اظهارات فوق بخشی از سخنان دکتر هوشنگ امیراحمدی، استاد دانشگاه راتگرز و مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه آن دانشگاه در رابطه با پشت پرده ماجرای تحریم های آمریکا علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

اما تحولات منطقه ای در خاورمیانه خبر از یک تهاجم شوک آور می دهند. طی روزهای گذشته تحولات خاورمیانه حول محور رویدادها و اخبار مربوط به عربستان سعودی و لبنان بوده است. مهم ترین تحول را باید درخواست چهار کشور عربی امارات، عربستان، بحرین و کویت از شهروندان خود برای ترک فوری لبنان دانست.

در همین حال، آیا جبهه متحدی به رهبری آمریکا آماده عملیات در یمن شده است؟ آیا در چهارچوب نقشه از پیش طراحی شده، اسرائیل به لبنان حمله خواهد کرد و عربستان هم اقداماتی برای بی ثبات کردن ایران انجام خواهد داد؟ آیا ايران، هدف اصلي ماجراجویی های اسرائیل و عربستان است؟ در این صورت، آینده سپاه در داخل ایران و منطقه چگونه رقم خواهد خورد؟ در همين راستا و براي بررسي تحولات اخير منطقه و آینده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، «انتخاب خبر» گفت‌وگويي با هوشنگ امیراحمدی، كارشناس مسائل بين‌الملل و خاورميانه داشته‌ است كه در ادامه، مشروح گفت‌وگو با وي درباره سوالات بيان شده را مي‌خوانيد.

amirahmadi sepah

آقای دکتر سفر این بار شما به تهران با چه هدفی انجام شده است؟

این بار به دلیل مسائل خانوادگی به ایران سفر کردم. از همه مهم تر چند سال پیش کتابی در خصوص اقتصاد سیاسی دوره قاجار نوشته بودم که این هفته منتشر می شود. به ایران سفر کردم که کتاب را تحویل بگیرم و بعد از آن احتمالا یک جلسه ای در جهت رونمایی از این کتاب در تهران برگزار کنم.

به عنوان سوال اول، ماجرای دیدار آقای روحانی و آقای ترامپ در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل چه بود؟

این ماجرا از بنیاد و از بیخ دروغ بود. چنین موضوعی وجود نداشت و اصلا چنین حرفی نبوده است. تا آنجا که من می دانم عده ای از لابیست هایی که دنبال پول بودند قصد داشتند سر آقای روحانی و دولت او کلاه بگذارند و بعد هم پولی بگیرند و سپس عنوان کنند که امکان دیدار دو رئیس جمهور فراهم نشد.

صحبت چنین دیداری اصلا وجود نداشته است و نمی تواند وجود داشته باشد. در حال حاضر آقای ترامپ به هیچ وجه آمادگی دیدار با مقامات جمهوری اسلامی ایران را ندارد. حتی هیچ آمادگی بین دو طرف برای یک صحبت تلفنی فراهم نیست.

در اوایل روی کار آمدن آقای ترامپ، اینجانب وسیله ای فراهم کرده بودم که آقای ترامپ با آقای روحانی تلفنی حرف بزند که این اقدام عملی نشد. حتی ارتباط این دو رئیس جمهور، تلفنی هم میسر نشد، چه رسد به اینکه این دو رئیس جمهور قصد کنند با یکدیگر ملاقات حضوری داشته باشند! آنچه مسلم است که این اقدام غیر ممکن است. یک عده لابیست هدف سرکیسه کردن دولت ایران را داشتند.

پس اینکه مطرح می شد آقای مکرون، رئیس جمهور فرانسه قصد فراهم ساختن این ملاقات را داشته است صحت نداشت؟

دقیقا. آقای مکرون هیچگاه چنین حرفی را نزده است و چنین برنامه ای اصلا وجود نداشته است و موضوع ملاقات دو رئیس جمهور آمریکا و ایران در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد صحت نداشته است و از بیخ و بن دروغ بوده است.

تحلیل جنابعالی از سخنرانی اخیر آقای ترامپ در مورد برجام چیست؟ ایشان بر علیه جمهوری اسلامی بسیار سخن راند و حتی خزانه داری آمریکا سپاه را زیر ضرب تحریم های گسترده قرار داد. آیا چنین اقدامی به معنای آن است که آمریکا سپاه را تروریست اعلام کرده است؟

سخنرانی اخیر ترامپ چیز تازه ای نیست. اگر به یاد داشته باشید طی مصاحبه هایی که اینجانب با «انتخاب خبر» داشتم از یکسال پیش در مورد برجام و جمهوری اسلامی ایران پیش بینی کرده بودم که چنین اقداماتی از سوی ترامپ و دولت او سر خواهد زد.

واقعیت این است که اولا آمریکایی ها نمی خواهند از برجام خارج شوند. همه این اقدامات و سخنرانی ها یک نمایش است. الان آمریکا پلیس بد است و اروپا پلیس خوب و تمام زور هر دو طرف این است که هم ایران را در برجام نگه دارند و هم آمریکا تحریم های خودش را بر جمهوری اسلامی ایران اعمال کند؛ یعنی با یک تیر دو نشان بزنند، هم ایران را در تله برجام نگه دارند و هم هر تحریم دیگری که می خواهند به هر دلیل دیگری بر ایران اعمال کنند.

هدف تحریم هایی هم که الان قصد دارند بر ایران اعمال کنند که پیش تر هم اعمال نموده اند، موشک های ایران و این رفتارهای منطقه ای ایران است. سپاه، هم در رابطه با موشک و هم در رابطه با رفتارهای منطقه ای ایران، در وسط میدان قرار می گیرد و بنابراین سپاه الان مورد فشار و تهدید و تحریم آمریکا است.

اینکه سپاه رسما تروریست اعلام شده باشد صحت ندارد، به عبارتی دولت آمریکا سپاه را رسما در لیست تروریست در آمریکا قرار نداده است، اما مثل همیشه سپاه را به عنوان یک نیرویی که همراه ترور و همراه تروریست ها می باشد تعیین کرده است. بنابراین اشتباه نشود؛ سپاه در لیست تروریست رسمی آمریکا قرار نگرفته است، اما از سپاه تحت عنوان نیرویی که از گروه های تروریست حمایت می کند و در کنار آنها می جنگد و در کنار آنها در حال فعالیت در منطقه می باشد نام برده شده است؛ به عبارتی، سپاه به عنوان یک نیروی حامی ترور و همراه ترور مورد تهدید، تحریم و فشار قرار گرفته است.

متاسفانه این جریان فشار روی سپاه، با برجام شروع شد، یعنی اگر با دقت به جریان برجام نگریسته شود مشاهده می شود که برجام حتی یک تحریم را از روی سپاه برنداشت. در همان ابتدا سپاه مورد سازش قرار گرفت و طی امضای برجام روی سپاه سازش شد، بعدها هم آقایان در تهران از سپاه تحت عنوان دولت تفنگ و دولتی که اقدامات خرابکارانه بر علیه دولت صورت می دهد یاد کردند.

در حال حاضر آمریکایی ها دارند برابر مشورت این آقایان کار می کنند. اگر دولت، دولت تفنگ است پس باید بر این دولت از طریق تحریم و آزار و اذیت فشار اعمال کرد.

متاسفانه برای سپاه جلوی چشم ما آینده خوبی وجود ندارد و سیاست آقای ترامپ هم این است که فشارهای روی ایران و بالاخص فشارهای تحریمی روی ایران را تا جایی که می تواند اضافه کند و از این طریق ایران را مجبور کند که هم سر موشک ها و سپاه سازش کند و هم اینکه بر سر حضور ایران در منطقه در رابطه با حزب الله و سوریه مخصوصا تن به عقب نشینی دهد. البته یمن و عراق را هم نباید فراموش کرد. بهرحال آمریکا یک حرکت گاز انبری شروع کرده است که از سوریه و عراق تا لبنان گسترش پیدا کرده است.

در تحلیل نهایی؛ هدف، ابتدا تضعیف و خلع سلاح جمهوری اسلامی ایران و سپس تغییر رژیم ایران است. به عبارتی قصد این است که ابتدا ایران را تضعیف کنند و سپس تغییر رژیم ایران را انجام بدهند و این دومی را از طریق بی ثبات کردن ایران می خواهند انحام دهند.

البته تغییر رژیم جمهوری اسلامی ایران یک آرزو و خیالی بیش نیست. تغییر رژیم ایران سال ها در برنامه آمریکایی ها و متحدانش بوده است اما عملی نمی تواند باشد و این بار نیز این امر محقق نخواهد شد، چرا که تغییر رژیم ایران به این سادگی ممکن نیست. اما آمریکایی ها و متحدانش می توانند روی ایران فشار آورند و رژیم جمهوری اسلامی ایران را مورد اذیت و آزار قرار دهند و اقتصاد آن را فلخ کنند.

فرجام برجام چه خواهد شد؟ آیا تفاوت دیدگاه بین آمریکا و اروپا وجود درد؟

من معتقد هستم کنگره آمریکا که الان مسئول تصمیم درباره جریان برجام است، برجام را از بین نمی برد، بلکه مجموعه شروطی را به برجام اضافه می کند و این شروط را هم مورد قبول اروپا می کند، بنابراین دست و پای ایران را هم در رابطه با مسائل هسته ای و هم در رابطه با رفتارهای منطقه ای ایران و هم در رابطه با موشک ها بیشتر و بیشتر می بندد. قول می دهم که همانطور که پیش تر در این مصاحبه عنوان کردم، اروپا دارد الان نقش پلیس خوب را بازی می کند و هدف اروپا این است که ایران را فعلا در برجام نگه دارد ولی این پشتیبانی اروپا از ایران نباید به این مفهوم باشد که اروپا به آمریکا پشت پا زده است و طرفدار جمهوری اسلامی ایران شده است. این حرف ها بی خود است و از اساس و پایه بی اعتبار است. واقعیت این است که اروپا پلیس خوب است و می خواهد ایران را در برجام نگه دارد، بعد هم به تدریج با آمریکا همراهی می کند و رئیس جمهور و کنگره آمریکا را یاری می کند که فشارهای تحریمی روی ایران را در رابطه با موشک ها و توان نظامی ایران، رفتارهای منطقه ایران و در رابطه با برجام اضافه کند.

مجموعه ای از محدودیت ها و شروطی به برجام اضافه می کنند، امتیازاتی از جمهوری اسلامی ایران در رابطه با موشک ها می گیرند و سعی می کنند امروز حتی ایران را مجبور کنند که دست از حرکت ها و رفتارهایش بردارد، و در منطقه هم فشار اصلی را روی حزب الله لبنان وارد می کنند؛ یعنی حزب الله نیز همراه با سپاه دارد هرچه بیشتر زیر فشار قرار می گیرد و احتمال یک حمله از طرف اسرائیل به حزب الله خیلی زیاد است و اگر این اتفاق رخ دهد، واویلا خواهد بود؛ یعنی این دفعه اسرائیل در حوزه استحفاظی لبنان از طریق تفنگ و توپخانه وارد نمی شود. اسرائیل می تواند لبنان را به تلی از خاکستر تبدیل کند. این یک جریان بسیار بسیار خطرناک است که دارد پیش می آید و ایران باید خیلی مواظب باشد.

در حال حاضر گفته می شود که حزب الله 100 هزار موشک دارد. با این 100 هزار موشک باید چه کار کرد؟ برای هر 60 نفر اسرائیلی یک موشک موجود است و چه باید کرد؟ بنابراین اگر درگیری رخ دهد اسرائیل باید ظرف 24 ساعت لبنان را به تلی از خاکستر تبدیل کند. بازی بسیار خطرناکی در پیش است. من اگر به جای ایران باشم خیلی مواظب خواهم بود!

مطرح نمودید که قصد آمریکایی ها و متحدانش موشک ها و توان دفاعی ایران است. به نظر جنابعالی در این میان، واکنش سپاه و مجموعه جمهوری اسلامی ایران چه می تواند باشد؟ آیا نظام جمهوری اسلامی ایران به فشار بین المللی آمریکا و اروپا تن خواهد داد؟

امیدوار هستم که ایران مانند برجام عمل نکند. اگر برجام نمونه رفتار ایران در رابطه با فشار بین المللی است، جمهوری اسلامی ایران و کشور ایران پیش روی خود با یک فاجعه مواجه هستند.

واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران بر سر برجام به فشار تحریمی و تهدیدها جواب مثبت داد و اکنون شرایطی را ایجاد نموده است که آمریکایی ها را در واقع قانع کرده است که جمهوری اسلامی ایران به زور، جواب می دهد. آمریکایی ها بر این باور هستند. نظریه ای که در مورد تهران در ایالات متحده آمریکا وجود دارد، این است که حکومت ایران به زور جواب می دهد، چراکه جمهوری اسلامی ایران در مقابل زور و فشار بین المللی در رابطه با موضوع هسته ای تسلیم شد و به آن پاسخ مثبت داد.

اما اینکه جمهوری اسلامی ایران بار دیگر بر سر موضوع هسته ای و توان نظامی و موشکی و رفتارهای منطقه ای خود به زور جواب می دهد یا نمی دهد، من امیدوار هستم که به زور، پاسخ مثبت ندهد، اما من زیاد مطمئن نیستم!

اکنون این طرف و آن طرف می شنویم که جمهوری اسلامی ایران دارد بر سر موضوع موشک ها حرف هایی می زند که در گذشته سابقه نداشت و حتی در کل ممنوع بود، و آن اینکه در داخل کشور گفته می شود که ایران چه نیازی به داشتن موشک با برد بیش از 2 هزار کیلومتردارد؟ اکنون حکومت اسلامی ایران برد موشک های خود را زیر سوال برده است. در این صورت باید اطمینان داشت که بعدا به ایران می گویند برد 2 هزار کیلومتری هم زیاد است چرا که اسرائیل در فاصله 1500 کیلومتری ایران واقع شده است و عنوان می شود که برد 1500 کیلومتری بیشتر نیاز نیست و باید سایر موشک ها را از بین برد، بعد هم گفته می شود که عربستان در فاصله 1000 کیلومتری ایران واقع شده است و ایران نباید موشک با برد 1500 کیلومتری داشته باشد و باید ایران به سمت داشتن موشک های با برد زیر 1000 کیلومتر حرکت کند و باید سایر موشک های خود را تخریب کند.

من اکنون صادقانه نگران هستم که مبادا در ایران بر سر موشک ها توافقی صورت گیرد. شواهد فعلی حاکی از وجود چنین سیاستی است که نرمشی بر سر موشک های ایران ایجاد شود، اما این نرمش دیگر قهرمانانه نخواهد بود. این نرمش واقعا نرمش بدی است.

جمهوری اسلامی ایران البته می داند که هر نرمشی در رابطه با موشک ها و حرکت های منطقه ای ایران در واقع به این نقطه ختم نمی شود و در انتهای این حرکت حتما خلع سلاح کامل جمهوری اسلامی ایران و بعد لیبی کردن و یا عراقی کردن ایران خواهد بود. همان کاری را که با صدام حسین و سرهنگ قذاقی کردند بر سر ایران می آورند. ابتدا این دو کشور را از طریق دان پاشیدن، تهدید و تحریم خلع سلاح کردند و سپس سر فرصت نظام های این دو کشور را براندازی کردند.

البته ایران یک کشور بزرگ و قدرتمند است و مردم شجاعی دارد و مطمئن نیستم این اتفاق رخ دهد، اما جنگ و دعوا هیچگاه مبنای عقلانیت نداشته است. مبنای جنگ و دعوا همیشه خریت بوده است. اکنون در منطقه تا دلتان بخواهد خر وجود دارد! از عربستان و آمریکا گرفته تا اسرائیل و همه جای دیگر که به اندازه کافی خر وجود دارد که بخواهند دعوا به راه اندازند! بهرحال، جمهوری اسلامی ایران اکنون در یک مخمصه بزرگی قرار گرفته است. این مخمصه با برجام شروع شده و با برجام هم متاسفانه تمام نمی شود.

معتقد هستم که جمهوری اسلامی ایران چاره ای جز مقاومت کامل ندارد؛ البته مقاومت و دیپلماسی؛ هرنوع نشانه ضعفی، هرنوع نرمشی، هرنوع عقب گرایی و عقب نشینی به هیچ وجه قابل قبول نخواهد بود و هرچه جمهوری اسلامی ایران بیشتر عقب نشینی کند نظام جمهوری اسلامی ایران را مجبور می کنند که بیشتر عقب نشینی کند.

در واقع اکنون جمهوری اسلامی ایران بین مرگ و زندگی قرار دارد و داستان مرگ و زندگی در پیش است.

فرمودید که سپاه با وضع تحریم های کنونی آینده ای نخواهد داشت. اگر قصد داشته باشیم روی سپاه متمرکز شویم، وظیفه سپاه به طور خاص در این میان چیست که جمهوری اسلامی ایران تن به یک سازش یا برجام دیگری ندهد؟

متاسفانه سپاه یک نیروی دو سر فشار است. از یک طرف تحت فشار آمریکایی ها و خارجی ها و مورد بدزبانی های داخلی و بدزبانی های بیرونی، از دولت و مردم تا خارجی ها و آمریکایی ها قرار گرفته است و در همین حال، دولت و رهبری و نیروهای دیگر کشور ایران می خواهند که سپاه انقلابی بماند و انقلابی عمل کند، با حزب الله کار کند، در سوریه جنگ کند و با مخالفان بشار اسد جنگ کند و در عراق حضور داشته باشد. در واقع سپاهیان از یک طرف تحت فشار نیروهای داخلی هستند و از طرف دیگر همین مردم و همین دولت در داخل ایران و همین آمریکایی ها سپاه را تحت فشار قرار می دهند. واقعا سپاه در یک وضعیت بسیار پیچیده و مشکل قرار دارد.

احساس من این است که دولت فکر می کند اگر سپاه را در ارتش ادغام کند مشکلات موجود مرتفع می شود. امروز یک حرکت هایی مشاهده می کنم که ملاقات های اخیر آقای روحانی با مقامات و سران و سرداران ارتش و سپاه ممکن است نشان از این داشته باشد که برنامه ای مبتنی بر داخل کردن سپاه در ارتش وجود داشته باشد.

این اقدام هم خوب است و هم بد. اگر سپاه تحت تحریم است که می باشد، ورود این نهاد نظامی در ارتش، کل ارتش را زیر ضرب تحریم قرار می دهد، به عبارتی جریان سپاه در جریان ارتش حل می شود و جزء ارتش می شود و کل جریان ارتش تحت تحریم و فشار قرار می گیرد. حتی در این میان امکان اینکه وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران تحت فشار و تحریم قرار گیرد وجود دارد و این اقدام قطعا اعلام جنگ به ایران خواهد بود.

من احساس می کنم در شرایط فعلی، راه ادغام سپاه در ارتش در پیش گرفته شده است. راه حل موجود به نظر من نمی تواند به طور کوتاه مدت یا میان مدت کارساز باشد. چنین راه حلی یک نوع دستپاچگی است. اگر جمهوری اسلامی ایران بنا داشته باشد با دستپاچگی سپاه و ارتش را در یکدیگر ادغام کند باز هم آمریکایی ها از این فرصت، استفاده نامشروع می کنند. بنابراین فکر می کنم فعلا زمان مناسبی برای ادغام سپاه در ارتش نیست.

سپاه نباید به صورت کوتاه مدت یا میان مدت در ارتش ادغام شود. سپاه باید برنامه ریزی کند و یک طرح جدیدی در مورد خودش به وجود آورد. سپاه باید با رهبران حکومت ایران جلسه بگذارد و تکلیف خود را روشن کند. آیا سپاه باید انقلابی عملی کند؟ آیا سپاه دولت تفنگ است یا دولت مردم است؟ سپاه باید ابتدا تکلیف خود را با مردم، دولت و رهبری روشن کند. سپاه باید بگوید از یک طرف دولت تفنگ است و تحت تحریم قرار گرفته است از طرف یگر دولت انقلاب و مردم است و تشویق به گسترش نفوذ جمهوری اسلامی میشود.

سپاه یک نیروی ملی وطن پرست است که جان خود را در صحنه گذاشته است. سپاه همواره از این انقلاب، مردم و کشور و نظام دفاع کرده است. در حال حاضر تکلیف سپاه چیست؟

مسئول تعیین تکلیف سپاه، این نهاد نظامی نیست بلکه آیت الله خامنه ای، رهبر ایران مسئول تعیین تکلیف سپاه هستند. ایشان باید مشخص کنند که سپاه در سطح کشور و در سطح منطقه چه وظایفی بر عهده دارد؟ رهبر ایران باید وظایف و نقش سپاه را برای جامعه جهانی روشن کنند. رهبر ایران باید روشن کنند که دنیا و منطقه چگونه باید به سپاه نگاه کنند و دولت چگونه برخوردی باید با این نهاد نظامی داشته باشد.

اینکه دولت در ابتدا سپاه را دولت تفنگ معرفی می کند و وقتی که تحریم ها بر علیه این نهاد نظامی وضع می شود دولت حرف خود را پس بگیرد و بگوید هر ایرانی یک سپاهی است، کافی نیست. با چنین حرف هایی دولت می خواهد سر آمریکایی ها کلاه بگذارد؟! آمریکایی ها که بی عقل و احمق نیستند!

اکنون مسئله اصلی سپاه نه با آمریکا بلکه با دولت و رهبری نظام است. تکلیف سپاه اکنون باید با قید فوریت روشن شود که آیا این نهاد نظامی باید همچنان انقلابی عمل کند یا نکند؟ اگر سپاه باید به اقدامات گذشته خود تداوم بخشد باید تمام امکانات کشور، تمام امکانات مردم، تمام امکانات دولتی و تمام امکانات رهبری نظام پشت سر سپاه قرار گیرد. نمی توان سپاه را وارد میدان کرد و سپس این نهاد نظامی را لخت کرد، یا از این نهاد نظامی به بدی یاد کرد یا برای آن دردسر ایجاد کرد.

یا باید از سپاه با تمام قدرت و توان، با تمام نیروهای مردمی و دولتی و فکری و مدنی حمایت کرد یا اینکه باید سپاه را به خانه بازگرداند. نمی توان هم سپاه را در صحنه نگه داشت و هم تفنگ به آن نداد، نمی توان سپاه را هم در صحنه نگه داشت و هم به آن گفت تو دولت تفنگ هستی! هم این نهاد نظامی را در صحنه نگه داشت و هم گفت رفتارهای سپاه موجب شده است که آمریکا ایران را تحریم کند.

امروز علنا و عملا از گوشه و کنار شنیده می شود که سپاه را متهم می کنند که عامل شکست برجام بوده است. برجام از ابتدا یک طرح شکست خورده بود، اما اکنون سپاه مسبب شکست برجام معرفی می شود. گفته می شود اگر سپاه در منطقه دخالت نمی کرد، آمریکا با ایران دشمنی نمی کرد و برجام با موفقیت روبرو می شد. اصلا سپاه سال ها در منطقه حضور داشته است و برجام وقتی انجام گرفت که سپاه به فعالیت های گذشته خود ادامه می داد.

خلاصه کلام اینکه: سپاه باید با دولت و رهبری نظام جلسه برگزار کند و تکلیف خود را روشن کند. اگر قرار است به اقدامات انقلابی خود ادامه دهد و در منطقه همچنان حضور داشته باشد باید تمام نیروهای مردمی و ملی و کشوری و دولتی و رهبری پشت سر سپاه قرار گیرند در غیر اینصورت سپاه را باید به خانه بازگرداند. سپاه را نمی توان در میدان دعوا قرار داد و سپس تفنگ را از این نهاد نظامی گرفت.

بهتر است بحث را در مورد منطقه خاورمیانه ادامه دهیم. استعفای سعد حریری را چگونه ارزیابی می کنید؟

استعفای سعد حریری یک توطئه علیه حزب الله لبنان بود. استعفای سعد حریری یک زمینه چینی برای حمله اسرائیل به حزب الله بود.

استعفای حریری اولا در عربستان اتفاق افتاد و در چهارچوب یک توطئه سیاسی- نظامی اتفاق افتاده است و سعد حریری در رابطه با استعفای خود گفته است که حزب الله می خواهد او را مانند پدرش به قتل برساند. سعد حریری در واقع می گوید که حزب الله دیگر حاضر نیست زیر بار دولت قانونی برود. سعد حریری ادعا کرده است که حزب الله یک دولت غیرقانونی تشکیل داده است.

اسرائیل البته همیشه چنین سخنانی را می گفته است. استعفای سعد حریری عملا یک جشن عروسی در دل اسرائیلی ها راه انداخته است. اسرائیلی ها همیشه می گفته اند که حزب الله نمی گذارد در لبنان یک دولتی که ثبات ایجاد کند و مردمی باشد یا تماما ملی باشد تشکیل شود. اسرائیلی ها همواره مدعی بوده اند که حزب الله قصد دارد لبنان را قبضه کند و در اختیار خودش قرار دهد.

به نظر من ته خط استعفای سعد حریری یک توطئه نظامی بر علیه حزب الله است و این جریان هم بعد از اینکه آمریکا روی حزب الله تحریم گشود اتفاق افتاد و این اتفاق در زمانی رخ می دهد که هرچه بیشتر منطقه دارد به هم می ریزد.

موشکی از یمن به عربستان پرتاب می شود، و در این هنگام سعد حریری استعفا می دهد. از طرف دیگر آمریکایی ها روی سپاه و حزب الله تحریم وضع می کنند. این اقدامات مجموعه ای از حرکت هایی می باشد که اولا متوجه حزب الله و سپس سپاه و در تحلیل نهایی متوجه نظام جمهوری اسلامی ایران است. بنابراین بعید نمی دانم که پشت سر جریان استعفای سعد حریری حمله اسرائیل به حزب الله لبنان باشد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد منطقه وارد گرداب مهلک و خطرناکی می شود.

سعودی ها اعلام نموده اند که موشک پرتابی از طرف حوثی های یمن به فرودگاه ریاض، ساخت ایران بوده است. عربستان حوثی های یمن را وابسته به جمهوری اسلامی ایران می داند و مدعی شده است که ایران فرماندهی اصلی حوثی های یمن را بر عهده دارد. آیا موشک پرتابی به فرودگاه ریاض ساخت ایران بوده است؟

موشک را که ایران پرتاب نکرده است. عربستانی ها نگفته اند که موشک را ایران پرتاب کرده است. عربستان معتقد است: «موشک ها ساخت ایران بوده است و ایران موشک ها را به حوثی ها داده است. ایران در منطقه موشک پخش کرده است. بیشتر موشک هایی هم که حزب الله دارد ساخت ایران است. ایران هم اگر حتی به حوثی ها موشک نداده باشد شاید حزب الله موشک های ایران را در اختیار حوثی ها قرار داده باشد.»

در مورد پرتاب موشک اخیر به ریاض پایتخت عربستان همه چیز مبهم است. ایران و هیچ کشور دیگری موشکی که بر زمین اصابت کرده است را ندیده اند که ساخت کدام کشور بوده است. عربستان ادعا می کند موشک، ساخت ایران و متعلق به ایران بوده است. متاسفانه چون ایران دیپلماسی مناسبی در مقابل دنیا ندارد و دفاع و عکس العمل مناسبی نداشته است، دنیا هم حرف عربستان را گوش می دهد. بنابراین پرتاب موشک به ریاض به اسم ایران تمام شده است و ایران هم متاسفانه هیچ دفاعی در این رابطه نخواهد داشت.

اکنون تنش خطرناکی بین عربستان و ایران به وجود آمده است. باتوجه به اظهارنظر مقامات سعودی مبتنی بر اقدامات تلافی جویانه در زمان مناسب بر علیه ایران، احتمال می دهید که جنگی میان ائتلاف نظامی عربستان و جمهوری اسلامی ایران رخ دهد؟

در مورد تهدید عربستان که کارساز خواهد افتاد من شک دارم. جنگ منشأ خریت دارد و مبنی بر عقلانیت نیست، پس رویارویی نظام ایران و عربستان محتمل است. اما اعتقاد من این است که عرب ها مثل صدام حسین، خر نیستند. رهبران عربستان اصولا آدم های ترسو و محتاطی هستند و می دانند که مقابله با ایران یک درگیری آسان برای آنها نخواهد بود و هیچ کس به نظر من در منطقه نمی خواهد یک درگیری مستقیم بین ایران و عربستان پیش آید، چرا که این درگیری فقط بین ایران و عربستان باقی نمی ماند، بلکه کشورهای دیگر مانند مصر و کشورهای عربی دیگر به نفع عربستان وارد این معرکه نظامی خواهند شد. سوای این موضوع، آمریکا نیز اکنون در خاورمیانه حضور دارد و این حضور هم بر مشکلات و پیچیدگی ها و دشواری های مقابله نظامی ایران و عربستان خواهد افزود.

عربستان احتمالا چندین حرکت خرابکارانه از طریق ایادی خود در ایران انجام خواهد داد. ممکن است چند موشک به نقاط مختلف ایران پرتاب کند، اما عربستان تکذیب می کند و اظهار بی اطلاعی می نماید، یا اینکه ایادی عربستان ممکن است در داخل ایران دست به اعمال خرابکارانه و تروریستی بزنند.

اینکه در آینده یک درگیری نظامی مستقیم بین ایران و عربستان رخ دهد شاید غیر ممکن باشد. حداقل در این مقطع زمانی شرایط رخداد جنگ نظامی بین ایران و عربستان فراهم نیست.

اوضاع منطقه بسیار شکننده است. نه آمریکا و نه روسیه و نه خود عرب ها و نه کشور ایران تمایل به جنگ کردن را ندارند. ایران در شرایط موجود هیچ آمادگی برای جنگ ندارد و حتی فکر جنگ نیز در ذهن ایران وجود ندارد که دعوای خود را با عربستان به سمت دعوای جنگی سوق دهد، بنابراین ایران سعی می کند که بسیار محتاطانه عمل کند.

اما یک نکته ای را باید یادآوری کنم؛ الان یک فاکتور دیگری را باید درنظر گرفت؛ این فاکتور از موضوعاتی مانند: پرتاب موشکی حوثی ها به عربستان، استعفای سعد حریری و تحریم های آمریکا مهم تر و خطرناک تر است. این فاکتور، حرکت عظیمی است که نیروهای شیعه در منطقه شروع کرده اند.

امسال در روز اربعین امام حسین(ع) قریب به 2 میلیون نفر از قومیت ها و ملیت های مختلف شیعه به صورت پیاده به عراق عزیمت کردند. در اربعین سال های گذشته، جمعیت به این گستردگی حضور نداشت. راهپیمایی عظیم اربعین امسال، دنیای سنی را به وحشت انداخته است. این دعوای سنی و شیعه جداً دارد بالا می گیرد و خطر اصلی در این نقطه است. یک خطر جنگ مذهبی در درون دین اسلام بین دو نیروی شیعه و سنی هم در طرف ایران و هم در طرف ائتلاف عربستان وجود دارد. اکنون نیروهایی که خواهان ایجاد جنگ مذهبی بین سنی و شیعه هستند کم نیستند. امروز هرچه بیشتر تضاد اسلامی بین شیعه و سنی بالا می گیرد، جمهوری اسلامی ایران هم متاسفانه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به جریان موجود دامن می زند. جمهوری اسلامی ایران متوجه نیست که این کربلا رفتن و اربعین رفتن و این حرکت های اسلامی عظیمی که در چهارچوب شیعه در منطقه انجام می گیرد، عکس العمل ایجاد خواهد کرد. چنین اقداماتی بسیار خطرناک است.

من اگر به جای حکومت جمهوری اسلامی ایران بودم به چنین اقداماتی در این روزها دامن نمی زدم. البته شاید کسانی پشت سر این جریان ها قرار گرفته اند که خواهان جنگ بین شیعه و سنی هستند و اگر چنین باشد این یک بحث دیگری است.

این حرکت شیعه بسیار خطرناک شده است، چرا که دولت های منطقه و آمریکا توانسته اند داعش را سرکوب کنند و طرف عربستان احساس ضعف می کند و در این سو نیروهای شیعه هر روز قدرت بیشتری می گیرند و یک حالت ایدئولوژیک تری به خود می گیرند و این خطر به وجود آمده است که تصادم شیعه و سنی اتفاق افتد.

بهتر است جمهوری اسلامی ایران سعی کند یک مقداری فتیله جریان شیعه را پائین بکشد. اکنون این فتیله به صورت بسیار شدید بالا رفته است.

مردم ایران البته معتقد به امام حسین(ع) هستند و پیاده روی و راهپمایی اربعین قابل انتظار است. این مراسم فرامذهبی است، اما آن طرف به حرکت اربعین اینگونه نگاه نمی کند. طرف سنی، جریان اربعین را سیاسی نگاه می کند و معتقد است که یک هدف سیاسی مبتنی بر تجهیز نیروهای شیعه و ایدئولوژیک کردن نیروهای شیعه پشت سر جریان اربعین وجود دارد و با این نوع نگاه از طرف سنی ها، ائتلاف عربستان را دیر یا زود مجبور به عکس العمل خواهد کرد. بنابراین پیشنهاد من به جمهوری اسلامی ایران این است که فتیله این جریان را پائین بکشد که تداوم وضع موجود بسیار خطرناک می نماید.

شرایط بحرانی منطقه ای ایران بررسی شد. بهتر است به اوضاع داخلی کشور ایران پرداخت. در حال حاضر مردم ایران زیر فشار شدید اقتصادی هستند. امید می رفت بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر چرخ اقتصادی کشور به گردش درآید و بهبودی در روند اقتصادی کشور و مردم ایجاد شود.

نارضایتی های اقتصادی مردمی اکنون در کشور بالا گرفته است. مالباختگان موسسات مالی- اعتباری و کارگران بیکار شده صنایع ایران همچنان دست به تحصن و اعتراض می زنند.

شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران با توجه به بحران منطقه ای که جمهوری اسلامی ایران با آن مواجه است بسیار خطرناک است. در این صورت حتما باید به ثبات اقتصادی و اجتماعی کشور ایران اندیشید.

اولا تحلیل شما از اوضاع داخلی کشور ایران چیست، و ثانیا سیاست گذاری های جمهوری اسلامی ایران با توجه به بحران های منطقه ای که گرفتار آن است به چه سمت و سویی باید هدایت گردد؟

جمهوری اسلامی ایران نمی تواند با حرکت های کوچک کارهای بزرگی را که مجبور است در آینده نزدیک صورت دهد، انجام بدهد. من پیش تر در مصاحبه های خود با «انتخاب خبر» اعلام کرده ام که در کشور ایران دیگر نمی توان حرکت های کوچک انجام داد، چرا که مسائل پیچیده تر و بزرگ تر شده است.

مسائل داخل و مسائل خارج ایران به صورت تنگاتنگ در همدیگر تنیده و پیچیده شده اند، به عبارت دیگر نماد سیاست خارجی می تواند سیاست داخلی را تعیین کند. فشارهای داخلی در کشور به طور قطع در خارج از کشور خود را نمایان می سازد.

جمهوری اسلامی ایران به نظر من باید یک فکر اساسی کند. من پیش تر در همین رسانه و در تلویزیون فارسی بی بی سی عرض کردم که طی سال گذشته و قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران در اردیبهشت سال جاری به آقای روحانی به طور مستقیم و غیر مستقیم پیغام داده بودم که «شما دیگر رئیس جمهور نشوید»، به آقای ظریف هم حتی به طور مستقیم و غیر مستقیم به صورت خیلی روشن پیغام داده بودم که «شما دیگر وزیر خارجه نشوید». مملکت را باید داد دست نیروی دیگری، کشور را باید یک جریان وسیع تر و عمیق تر اداره کند.

حتی بارها گفته ام که ترامپ یک آدم دیپلمات و سیاستمدار نیست. ترامپ یک آدمی است که یک عده آدم نظامی و یک عده آدم تاجر و کاسب دور خودش جمع کرده است. خود ترامپ هم یک آدم بساز و بفروش است.

پیش تر در مصاحبه های خود به حکومت جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد و سفارش کردم که در ایران دولتی تشکیل شود که در خور ترامپ و دولت او باشد. این دولت می تواند یک دولت نظامی- اقتصادی باشد.

اگر فرض کنیم که سپاه در آن موقع دولت ایران را در اختیار می گرفت و نیروهای اقتصادی وسیعی را از داخل و خارج وارد دولت می کرد، سپاه نمی توانست تحت تحریم قرار گیرد. آمریکا و متحدانش در این شرایط نمی توانستند دولت ایران را زیر ضرب تحریم قرار دهند. پیش تر عرض کرده بودم که آمریکایی ها آدم های نظامی دارند و دولت ایران هم باید نظامی ها را به رخ آمریکایی ها بکشد.

البته منظور من این نیست که یک آدم نظامی باید رئیس جمهور ایران می شد، بلکه نظامی ها باید وارد دولت می شدند و از آنها برای مذاکره با آمریکایی ها استفاده می شد. باید نظام جمهوری اسلامی ایران خیلی روشن نظامی ها را به آمریکایی ها نشان می داد و نظامی ها را وارد میدان می کرد. همانطور که نظامیان در آمریکا بر سر کار هستند، نظام جمهوری اسلامی ایران نیز باید نظامیان را بر سر کار می آورد و از آنها در مذاکره با آمریکایی ها بهره می جست. در این شرایط، نظامی های دو طرف بهتر می توانستند با یکدیگر تعامل داشته باشند.

متاسفانه گوش به سخنان من داده نشد. طرف ایران یک عده دیپلمات و سیاسی کار و طرف آمریکا هم یک عده نظامی و تاجر؛ این عمل نمی کند.

طرف ایران البته متاسفانه در چهار سال اول نشان داد که حریف این میدان نیست. دولت آقای روحانی حریف این میدانی که به آن گفته می شود «ایران بحران زده» نیست. آقای روحانی فقط با حرف سر مردم را گرم می کند و ایشان یک دولت حرف تشکیل داده است. ایشان عده ای را هم دور خودش جمع کرده است که مرتب بلف می زنند، باخت را جشن می گیرند، برجام را خورشید تابان می کنند و بعد هم آمار و ارقام می دهند که خارجیان آمده اند و در ایران سرمایه گذاری کرده اند و میلیون ها نفر خارجی به اسم توریست وارد ایران شده اند، اما واقعیت آن است که سرمایه گذاری مورد نظر آقای روحانی تجارت کالاهای بنجل به ایران بوده است.

بعد از برجام اتفاقی که افتاده است این بوده که تمام کالاهای بنجل وارد کشور ایران شده است. دولت آقای روحانی برای جوانان فرانسوی، انگلیسی و خارجی کار ایجاد کرد. در داخل ایران نه تنها کاری درست نشده است، بلکه ایران طی این مدت هرچه داشت هم از دست داد.

آیت الله خامنه ای، رهبر ایران مدت ها به دنبال تحقق یک اقتصاد مقاومتی بوده اند. ایشان البته در شرایط موجود باید خط قرمزهای ترسیمی خود را در حوزه اقتصادی و سیاست خارجی با قدرت و شدت بیشتری دنبال کنند و بدون شک این یک خواست ملی است.

نباید فراموش کرد که آقایان زمانی می گفتند غنی سازی ناموسی است و غنی سازی خط قرمز نظام است. به یاد دارم که در جلسه ای که آقای علی لاریجانی رئیس مجلس حضور داشتند شرکت کردم. ایشان در نیویورک که سخنرانی می کردند می گفتند که مسئله هسته ای برای ایران مانند ملی شدن صنعت نفت و نهضت دکتر مصدق است و بعد هم آقای لاریجانی ظرف 20 دقیقه برجام را در مجلس تصویب می کند! در مورد اقتصاد مقاومتی دیگر نباید اینگونه عمل کرد.

من می گویم که دولت جمهوری اسلامی ایران باید یک حرف نو دراندازد. این طور نمی شود کشور و مردم را اداره کرد. با تداوم شرایط موجود کشور از دست می رود.

آیت الله خامنه ای باید قوی تر از گذشته، محکم و قاطع و تند و پر صلابت ظاهر شوند و جریان موجود را رهبری کنند، چراکه ایران در شرایط بحرانی قرار گرفته است و اوضاع منطقه ای هم بر شدت این بحران می افزاید.

بحثی که درباره سپاه کردم در اینجا مصداق عینی پیدا می کند. از یک طرف سپاه را وارد میدان می کنیم و به این نهاد نظامی می گوییم لنگش کن و بعد هم به سپاه می گوییم که دولت تفنگ بدی است.

من البته برای دولت جمهوری اسلامی ایران تصمیم نمی گیرم. من یک آدمی هستم که در چهارچوب منافع ملی کشور صحبت می کنم. دلم برای کشور و مردم می سوزد و دارم سعی می کنم تا آنجایی که عقل و فکر و دانش من اجازه می دهد به جمهوری اسلامی ایران مشورت بدهم. این مشورت ها را امیدوارم آقایان بپذیرند و روی آن فکر و تامل کنند.

اگر کسی در گذشته بارها و بارها حرفی زده است که بارها و بارها درست از آب درآمده است شاید باید به حرف او گوش داد، و اگر کسی چیزی گفته که بارها و بارها دروغ از آب درآمده است و عمل نکرده است نباید به حرف او گوش داد.

عقل حکم می کند که این بار به حرف کسانی گوش دهیم که حرفشان منطق داشته است، درست از آب درآمده است، پیش بینی درستی داشته اند و فکر آن ها درست بوده است و گوش به حرف کسانی که پیش بینی دروغ داشته اند، حرفشان عقلانیت و منطق نداشته است و برای کشور دردسر درست کرده است ندهیم.

من فکر می کنم که دولت ایران باید نیروهایی را وارد میدان کند که می توانند خوب و بهتر فکر کنند، دنیا را می شناسند، حرکت های کشورهای منطقه و جهان را بهتر مشاهده و تحلیل می کنند. نمی توان صرف این که افراد خودی یا غیر خودی هستند دولت را از استعداد نیروهای پر توان محروم ساخت.

دولت به صرف اینکه نیروهای دیگر غیر خودی هستند نمی تواند از پتانسیل غیر خودی ها بی بهره بماند. دیگر جمهوری اسلامی ایران مانند گذشته نمی تواند فریاد خودی و غیر خودی سر دهد. در زمان حکومت گذشته، شاه می گفت یا همه رستاخیزی یا همه پاسپورت بگیرند و از کشور خارج شوند. شاه نتیجه چنین اقدامی را دید. نمی توان دیگر کشور را رستاخیزی اداره کرد و غیر خودی ها را از دولت و کشور راند.

از ما گفتن و از دیگران نشنیدن! سوال بسیار خوبی مطرح نمودید. اوضاع کشور ایران روز به روز وخیم تر می شود. من تعجب می کنم! بعد از برجام گفته می شود چندین میلیارد دلار پول وارد کشور شده است. عده ای می گویند 100 میلیارد و عده ای می گویند 150 میلیارد دلار پول وارد کشور شده است. معلوم نیست این پول از چه طریقی وارد کشور شده است؟ در کدام بانک وجود داشته است و کدام پروژه و کدام کاری با این پول انجام گرفته است؟ کسی در این کشور حاضر نیست یک جمله به مردم ایران، صورتحساب این پول را ارائه کند.

اصلا پروژه ای دیگر در این کشور وجود ندارد، پول های کشور صرف امور و مصارف جاری کشور می شود. عمده بودجه های توسعه ای کشور قطع شده است و این بودجه ها صرف امور جاری و بی اهمیت کشور می شود. اتفاقات خوبی هم که در حکومت جمهوری اسلامی ایران ظرف چهل سال گذشته افتاده است در حال از بین رفتن است. اقتصاد تولیدی کشور اکنون فلج شده است و بازار ایران پر شده از عطر و لوازم آرایشی و کت و شلوارهای خارجی.

جمهوری اسلامی ایران همزمان باید به دین و ایدئولوژی و اقتصاد مردم ایران بپردازد. هرچیزی باید در این کشور تعادل داشته باشد. اقتصاد الان در کشور ایران حرف اول را می زند. متاسفانه دشمنان ما از آمریکا گرفته تا کشورهای منطقه مانند عربستان و اسرائیل و دیگران، یکی از دلایلی که روی جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران فشار می آورند همین است. دشمنان ایران و ایرانی فکر می کنند می توانند بر کشور غلبه پیدا کنند، می گویند اقتصاد ایران تخریب شده است و مردم ایران ناراضی هستند. دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران دارند روی نارضایتی مردم و اقتصاد خراب کشور ایران حساب می کنند.

البته ایمان و اعتقاد در شکم مردم گرسنه ثابت و دائم باقی نمی ماند. نمی توان مردم را فقط با ایدئولوژی برای مدت زیادی ثابت قدم نگه داشت، بلکه باید شکم مردم را پر کرد. باید به مردم کار داد، باید به مردم غذا داد، باید به مردم مسکن داد. اگر چنین نشود نمی توان به بهبود اوضاع کشور امیدوار بود. به همین دلیل، دشمنان ایران هم در خارج شیر شده اند. از یک طرف مشاهده می کنند که ایران با آمریکا در منطقه درگیر شده است و از طرف دیگر مشاهده می کنند که در داخل کشور ایران وضع اقتصادی بدتر می شود.

یادمان باشد که دشمنان کشور ایران مانند اسرائیلی ها، آمریکایی ها و عرب ها به اندازه کافی آدم های جاسوس و نفوذی در کشور دارند که قادر باشند شرایط داخل ایران را تحلیل کنند. متاسفانه یکی از بدبختی های جامعه ایران همین است که دشمنان کشور میلیاردها دلار خرج می کنند تا اطلاعات لازم در رابطه با خطرات داخل ایران را کسب کنند.

بهرحال دولت جمهوری اسلامی ایران باید یک طرح نو دراندازد و باید یک حرکت بزرگی صورت دهد؛ چرا که مسائل و گرفتاری ها بسیار بزرگ و پیچیده است. جمهوری اسلامی ایران با مشکلات بزرگ نمی تواند کنار بیاید، در حالیکه همچنان سرگرم حرکت های کوچک می باشد.