سید حسین موسویان*: درشرایطی که سرنوشت برجام در خطر است، قرار است ترامپ در تاریخ 15 اکتبر نظر خود را به کنگره درمورد پایبندی ایران به برجام اعلام کند. بسیاری معتقدند که او عدم پایبندی ایران را اعلام و روابط ایران و آمریکا را به سمت خصومت علنی بازخواهد گرداند.

اینطور نیست که همه اعضاء دولت ترامپ با ترامپ موافق باشند. ژنرال ماتیس وزیر دفاع آمریکا علنا خواستار ماندن برجام شده و گزارشها حاکی از مخالفت تیلرسون وزیر خارجه با اعلام عدم پایبندی ایران است. تيلرسون اخیرا گفت: "از بزرگترین چالش های ما این است که بتوانیم رابطه ایران و آمریکا را تعریف کنیم. این رابطه هرگز یک اوضاع شاد و خوشحال کننده ای نداشته است. فکر می کنم اگر زمانی فرصت داشته باشیم که حرف بزنیم باید بگوییم آیا می خواهیم تا آخر عمرمان یا عمر فرزندان مان این روند را ادامه بدهیم؟‌ ما هرگز چنین گفتگویی را نداشته ایم".

 حرف تیلرسون من را بیاد خاطره ای انداخت. روزي محسن رفيقدوست از فرمانده هان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به من گفت بعنوان وزیر سپاه وقت نزد امام خمینی (ره) رفتم و از ایشان اجازه خواستم که وزارتخانه سپاه را در محل سفارت سابق آمریکا تشکیل بدهم که ایشان ضمن مخالفت به من فرمودند "برای چه می خوای آنجا بروی؟ مگر قرار است ما هزار سال با آمریکا ارتباط نداشته باشیم".

 حقيقت اين است كه دهها سال قطع روابط ديپلماتيك، موجب شده كه امريكا درك درستي از ايران نداشته و به همین دلیل استراتژی همه دولتهای گذشته آمریکا اعم از دموکرات و جمهوریخواه درمورد ایران شکست خورده است بجز یک مورد آنهم توافق هسته ای اوباما با ایران.

 اگر دولت ترامپ مايل است نسلهاي آينده دو ملت را از شر خصومتهاي گذشته در روابط نجات دهد، بايد در تعیین سیاست جدید خود درقبال ایران به پنج نکته کلیدی زیر توجه کند:

 نکته اول: ايرانيها با تمدن و تاريخي چند هزار ساله، ملتي بسيار مغرور هستند. لذا رعایت اصل "احترام متقابل" جزء لاینفک روابط خارجی آنهاست. مقامات امريكايي درچند دهه گذشته عمدتا با زبان توهين و تهديد با ايراني ها صحبت كرده اند. وزير خارجه ايران در سفر اخيرش به نيويورك به من گفت: سخنراني ترامپ در مجمع عمومي سازمان ملل، توهين آميزترين سخنراني يك رييس جمهور آمريكا بعد از انقلاب بوده و لذا گفتگو با او معنی ندارد.

 نکته دوم: سیاست آمریکا درمورد "تغيير رژيم" در ایران، نتیجه ای بجز خودزنی برای آمریکا نداشته است. دلیل اصلی بي اعتمادي ايران به امريكا نیز سياست امريكا براي تغيير رژيم در ايران بوده است. تیلرسون وزیر خارجه دولت ترامپ اولين مقام دولتی امريكا بود که بعد از انقلاب ١٩٧٩ ایران، رسما تغيير رژيم را سياست دولت خود خواند درحالیکه دولتهای قبلی آمریکا درمواضع علنی عمدتا از "تغییر رفتار" صحبت می کردند.

 اوباما در سخنراني خود درمجمع عمومي سازمان ملل ٢٠١٣ رسما اعلام كرد كه تغيير رژيم در ايران سياست او نيست. لذا اوباما توانست با ايران گفتگو و درمورد يكي از اختلافات كليدي يعني هسته اي به توافق بين المللي دست يابد. آيت الله خامنه اي رهبر عالي ايران نیز پاسخ نامه محترمانه اوباما را محترمانه داد اما اگر امروز ترامپ به رهبر ايران نامه بنويسد، پاسخي دريافت نخواهد كرد. بنابراين قدم کلیدی برای موفقیت گفتگو با ایران، کنارگذاشتن سیاست "تغییر رژیم" است.

 نكته سوم: از زمان کودتای آمریکایی 1953 علیه حکومت مردمی مصدق در ایران، ملت ایران تنفر خاصی نسبت به مداخله آمریکا درامور داخلی خودشان دارند. براي مذاكره با ايران، امريكا بايد از مداخله در مسايل جناحي داخلي ايران پرهيز كند. وضعیت جناحهای اصولگرا يا اعتدال يا اصلاح طلب در ايران، همچون دمکرات و جمهوریخواه در آمریکاست. در تهران و واشینگتن، هر توافقی بین ایران و آمریکا باید فراجناحی باشد درغیراینصورت شکست می خورد. چالشهایی که جمهوریخواهان برای برجام ایجاد کرده اند، نمونه روشن است. لذا گفتگوی ایران باید با رعایت ساختار و سلسله مراتب حکومتی ایران صورت گیرد.

 نکته چهارم: دولت ترامپ مهمترین دلیل مخالفت با برجام را سیاستهای منطقه ایران خوانده است. پذیرش اين واقعيت توسط آمريكا مهم است که ایران بعنوان یک کشور بزرگ با منابع عظیم طبیعی و نیروی انسانی، نگرانیها و منافع مشروع منطقه ای دارد. سیاستهای چند دهه گذشته آمريكا درمورد نفی منافع مشروع منطقه ای و تلاش جهت انزواي ايران، موجب رشد نفوذ و اقتدار منطقه اي ایران همچون حوزه های سوریه، یمن، لبنان و عراق شده و متقابلا نفوذ آمریکا در منطقه همچون افغانستان، یمن، سوریه، عراق و سایر مناطق کاهش یافته است.

 بعد از انقلاب 1979، سیاست خارجی ایران براساس بازدارندگی از تجاوز خارجی و تامین امنیت مرزهایش بوده است و نه براساس هژمونی درمنطقه. تجاوز عراق به خاک ایران و بحرانها و ناامنی های متعدد در هزاران کیلومتر مرزهای ایران همچون مرزهای افغانستان و عراق و پاکستان، موجب شده تا ایران در منطقه نقش فعال ایفاء کند.اگر چناچه آمريكا مخالف رقابتهای خصمانه قدرتهای منطقه ای است، باید از استراتژي ايجاد يك سيستم همكاري منطقه اي در خليج فارس بين قدرتهای سنگین وزن یعنی ايران و عراق و عربستان و ديگر أعضاء شش كشور شوراي همكاري خليج فارس، حمایت کند.

 نکته پنجم: سابقه چند دهه "سیاست دوگانه فشار و دیپلماسی" آمریکا حاکی از شکست آن می باشد. بنظر می رسد که هدف دولت ترامپ از تشدید فشارهای اخیر علیه ایران، این است که ایران را از موضع ضعف به پای میز مذاکره بکشاند. روحیه ایرانیها اینگونه است که فشار را با فشار پاسخ می دهند. جان کری درمقاله اخیرخود در واشینگتن پست اذعان کرده که آمریکا بهمراه سایرقدرتهای جهانی شدیدترین تحریمها علیه ایران را اعمال نمودند اما ایران در پاسخ ظرفیت غنی سازی خود را تا حدی افزایش داد که به ذخیره ساخت 10 تا 12 بمب هسته ای دست یافت. جان کری در مقاله خود اذعان کرد که ایران در آستانه بمب هسته ای قرار گرفته بود.

 درسی که ترامپ باید از این واقعیت بگیرد این است که در تدوین سیاست جدید خود درمورد ایران، اگر بخواهد از طریق فشار تنه ای به ایران بزند، ایرانیها برگ های چانه زنی مناسب را رو خواهند کرد و هرگز درمقابل هیچ تهدیدی تسلیم نخواهند شد.

* پژوهشگر ارشد دانشگاه پرینستون امریکا و معاون پیشین سیاست دبیرخانه شورای امنیت ملی‌ ایران