در همین حال، دیده بان حقوق بشر سیاست های ترامپ را تهدید کننده خواند. سازمان دیده بان حقوق بشر بلافاصله پس از مراسم تحلیف دونالد ترامپ اعلام کرد: «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا به اجرای سیاست هایی متعهد شده که تهدید کننده حقوق بشر در داخل و خارج آمریکا است.

به گزارش پایگاه دیده بان حقوق بشر، این سازمان از هواداران و مدافعان حقوق بشر، مقام های منتخب و همه مردم ایالات متحده خواست که بر رئیس جمهوری تازه این کشور برای کنار گداشتن این طرح ها و اقدامات دولتی ناقض حقوق بشر، فشار آورند.

اما برای بررسی بیشتر دو موضوع برجام و حقوق بشر در دوران ترامپ، خبرنگار انتخاب خبر نظرات دکتر مهدی ذاکریان، استاد روابط بین الملل و فعال حقوق بشر را جویا شد.

در ادامه، مشروح این گفتگو را می خوانید.

آیا برجام در دوران ترامپ نقض خواهد شد؟

ابتدا باید برجام را از منظر حقوق بین الملل بررسی کرد.

اگر قدرت سیاسی در هر نقطه از دنیا مانند: آمریکا، فرانسه، آلمان و... جابجا شود یا تغییر گرایش سیاسی در این کشورها رخ دهد برجام نقض یا بی اعتبار نخواهد شد. نکته این است که برجام به مدد حضور آقای روحانی یا آقای اوباما در قدرت منعقد نشد. برجام، تفاهمنامه ای میان دولت های بزرگ جهانی مانند: آمریکا، روسیه و اتحادیه اروپا بوده است که با نظارت سازمان ملل متحد و دولت جمهوری اسلامی ایران منعقد گردید. بنابراین در این تفاهم، دولت ها نقش داشتند. درست است که سلایق افراد مختلف از جمله نخبگان در شکل گیری برجام موثر بوده است، اما افراد حاضر در مذاکرات هسته ای در مقام دولت های کشور خود تصمیم گرفتند و توافق هسته ای را به تصویب رساندند.

mehdizakerianحال اگر فرض بر آن باشد که یک تغییر سیاسی جدی در برخی کشورها رخ دهد و برجام نقض شود این نقض تعهدات بین الملل است. گفته می شود که با خروج اوباما از صحنه سیاسی ایالات متحده ترامپ برجام را نقض خواهد کرد. ترامپ در بحث های انتخاباتی خود مطرح کرده بود که برجام را پاره می کند یا اصلاً توافق هسته ای را توافق مطلوبی نمی داند؛ آیا چنین ادعایی از منظر حقوق بین الملل و از منظر نظام جهانی مورد پذیرش است؟ پاسخ این پرسش منفی است؛ چراکه برجام برپایه فصل پنجم منشور سازمان ملل متحد و برپایه ماده 25 منشور به تصویب شورای امنیت رسیده است. یعنی جمهوری اسلامی با قطعنامه 2231 شورای امنیت مواجه است و این در توان هیچ فردی نیست که قطعنامه شورای امنیت را تغییر دهد یا آن را عوض کند. مگر اینکه خود اعضای شورای امنیت بیان کنند که قطعنامه 2231 که صادر شده است را از یک روز مشخص باطل می کنند.

فرض محال می گیریم که آقای ترامپ پیشنهادی مبنی بر تصویب قطعنامه جدیدی برای الغای قطعنامه قدیمی یعنی قطعنامه 2231 ارائه کند؛ در این صورت چنین قطعنامه ای مورد پذیرش سایر اعضای شورای امنیت قرار نمی گیرد، بنابراین برجام با تغییر آقای اوباما به آقای ترامپ نقض نخواهد شد و یا برای آن هیچگونه اتفاقی نخواهد افتاد.

بحث دیگر بحث سیاسی برجام است.

در اینجا باید سؤالی را طرح کرد؛ آیا یک فردی که به صحنه سیاسی ورود پیدا می کند سعی می کند کار بهتری انجام دهد یا کارهای بدتری انجام دهد؟ آنچه مسلم است این فرد تازه وارد سعی می کند کارهای بهتری انجام دهد.

حال چرا جامعه جهانی با ایران بر سر پرونده هسته ای وارد مذاکره شد؟ چرا جامعه جهانی در مواجهه با ایران اقدام به تصویب برجام کرد؟ پاسخ این است که جامعه جهانی قصد داشت با انجام توافق هسته ای و تصویب برجام، ایران را کنترل کند و مطمئن شود که فعالیت های هسته ای ایران صلح آمیز است.

بهترین راه کنترل ایران و اطمینان جامعه جهانی از صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران چیست؟ نظارت آژانس انرژی اتمی سازمان ملل متحد بر فعالیت های هسته ای ایران.

برجام چنین گزینه ای را پیش بینی نموده است؛ بنابراین تنها گزینه ای که در مقابل نظارت آژانس بین المللی اتمی وجود دارد، گزینه جنگ است. یعنی کشورهای مدعی بگویند که قصد دارند ایران را با زور جنگ و قلدری کنترل کنند و در این صورت می توان نسبت به صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران اطمینان حاصل کرد. پس در این صورت باید مأموران FBI یا CIA را به ایران اعزام کنند تا این کشور از برنامه های هسته ای تخلف نکند. کشورهای مدعی معتقد هستند که از این طریق می توانند ایران را کنترل کنند.

این نوع برخورد، منطقی نیست و مورد پذیرش هیچ کشوری قرار نمی گیرد. بنابراین از نظر سیاسی یک انزوای بزرگ برای ترامپ به وجود خواهد آمد. به این دلیل است که شعار انتخاباتی ترامپ که می گفت برجام را پاره می کند با پس از انتخاب شدنش متفاوت شد و گفت شاید برخی مفاد برجام را عوض کند. اکنون هم بعد از اقدام کنگره آمریکا در خصوص تمدید تحریم های ده ساله ایران، آقای ترامپ اصلاً صحبتی در خصوص لغو برجام نکرد و سکوت کرد. قطعاً هم وقتی آقای ترامپ به قدرت می رسد مجبور خواهد بود که از نظر سیاسی با منطق جامعه جهانی رفتار کند.

وضعیت حقوق بشر ایران در دوران پساترامپیسم چگونه خواهد بود؟

دموکرات ها و جمهوری خواهان در مورد حقوق بشر با یکدیگر تفاوت سلیقه جدی دارند. اما هیچکدام در نظام جهانی اعلام نمی کنند که مخالف حقوق بشر هستند. هر دو حزب آمریکا نسبت به نقض حقوق بشر واکنش حقوق بشری دارند. با ویترین حقوق بشر از کشورها امتیاز می گیرند. منتهی دموکرات ها سعی می کنند سخت گیری بیشتری نسبت به حقوق بشر داشته باشند.

برای اولین بار این دموکرات ها بودند که اداره حقوق بشر را در وزارت خارجه تأسیس و ایجاد کردند. یعنی در دوره جیمی کارتر، اداره حقوق بشر در وزارت خارجه آمریکا تأسیس شد و برای اولین بار بود که دولت آمریکا به کشورهای ناقض حقوق بشر فشار آورد که رفتارهای خودشان را اصلاح کنند. آمریکا در آن دوران فشارهایی بر شاه ایران و بر پینوشه می آورد و می گفت آنها باید رفتارهای خود را مطابق با حقوق بشر تعریف کنند. اما همین آقای کارتر در عرصه روابط خارجی به ایران می گفت جزیره ای از ثبات در اقیانوسی متلاطم؛ به عبارتی، کارتر نزدیک ترین روابط را با شاه به وجود آورد. بنابراین حتی دموکرات ها که شعار حقوق بشر می دهند و حتی اداره حقوق بشر را به وجود آوردند در عمل با کشورهای اقتدارگرا رابطه داشتند. این وضعیت درباره جمهوری خواهان ساده تر است؛ یعنی جمهوری خواهان مسئله حقوق بشر را آسان تر می گیرند و در رابطه با نقض حقوق بشر برخورد جدی با کشورهای دیگر نخواهند داشت. به این جهت من فکر می کنم در دوران ترامپ مسئله ای که ایران با ترامپ خواهد داشت مسائل حقوق بشری به صورت جدی نیست و به صورت شکلی خواهد بود، چرا که جمهوری خواهان به صورت سنتی چنین نگرشی به حقوق بشر داشته اند. ضمن اینکه ماهیت آقای ترامپ یک فرد کاسب و بازرگان است. برای همین علاقمند است تا با روسیه روابط خوبی داشته باشد و در این راستا صداها و نغمه هایی در جهت همکاری های خوب و مطلوب بین ترامپ و پوتین به گوش می رسد. من فکر نمی کنم موضوع حقوق بشر در سیاست خارجی ترامپ به عنوان یک موضوع درجه اول مطرح شود. ممکن است موضوع حقوق بشر در درجه دو و سه مطرح شود اما در درجه یک نخواهد بود.

اما چه ترامپ و چه اوباما رئیس جمهور آمریکا باشند و در هر کجای دنیا چه مرکل صدراعظم باشد یا هر شخص دیگری به عنوان صدراعظم آلمان باشد، ایران باید نسبت به وضعیت حقوق بشر بیشتر تأمل کند جمهوری اسلامی ایران نباید در سیاست های خارجی و داخلی خود سخت گیر بودن یا سخت گیر نبودن طرف های مقابل را سنجش کند، بلکه حقوق بشر باید اعتقاد قلبی نظام جمهوری اسلامی ایران باشد؛ همانطوری که ایران نسبت به مسائل هسته ای اعتقاد قلبی دارد. اگر فتوای رهبری باشد و اگر فتوای رهبری نباشد، در دین اسلام قلباً و واقعاً کشتار دسته جمعی حرام است. به همین دلیل ایران به دنبال بمب هسته ای نمی رود. به این دلیل آقای دکتر ظریف مصر بودند که به هیچ عنوان فعالیت هسته ای ایران غیرصلح آمیز نخواهد بود. این اعتقاد قلبی و واقعی و مسلم جمهوری اسلامی و مردم مسلمان ایران است و کشتار دسته جمعی را حرام می دانند. به این دلیل بمب هسته ای و فعالیت های هسته ای غیرمجاز از نظر ایران مشروع نیست. به همین صورت در مورد حقوق بشر هم ما اعتقاد دینی و قلبی داریم که به هیچ انسانی نباید ظلم شود ولو اینکه مسلمان نباشد. ضمن اینکه اگر خارج از دین اسلام به حقوق بشر نگاه کرد، اساساً ایرانی ها با موضوع حقوق بشر پیوند تاریخی دارند. از زمان کورش بزرگ تا در زمان اسلام حقوق بشر مطرح بوده است. در اشعار بزرگانی مانند سعدی که می گوید: چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار، منظور حفظ حقوق بشر است. به این دلیل نگاه ما به مسئله حقوق بشر در عرصه سیاست جامعه باید فارغ از بودن رئیس جمهور ترامپ یا رئیس جمهور اوباما در ایالت متحده آمریکا باشد.

این ما هستیم، وجدان ما و پروردگارمان. آیا ما به حقوق ملت خود احترام می گذاریم یا نمی گذاریم؟ آیا می توانیم به گونه ای نسبت به حقوق بشر ملت ایران توجه کنیم که در این زمینه سربلند باشیم؟ ایران باید به گونه ای عمل کند که نه تنها در دوره ترامپ تحت نظارت گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل قرار نگیرد، بلکه در هیچ دوره دیگری برای ایران گزارشگر ویژه حقوق بشر تعیین نگردد.

دلیلی ندارد وضعیت حقوق بشر در کشور مسلمان ایران با ریشه و پیشینه مذهبی به گونه ای باشد که عربستان گزارشگر ویژه نداشته باشد اما ایران گزارشگر ویژه داشته باشد و انگشت نمای نظام بین الملل مبنی بر نقض حقوق بشر باشد.

در این موضوع ایران باید اصلاحات جدی را آغاز کند. نه به دلیل ترامپ یا اوباما بلکه به دلیل باور و اعتقاد قلبی ایرانیان و مسئولیتی که در مقابل خداوند دارند.