در ادامه؛ محمد صادق مشایخ، مشاور عالی مرحوم آیت اله هاشمی رفسنجانی در امور اصناف و بازار و رئیس کمیسیون توسعه بازرگانی بنیاد امید ایرانیان به پرسش های خبرنگار انتخاب خبر در خصوص مهمترین چالش های اقتصادی ایران پاسخ می گوید.

 آقای روحانی در اردیبهشت سال 96 وعده های اقتصاد به مردم دادند و عنوان نمودند که مردم به ایشان رای دهند تا وضع اقتصادی و معیشتی جامعه بهبود پیدا کند. حتی آقای روحانی طی رقابت های انتخاباتی، کاندیداهای دیگر را هم مورد انتقاد و مخالفت قرار می دادند و آنها را متهم می کردند. حتی ایشان طی کمپین انتخاباتی خود حرف از مبارزه با فساد به میان می آوردند و به کاندیداهای دیگر مانند آقایان قالیباف و رئیسی خرده می گرفتند. در این صورت مردم به آقای روحانی اعتماد کردند و ایشان با رای بالا به رئیس جمهوری برگزیده شدند.

اما پس از گذشت 9 ماه از آغاز به کار دولت دوازدهم به ریاست آقای روحانی متاسفانه وضعیت اقتصادی کشورمان رو به وخامت گذاشته شده است. امروز مردم مطالبات اقتصادی دارند و روز به روز بر دامنه آن افزوده می شود.
به نظر جنابعالی راه حل چیست؟ ماجرای اقتصادی کشور به کجا ختم خواهد شد؟

mashayekh mohamadsadegh 1شما خبرنگار و روزنامه نگار گرامی از آنجایی که هم دانشمند و متخصص و هم صاحب نظر سیاسی- اقتصادی- اجتماعی هستید بهتر می دانید که هیچ اتفاقی در یک کشور 80 میلیون نفری با مساحت 1,685,195 کیلومتر مربعی ناگهانی نمی افتد. مخصوصا اقتصاد. امروز اگر فسادی در اقتصاد رخ بدهد 20 سال دیگر نتایج آن مشخص خواهد شد و همینطور مثبت. اگر الان قصد داشته باشیم یک نهالی را بکاریم، این فردا صبح پاسخگو نیست. در تولید، دامپروری، کشاورزی و در تمام زمینه ها اگر حضرتعالی مشاهده می کنید که الان کشور دچار بحران اقتصادی است این شرایط متعلق به دولت آقای روحانی نیست.

وقتی آقای دکتر روحانی ریاست جمهوری را در سال 92 به عهده گرفتند، در سال 94 به سرعت من احساس کردم که اعجازی در وضعیت اقتصادی کشور پدیدار شده است. کنترل تورم را مردم متوجه نمی شوند، باید یک متخصص اقتصادی در این صورت اظهار نظر کند.

چرا بنیادهای اقتصادی کشور اکنون به رکود و تعطیلی کشیده شده است تا عوارض آن روی دوش مردم سنگینی کند؟

فسادهای اقتصادی کشورمان در دولت های نهم و دهم ریشه و نضج گرفت و رشد کرد تا اینکه امروز دولت تازه می رسد به اختلاس ها و تعطیلی ها، رشد قاچاق، فسادهای اقتصادی در دولت های نهم و دهم که اکنون در دولت آقای روحانی نمایان شده است.

آقای روحانی در سخنرانی خودشان به مناسبت اعتراضات مردم به گرانی و بیکاری اشاره کردند که در مورد تبیین بودجه سال 97 مسائل پشت پرده وجود دارد که نمی توانند عنوان کنند.

اگر بنا باشد که نظر مردم را جویا شویم، آن چیزی است که ما در قبل از انقلاب شروع کردیم. شعار ما در قبل از انقلاب در خصوص سرنگونی شاه و تثبیت و پیروزی انقلاب، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود. یعنی اینکه ملت ایران باید استقلال را احساس کنند، آزادی را هم در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی احساس کنند و هرکجا که مردم احساس می کنند چیزی از آنها غیرقانونی و غیر حق صلب می شود، نسبت به آن اعتراض و ابراز نظر کنند.

امروز در کشور یک عده ای وضع مالی بسیار خوبی دارند و پول های میلیاردی به جیب زده اند و در جامعه مشخص هستند. کسی که ماشینش 3 میلیارد تومان و خانه اش 30 میلیارد تومان است مشخصا طبق فرمایش امام علی(ع) قرار گرفته است که عنوان می کنند هیچ پولی جمع نمی شود مگر اینکه حقی ناحق شده باشد. بنابراین مردم حق دارند که نسبت به ضعف اقتصادی خود اعتراض داشته باشند.

اگر هست چرا برای همه نیست و اگر نیست چرا برای بعضی ها هست؟ و این سوال کلیدی مردم طی اعتراضات اخیرشان به گرانی و بیکاری بوده است. مردم می پرسند که چرا در شرایط بحرانی اقتصادی وضع آنها نامطلوب و وخیم است اما برای عده ای اینگونه نیست.

براساس شواهد و مدارک موجود، متاسفانه بیشتر از 80 درصد مردم ایران در خط فقر یا زیر خط فقر به سر می برند. من به یاد دارم زمانی که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور بود، ایشان عنوان می کردند که از لحاظ اقتصادی دارند چوب دولت گذشته را می خورند. حالا چگونه است که آقای خاتمی رفت، آقای احمدی نژاد هم رفت و آقای روحانی به رئیس دولت برگزیده شد و امروز همین دولت آقای روحانی می گوید که چوب دولت گذشته یعنی آقای احمدی نژاد را می خورد.

من نمی خواهم کتمان کنم که در زمان آقای احمدی نژاد وضعیت اقتصادی خوب بود یا اختلاس و فساد وجود نداشت. اما مردم در دولت فعلی هم نظاره گر فسادها و حقوق های نجومی هستند و نمونه های آن فراوان است.
آیا برای آقای روحانی 5 سال ناکافی است برای بهبود شرایط اقتصادی کشورمان؟ آیا 5 سال برای آقای روحانی جهت رفع رکود و بیکاری ناکافی است؟ آیا هنوز باید گفت که مقصر کم کاری و بی مسئولیتی دولت فعلی، دولت قبلی است؟ پس این دولت چه کاره است؟ این دولت پس چگونه می خواهد اقتصاد کشور را مدیریت کند؟

متاسفانه این دولت با مردم شفاف نیست. این دولت و شخص آقای روحانی فقط به گفتار درمانی می پردازد. این دولت چرا حقایق را برای مردم بازگو نمی کند؟ تیم رسانه ای آقای روحانی ضعف های عمده ای دارد. اگر آقای روحانی معتقد است که ضعف های دولت قبلی به ایشان به ارث رسیده است، پس چه باید کرد؟

هنر رئیس یک دولت این است که با همه ضعف ها و کمبودهایی که وجود دارد بتواند خوب اقتصاد را مدیریت کند؟ پس دولت چه کاره است این وسط؟ تکلیف مردم با این دولت چیست؟

فرمایش شما بسیار متین، متقن، دوست داشتنی و مردمی است. کاملا حق به جانب شما است. یک رئیس جمهوری یک رای استثنایی در شرایط ضعف اقتصادی به دست آورده است. یعنی اینکه رئیس جمهور جاذبه خیلی بالایی داشته است. من از نظر فرهنگی به رای دهندگان آقای دکتر روحانی نمره 20 می دهم.

در شرایطی که مردم ایران بسیار در ضعف اقتصادی و رکود اقتصادی، گرانی و تورم به سر می برند ولیکن ملت ایران خیلی کار بزرگی کردند. من وقتی که قرار بود انتخابات سال 96 برگزار شود گفتم که اگر 20 میلیون نفر به آقای روحانی رای دادند ایران یک کشور موفقی است. ایشان در انتخابات، 24 میلیون رای آوردند، یعنی ملت ما از گرسنگی و فقر عبور کردند و رسیدند به رشد فرهنگی. الان بهترین گزینه انتخابات همچنان شخص آقای روحانی است.

اکثریت رای دهندگان با احتساب رای های طرف رقیب آقای روحانی 40 میلیون نفر بودند، و این برای من افتخار بزرگی است که آقای دکتر روحانی 24 میلیون نفر رای دهنده با فرهنگ و فرهیخته دارد.

به قول فرمایش جناب آقای دکتر موسی غنی نژاد، اقتصاد ایران بازار محور نیست، یعنی مردم کشور در اقتصاد دخالت ندارند و یک عده دارند رانت می خورند. رانت به این معنی که باید دلار 4 هزار تومانی، 3500 یا 3800 تومانی را درنظر گرفت. اگر میزان دستمزد قبل از انقلاب یعنی سال 57 را حساب کنیم، حداقل 20 تومان یعنی 200 ریال بوده است، اما امروز دستمزد 40 هزار تومان است یعنی 2 هزار برابر شده است. دلار ایران از 7 تومان به 4200 تومان افزایش یافته است یعنی 600 برابر. کجای دنیا ممکن است که یک کالایی را با 600 برابر تهیه کرد، اما اگر بنا باشد آن کالا را تولید کرد باید 2000 برابر دستمزد پرداخت کرد. این یک منطق اقتصاد جهان است. پشت سر هم به دلیل واردات بی رویه و قاچاق، از رانت ارز ارزان یعنی 3500، 3800 و 4000 تومانی استفاده می شود و هر کالایی که می توانستیم در این کشور تولید کنیم را با یک سوم قیمت وارد کردیم و امروز داریم تاوان آن را پس می دهیم، به این صورت که واحدهای تولیدی کشور و کارخانه ها تعطیل شده است.

واردکنندگانی که با دلار 600 برابر شده کالا وارد می کنند بهره این حجم انبوه واردات را به جیب می زنند. در این شرایط دولت به سرمایه گذار راهکار داد و گفت اگر تولید، توجیه اقتصادی ندارد پول سرمایه گذاران نزد بانک ها سپرده گذاری شود تا 20 درصد بهره به آن تعلق گیرد.

بهره 20 درصدی باعث شد که سرمایه دار ما در یک خواب فرصت طلبانه قرار گیرد و به جای اینکه زحمت و ریسک تولید را قبول کند پولش را در بانک گذاشته و بهره آن را دریافت کند.

دولت اکنون صدها هزار میلیارد تومان بهره، نزول یاربا به سرمایه گذاران بزرگ بدهکار است. این حرام است و تمام مراجع به اتفاق گفتند که بهره و دیرکرد حرام است. اما امروز بهره های مرکبی که از یک سال تا 30 سال صدها هزار میلیارد تومان شده است یک پول حرامی است که یک عده سرمایه گذار بزرگ از دولت یعنی بانک ها طلبکار هستند.

امروز جراحی اقتصادی کشور این است که ما دیگر نباید پولی که از راه حرام به دست می آید را به سرمایه گذاران بزرگ پرداخت کنیم. در این صورت این پول های اصلی از بانک ها نجات پیدا می کند و وارد تولید می شود، و از طرفی تا زمانی که تکلیف واردات کشور مشخص نشود به هیچ روشنایی اقتصادی، رفاه و ایجاد اشتغال نخواهیم رسید.

در مصاحبه های قبلی عنوان داشته بودید که بهره بانکی باید حذف شود. به نظر می رسد قبل از حذف بهره بانکی باید نیم نگاهی به قاچاق و حجم انبوه واردات به کشور انداخت. همانطور که می دانید قاچاق و واردات به کشور از طریق مبادی رسمی اتفاق می افتد و بسیاری از شخصیت ها و مقامات دولتی و حکومتی اقدام به این امر می کنند.

از طرفی صحبت از کاهش یا حذف بهره بانکی قبل از اینکه تکلیف واردات و قاچاق مشخص شود یک جریان انحرافی است، چرا که می تواند مشکلات عدیده ای در جامعه ایجاد کند؛ از جمله معیشت یک عده از مردم مانند: بازنشستگان و سالخوردگان، زنان بیوه و بی سرپرست و مطلقه، جوانان و اقشار ورشکسته اقتصادی که ناچار به دلیل نبود تقاضا کسب و کارهای خوب را تعطیل کرده و پولی را نزد بانک ها جهت دریافت سود بانکی سپرده گذاری کرده اند را به خطر اندازد. همین کاهش بهره بانکی تا 15 درصد موجب افزایش آسیب های اجتماعی در کشور و همچنین بروز نارضایتی و ناآرامی در جامعه شده است. مشکلات اقتصادی که تصور می شد با کاهش بهره بانکی مرتفع شود افزایش یافته است و حتی هیچگونه ورود سرمایه ای به بخش تولید و اشتغال کشور صورت نگرفته است.

در یک نمونه موردی، پس از کاهش بهره بانکی تا 15 درصد و صحبت ها در خصوص حذف بهره بانکی یا کاهش آن به میزان 10 درصد، حجم انبوه سرمایه ها به سمت کشورهای همجوار مانند: ترکیه، گرجستان، ارمنستان و... روانه شده است و در این کشورها ایرانیان اقدام به سرمایه گذاری نموده اند.

در یک نمونه موردی دیگر، پس از درج مصاحبه انتخاب خبر با حضرتعالی و ایجاد موج کاهش یا حذف بهره بانکی در کشور و بازتاب آن در بین مقامات بانک مرکزی کشورمان و کاهش بهره بانکی، من خبرنگار بارها مورد حمله شدید مردم قرار گرفته ام و حتی افراد جامعه به خود من می گویند که تقاضایی برای خریداری کالای تولید داخلی وجود ندارد.

خود من قبل از اینکه وارد بازار تهران در میدان خیام جهت انجام این مصاحبه شوم به عینه در ایستگاه مترو می دیدم که تبلیغات صورت گرفته بر در و دیوار معابر مترو مربوط به کالاها و محصولات خارجی است و یک جنس یا کالای ایرانی تبلیغ نشده بود.

به یاد دارم که یکی از همکاران اینجانب در دفتر یکی از رسانه ها مدام اینجانب را لعن و نفرین می کرد و عنوان می کرد که با وجود قاچاق کالا و واردات انبوه کالا و با این حال کاهش بهره بانکی، مردم فقیرتر شده اند و حتی مردم از این طریق وارد آسیب های اجتماعی مانند: خود فروشی، فحشا، دزدی، سرقت و کلاهبرداری شده اند.

آیا طرح نظر کاهش بهره بانکی از طرف حضرتعالی شامل سپرده گذاران بزرگ میلیاردی می شود یا اینکه خواهان آن هستید که در مجموع بساط این بهره بانکی جمع شود؟

واقعا سوال شما بسیار اخلاق مدارانه است. آن اقتصادی که می فرمایید عده ای از آن ارتزاق می کنند اقتصاد آدم های از کار افتاده یا پیرمردان یا پیرزنان است. کسانی که نه قدرت کار دارند و نه می توانند از پولی که دارند درآمدی پیدا کنند.
البته تا الان و تا این 40 سالی که در اقتصاد کشور در بعد از انقلاب شرکت داشته ام و نظریه پردازی و تئوری پردازی کرده ام اولین تئوری اینجانب اقتصاد بدون نفت بوده است و معتقد هستم اقتصاد کشور بایدروند پلکانی منطق عدالت داشته باشد.

به کسانی که تا 99 میلیون تومان پول دارند، یعنی به یک نفر در کل ایران در یک بانک، به یک نام و آن هم با تشخیص سن و سال، می توان سود سپرده بانکی پرداخت کرد. البته سرپرست خانوار بودن و ناتوانی شخص باید تایید شود. می توان اینگونه برای فقیر و فقرا تسهیلاتی درنظر گرفت.

اما مسئله ای که مشکل اصلی کشور است، سپرده های 100 میلیون تومانی به بالا است که اکنون رقم بالاتر از 10 میلیارد تومانی برای هر نفر است. هدف ما از حذف یا کاهش بهره بانکی مربوط به افرادی است که نزد بانک های کشور 10، 20، 30 میلیارد تومان و بیشتر سرمایه گذاری کرده اند. این افراد در حال خوردن مملکت هستند. آنهایی که اکنون صدها هزار میلیارد تومان از بانک ها یعنی دولت و خزانه دولت یا بیت المال طلب نزول حرام دارند. آن بنده خدایی که 50 میلیون تومان در حساب خود دارد معلوم است که زندگی اش را از این طریق اداره می کند.بانک مرکزی باید در این خصوص قانونگذاری کند.

این را هم اضافه کنم که هدف ما انقلابی ها، تحقق انقلاب اسلامی امام علی(ع) بود، یعنی عدالت. به عبارتی مردم به طور مساوی از آنچه که درآمد کشور است بهره برداری کنند. یعنی این دلاری که از نفت، پتروشیمی یا صادرات غیرنفتی به دست می آید متعلق به یک ملت است. اگر این دلار نزد یک نفر جهت واردات کالا به کشورمان قرار گیرد، آن کسانی که دسترسی به این دلار ندارند محروم می شوند. پس حاصل فروش دلار باید متعلق به همه ملت باشد.

من امروز احساس می کنم که دلار 4000 تومانی،واردات را بی رویه نموده است و حتی گمرکی و مالیاتی برای آن نیز پرداخت نمی شود. این موضوع موجب مشکلات اقتصادی در کشور شده است و سهم فقرا و همان 80 درصد جامعه ای که فرمودید در خط فقر یا زیر خط فقر به سر می برنددر حال پایمال شدن است.

حدود چند هفته پیش، روز جمعه ساعت 14 اخبار اعلام کرد که 200 هزار تن برنج وارد کشور شده است و تنها 20 هزار تن آن از مبادی قانونی وارد شده است. یعنی اینکه دولت و حکومت در مقابل قاچاق و واردات کالا و اجناس ناتوان هستند و نمی توانند قاچاق را کنترل کنند. برنج به طور غیر رسمی وارد کشور شده است و خود مسئولین برنج هم آن را تایید کردند.

امروز ما نیاز به یک اراده قوی داریم و باید از قوای کشور و نهادهای کشور مانند: قوه قضائیه، سپاه، نیروی انتظامی، نماینده ولی فقیه، دولت و مجلس یک مجموعه 50-40 نفری تشکیل شود و عنوان کنند که چه کسی دارد اقدام به قاچاق و واردات می کند و در هر رده ای که قرار دارد باید با آن مقابله کرد و گریبان آن را گرفت.

آقای دکتر علی شمس اردکانی فرمودند که گازوئیل کشورمان را به ترکیه صادر می کنند تا آن را لیتری 6200 تومان بفروشند و به جای آن پوشاک و البسه و پارچه وارد کشورمان کنند تا در ایران به یک سوم قیمت به فروش برسانند. در این شرایط آیا ایران می تواند فقط درحوزه تولید پوشاک و البسه موفق عمل کند؟!

بنابراین من احساس می کنم که امروز ناامنی اقتصادی در کشور وجود دارد. الحمدلله بارها اعلام کرده ام که سردار بزرگ اسلام حاج قاسم سلیمانی خطر داعش را از ایران دور کردند، اما در حین اینکه این سردار بزرگوار و فداکار و از جان گذشته داشت در جبهه های اسلام علیه کفر در عراق و سوریه می جنگید و تروریست ها را حذف می کرد، در کشور ایران داعش اقتصادی کمر به شکست اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بسته است. داعش اقتصادی امروز مملکت ایران را به روز سیاه کشانده است. آقای قاسم سلیمانی باید در داخل کشور ایران 100 فرمانده تعیین کند تا داعش اقتصادی را شناسایی کنند و با آن مقابله کنند.

اطلاع پیدا کردیم که سند سیاستگذاری بازرگانی داخل کشور در کمیسیون اقتصادی بنیاد امیدایرانیان تصویب شده است. اولا این سند را تشریح کنید و ثانیا عنوان کنید که با تصویب نهایی این سند در مجلس شورای اسلامی در حوزه مسکن، قاچاق و واردات چه اتفاقی خواهد افتاد؟

ما قصد داریم که یک روند بازرگانی منطقی را در کمیسیون به تصویب رسانیم. حقوقدانان، نمایندگان مجلس، اقتصاددانان و کسانی که صاحب نظر هستند، دانشمندان اقتصادی، نماینگان شورای شهر و نمایندگان دولت در کمیسیون اقتصادی بنیاد امید ایرانیان حضور دارند و فعلا زیربنای این سند در این کمیسیون نگارش می شود تا پس از بررسی کارشناسی به کمیسیون اقتصادی و بازرگانی مجلس شورای اسلامی برای بررسی و تصویب ارسال گردد.

آنچه که من طی مدت عمرم در ایران به مشکل اساسی اقتصاد بازرگانی برخورده ام این است که آمار و اطلاعات بازرگانی در کشورمان بسیار ضعیف است و علم بازرگانی کشورمان به روز شده نیست، بنابراین اولین اقدامی که مورد نیاز است پژوهش است.

درحال حاضر ایران بازار ملی ندارد؛ فرض کنید در سه استان کشور، استان های گرمسیر مانند: هرمزگان، بوشهر و خوزستان هیچ بازرگانی گرمسیری وجود ندارد. تمام بازرگانی گرمسیری کشور باید در این سه استان بنیان گذاری شود. در شمال کشور، استان های اردبیل، تبریز، همدان و کردستان سردسیری هستند و بازرگانی این استان ها باید مشخص شود. یعنی باید در قسمت پژوهش های 31 استان کشورمان یک پژوهشگاه بازرگانی وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، حوزه بازرگانی کشور چه چیزی دارد و چه چیزی می خواهد؟ آمارها باید وارد وزارت بازرگانی شود و در این وزارتخانه عنوان شود که اکنون مثلا ایران نیازمند یک میلیون دستگاه یخچال بوده و از این تعداد، 750 هزار دستگاه باید در داخل تولید شود و 250 هزار دستگاه هم باید وارد شود.

این آمار و اطلاعات می تواند تنظیم کننده بازرگانی کشور شامل: بازار داخلی و واردات باشد. اگر این آمار و اطلاعات وجود نداشته باشد سرمایه های کشور استهلاک پیدا می کند و کشور دچار نابودی سرمایه گذاری می شود. ابتدا باید این به تصویب برسد که اگر امکان تولید هرکالا یا جنسی که در کشور وجود دارد، آن کالا یا جنس را نباید وارد کرد.

اقتصاد کشور در قبل از انقلاب داشت اداره می شد و واقعاً فساد اقتصادی در قبل از انقلاب خیلی کم بود. در سطح بالای رژیم شاه در بخش نفت و زد و بندهای دولتی فساد زیاد بود اما در بخش اقتصاد مردمی که اینجانب فعالیت می کردم اقتصاد بسیار سالمی وجود داشت. یعنی بازرگانان خوبی وجود داشتند که ملی، مذهبی و مسلمان بودند، چه کارخانه دارها و چه واردکنندگان، و همگی آن ها بر منافع ملی کشور تأکید داشتند که کشور کالایی را وارد کند که دارای کیفیت باشد و در ضمن در ایران هم تولید نشود.

الآن می بینیم که بسیاری از صنایع قبل از انقلاب هنوز در تمام زمینه ها در کشورمان جایگاه دارند. اما در نتیجه واردات بی رویه و قاچاق همه این صنایع تعطیل شده اند.

اینجانب معقتد هستم که اگر اراده قوی وجود داشته باشد حاضر هستم با تن علیلم تمام اطلاعات خود را به اشتراک گذارم. منتهی قدرتی باشد که این طرح را اجرا کند نه اینکه تنها حرف زده شود. امروز در همه زمینه ها تولید داخلی کشور در حال زمین خوردن است و حتی نابود شده است.

یک مثالی را در اینجا تاکید می کنم؛ در زمینه تولید جک هزار تنی به عرض می رسانم که در کشورمان استعداد فراوانی وجود دارد. تولید این جک در انحصار آمریکا بوده است و این در صورتی است که یکی از دوستان خود من دو دستگاه از آن را در حدود 10 سال پیش با 80 تن بالاتر در داخل کشور تولید کرد.

و اما در مورد مسکن که فرمودید؛ امروز بزرگ ترین اشغالگر تاریخ دنیا اسرائیل است؛ رژیم غیرقانونی و جعلی صهیونیستی، که پشتیبان آن هم آمریکا، روسیه، انگلستان و... هستند.

این رژیم آمده زمین های فلسطینیان را اشغال کرده و در آن کارخانه سازی، شهرسازی و دانشگاه سازی انجام داده است. اما صهیونیست ها نه دین دارند و نه انصاف، نه خداپرست هستند و ظالم و آدم کش و کودک کش هستند.

اما باید به کشور خودمان مراجعه کرد. اگر یک ساختمان امن و گران قیمتی در ایران ساخته  می شود چند گزینه و زمینه علمی برای آن وجود دارد.

فضا و سرزمین کشور ایران متعلق به 80 میلیون نفر جمعیت است. در بهترین خیابان و محل، گران قیمت ترین مکان این کشور یک فردی می آید برجی با 30 طبقه و هر طبقه 10 واحد و به عبارتی 300 واحد ساختمان در این برج می سازد.

اما این فرد سازنده از امکانات شهری کشورمان استفاده می کند. اول از همه از امنیت استفاده می کند. امنیتی که مال یک ملت است و نیروی انتظامی، ارتش، بسیج و وزارت اطلاعات و تمام سازمان های مملکت مانند: شهرداری و شورای شهر، امکانات امنیتی این ساختمان 300 واحدی را تأمین می کنند، خدمات برای آن مهیا می کنند. آب، برق، تلفن و گاز و نظافت این خیابان ها و فضای سبز در اختیار این 300 واحد قرار می گیرد.

حالا این شخص سازنده این 300 واحد ساختمان مسکونی را گروگان می کشد و احتکار و اشغال می کند، آن هم بدون اینکه بعد از 20 سال این 300 واحد ساختمانی را به فروشد.پس این شخص هم مانند صهیونیست ها اشغال گر است. در این ملک می شود در هر واحد 5 نفر زندگی کنند و حالا به دلیل اینکه سرمایه شخص سازنده روز به روز رشد کند، از یک میلیون تومان سال 1370 یعنی 26 سال پیش برسد به 30 میلیون امروز، این ساختمان ها به فروش نمی رسد.

از این واحدهای خالی بدون سکنه در کشور ایران، بیش از 5 میلیون واحد وجود دارد. آیا این اشغال نیست؟ آیا این اشغال نیست که امنیت شهرهای کشورمان، سرمایه های مملکت، خیابان ها، فضای سبز و فضای شهری، تلفن، گاز، برق و آب در اختیار سازندگان این مساکن قرار گیرد، و این واحدهای مسکونی برای اینکه روز به روز گران تر شوند، خالی و بلااستفاده بمانند و سازندگان این واحدهای مسکونی آن ها را به فروش نرسانند؟ این عمل ضد انسانی، یک فشار مضاعف اقتصادی بر طبقه ضعیف کشورمان وارد می کند.

در کجای این سرزمین های اشغالی در فلسطین و اسرائیل، 20 میلیون نفر آواره شده اند که در ایران این بلا بر سر مردم که اکنون 80 درصد آن ها در خط فقر و زیر خط فقر به سر می برند آورده می شود؟
5 میلیون خانه در کشور اکنون فاقد سکنه هستند، و این یعنی 20 میلیون نفر در کشور ایران بدون مسکن هستند. این مساکن به صورت آپارتمان های 100 متری، 500 متری، پنتهاوس و لاکچری و لوکس در سطح کشور خالی و فاقد سکنه هستند تا با احتکار آن ها قیمت آن ها افزایش یابد. این مساکن برای سازندگان آن ها متری 5 میلیون تومان تمام شده است و قصد دارند متری 30 میلیون تومان آن ها را به فروش رسانند و جالب اینکه حتی اکنون نیز آن ها را نمی فروشند. امروز چه کسی می تواند در کشور فقر زده ایران خانه بخرد؟ لوکس و دوبلکس به قیمت 30 میلیارد تومان و 20 میلیارد تومان خریداری کند؟ غیر از این که آن هایی که اقدام به احتکار مسکن در کشور می کنند همان هایی هستند که قاچاق می آورند و از رانت ارز استفاده می کنند؟ آن ها آدم های استثنایی در کشور ایران هستند که پول های بدون زحمت به دست می آورند؟ بنابراین من این آقایان و خانم ها یا گروه هایی که دارند در مملکت ایران مسکن می سازند و آن ها را نمی فروشند یا اجاره نمی دهند را مانند اسرائیلی ها اشغالگر می دانم.

تازمانی که این افراد، مردم را مجبور نکنند که در این آپارتمان ها و مساکن سکنی گزینند باید به فکر روزی باشند که خشم مردم ایران به سمت آن ها معطوف شود. در آن روز مردم در خانه های آن ها مسکن می گزینند. این افراد باید به فکر روزی باشند که فشار اقتصادی و نپرداختن حداقل اجاره های یک میلیون تومانی و 500 هزار تومانی باعث شود که مردم این خانه ها را اشغال کنند.

من این حرف را در مقابل خدا می گویم که این ظلمی که به این کشور و به این مردم می کنند همان ظلمی است که رژیم صهیونیستی دارد به فلسطینی ها می کند، چرا که آن ها خانه های مردم را حبس و احتکار کرده اند و اجازه نمی دهند کسی در داخل این مساکن زندگی کند و همچنین باعث شده اندکه اجاره خانه افزایش پیدا کند، قیمت مسکن روز به روز افزایش یابد و قیمت لوازم ساختمانی نیز افزایش یابد و مردم نتوانند زندگی کنند.

چرا 8 میلیون دختر و پسر در این مملکت زیر 40 سال و بالای 35 سال نمی توانند ازدواج کنند، برای آنکه یک چادر هم ندارند که بروند در آن زندگی کنند. در این شرایط، عده ای بیش از 5 میلیون مسکن را احتکار کرده اند و این افراد هم قطعاً اشغال گر هستند، چرا که خانه ها را ارزان نمی کنند.

مساحت کشور ایران 5/5 برابر کشور آلمان است. آلمان دارای 82 میلیون جمعیت است و در این شرایط، تورم ساختمان دارد. یعنی آنقدر ساختمان خالی وجود دارد که کسی نمی رود اجاره کند. کجای دنیا زندگی شان به ساختمان وابسته است که این ظالمان، بعد از انقلاب این فساد را در کشورمان ایجاد کرده اند و زمینی که متری 2 هزار تومان بود را به متری 20 میلیون تومان رسانده اند؟ چه کسی این اقدام را انجام داده است؟ آیا این یک طرح اسرائیلی نیست که خانه های فلسطینی ها را تصاحب و اشغال کرده است؟

یکی از راه های جلوگیری از فساداجتماعی، ازدواج است. چرا در مملکت ایران ازدواج صورت نمی گیرد؟ برای اینکه با ماهی یک میلیون تومان کسی نمی تواند زندگی کند. خودتان گفتید که حداقل حقوق، یک میلیون و 200 هزار تومان است. مردم با این پول چه کار کنند؟ کجا بروند بگیرند که برای یک آپارتمان 30 متری، ماهیانه 500 هزار تومان اجاره پرداخت نکنند. در این شرایط، کسی در کشور می تواند ازدواج کند؟! بنابراین باید جلوی این فساد در اسرع وقت گرفته شود.