرمایه ها وارد جزیره قشم شود و این جزیره را به بزرگترین مرکز گردشگری جهان تبدیل کرد تا از همه دنیا وارد این منطقه شوند.

بهتر است افرادی که داعیه دار گردشگری جمهوری اسلامی ایران هستند به چهار مرکز گردشگری در دنیا یعنی اسپانیا، ایتالیا، فرانسه و یونان سفر کنند و به درستی مشاهده کنند که توریسم دنیا چگونه است و چه منافعی می تواند برای کشورها و ملت ها داشته باشد. آنگاه باید مدیران گردشگری کشورمان مشاهدات خود را بومی سازی کنند و در کشورمان اجرا کنند.

اکنون صنعت توریسم ایران فلج است و قابل بهره برداری نیست. باید جلوی برخی هزینه های زائد را گرفت و این هزینه ها را در بخش گردشگری استفاده کرد. باید اجازه داد مردم و جوانان عزیز کشور در کویر، بنادر، استان های شمالی و جنوبی حضور پیدا کنند. به ویژه می توان نسبت به برگزاری مسابقات اسکی بین المللی در ایران اقدام کرد. اکنون در استان اردبیل بهترین پیست اسکی آلوارس وجود دارد که می تواند به مرکز بزرگ جذب اسکی بازان جهان تبدیل شود. در بسیاری از نقاط ایران ابزارهای جذب گردشگری دنیا وجود دارد و می توان روی آن سرمایه گذاری کرد.

باید یک اراده قدرتمندی در کشور وجود داشته باشد تا در مقابل تخلفات و رانت ها ایستادگی کند. این اراده قدرتمند باید بهره بانکی را حذف کند.

علیرغم وعده وعیدهای درخصوص حذف بهره بانکی، ربای بانکی همچنان برقرار است. چرا این رویه ادامه دارد؟

امروز مراجع گرانقدر حوزه علمیه قم یعنی آیت الله نوری همدانی و آیت الله جوادی آملی همگی دارند بر علیه ربای بانکی که جنگ با خدا می باشد اعلام جهاد می کنند. بنابراین بانک ها باید در یک حکومت اسلامی به اطاعت از کسانی که برای ملت و کشور ایران تعیین تکلیف شرعی می کنند اقدام کنند. در ضمن حرمت ربا از قرآن آمده است و ربطی به افراد ندارد. در مجموع، نزول، بهره بانکی و ربا حرام است. باید در مقابل بهره بانکی اقدام جهادی کرد، باید پول ها را از بانک ها نجات داد تا پول ها وارد مدیریت اقتصاد، صنعت، کشاورزی، دامپروری، بنادر و توریسم شود تا ان شاءالله کشور از بحران اقتصادی خارج شود.

در استان های مرزی کشورمان 95 درصد مردم این استان آماده مهاجرت هستند. اکنون این مهاجرت ها به اوج خود رسیده است. مسئولان دولتی اصلاً از ظرفیت اجتماعی استان های مرزی استقبال نمی کنند و از حضور مردم در طرح های توسعه استان های مرزی استفاده نمی شود و مردم به حساب آورده نمی شوند. در مورد نقش دولتمردان در بهبود اقتصادی کشور حرف ها زده شد، اما برای بهبود اقتصادی کشور چه وظایف و تکلیفی بر عهده مردم و شهروندان است؟

متأسفانه در اثر این فقر فرهنگی و فقر اقتصادی که گریبانگیر مردم ایران شده است اعتماد به نفس آن ها از دست رفته است. مشاهده کنید که اینجانب چندین سال است که بر این نکته تأکید می کنم که این ماهی یک میلیارد و دویست میلیون دلاری را که ما به ریال تبدیل می کنیم و بابت یارانه به مردم کشور پرداخت می کنیم مشکل کسی را حل نمی کند. شاید این رقم به 10 درصد از فقیر ترین افرادی که مثلاً در مناطق محروم زندگی می کنند و با روزی 5000 تومان امرار معاش می کنند کمک کند. اما پرداخت یارانه ها به جمعیت 80 میلیونی ایران کمک اساسی نمی کند و حتی بحران هایی در همین یارانه ها ایجاد شده است. با توجه به اینکه من با مشاوران جناب آقای دکتر روحانی در زیر مجموعه معاون اول یعنی آقای اسحاق جهانگیری صحبت کردم حتی آن ها معتقد بودند که یک مقداری از این پول 45 هزار تومان در جهت مواد مخدر استفاده می شود. بنابراین این یارانه که اکنون پرداخت می شود منفعت نیست و مولد آسیب های اجتماعی است. اگر به طور ماهیانه رقمی از این یک میلیارد و 200 میلیون دلار را به یک استان محروم اختصاص داد می توان استان های مرزی کشور را از وضعیت فعلی خارج کرد.

در این صورت مشاهده بفرمایید چقدر می توان در استان سیستان و بلوچستان برای محرومین کار کرد. در استان های کردستان و خوزستان چه کارهای اساسی می توان انجام داد. حتی این پول را می توان در استان خوزستان که همواره زیر چکمه های جنگ و فقر بوده اند و همیشه مرزنشینان خوبی بودند و از قومیت های مختلفی تشکیل شده اند خرج کرد.

اگر در استان های مرزی برای مردم رفاه ایجاد کرد دیگر کسی مهاجرت نمی کند و اعتراضات مدنی نیز شکل نمی گیرد. عتراضات مدنی در این استان ها بیشتر متوجه شکم، گرسنگی، نان و اشتغال است.

در خود استان سیستان و بلوچستان که اینجانب بارها افرادی را به منطقه اعزام کرده ام تا نسبت به بررسی وضعیت موجود اقدام کنند در شهرها حتی یک رستوران، یک هتل، مجموعه رفاهی، سینما و گردشگری وجود ندارد؛ بنابراین با چه امید و زندگی آینده ای مردم محروم تشویق به ماندن شوند؟

مردمی که برای کارگری و زندگی مهاجرت می کنند درگیر آسیب های اجتماعی و فساد می شوند تا آنجا که خود وزیر کشور اعلام کردند که در این کشور 16 میلیون حاشیه نشین وجود دارد. باید برای مرزنشینان کار ایجاد شود. چه کاری برای آن ها انجام شده است که در منطقه باقی بمانند و مهاجرت نکنند؟

تفکر مردم ایران را با ملت آلمان مقایسه کنید؛ اکثریت مردم آلمان در روستاها زندگی می کنند. در روستاها درمانگاه، زندگی، رستوران، وسایل رفاهی و انگیزه ماندن وجود دارد. حال در روستاهای ایران چه چیزی وجود دارد که مردم باقی بمانند و کشاورزی کنند؟ آیا مدرسه، بهداشت و امنیت وجود دارد که آنان تشویق به ماندن در روستا شوند؟ روستاهای کشور در حال متروکه شدن هستند و به حال خود رها شده اند. واقعاً من تأسف می خورم با اینکه رویکرد انقلاب اسلامی پیروی از رسول الله(ص) و حضرت علی(ع) بوده است امروزه در جامعه ایران ظلم و مشکلات اقتصادی و تبعیض مشهود است و فقر و ناداری در این کشور بیداد می کند.