معاون اسبق شورای عالی امنیت ملی در دوران دبیری حسن روحانی در این شورا با اشاره به شکل‌گیری مثلث همکاری تل آویو-واشنگتن-ریاض علیه ایران تاکید کرد: «یکی از استراتژی‌های طراحی شده توسط تل آویو، ایجاد فضای ترس و وحشت در مورد ایران در افکار عمومی جهانی است که هر سه عضو مثلث به‌طور مشترک، سازمان‌یافته و مستمر، در مواضع سیاسی خود به آن دامن می‌زنند.» سفیر اسبق ایران در آلمان و عضو پیشین تیم مذاکره کننده هسته‌ای همچنین هدف سخنان بن سلمان مبنی بر احتمال جنگ با ایران طی ۱۰ تا ۱۵ سال آینده را منصرف کردن کشورهای خارجی از سرمایه‌گذاری درازمدت و القای ناامنی در ایران توصیف کرد.

محمد بن سلمان, ولیعهد عربستان سعودی اخیرا در گفت و گو با وال استریت ژورنال گفت: «ما بایستی برای اجتناب از بروز رویارویی نظامی،[در تشدید فشار بر ایران] موفق شویم. چنانچه موفق نشویم، احتمالا در ۱۰ تا ۱۵ سال آینده با ایران وارد جنگ خواهیم شد». منظور محمد بن سلمان از این سخنان چیست؟ او دقیقا چه پروژه ای را درباره ایران دنبال می کند؟ او از بازه زمانی ۱۰ الی ۱۵ ساله برای یک رویارویی نظامی احتمالی با ایران سخن گفته است, اعلام این بازه زمانی برای ورود به جنگ با یک کشور دیگر کمی غیر طبیعی است. انتخاب این بازه زمانی چه معنا و مفهومی دارد؟

من در اوائل کار ترامپ در کاخ سفید، طی مقاله ها و مصاحبه های متعدد به مسئولین ایران هشدار دادم که مثلث همکاری تل آویو-واشینگتن-ریاض علیه ایران تشکیل خواهد شد وتقسیم کاری به این شکل صورت خواهد گرفت: طراحی و برنامه ریزی بعهده تل آویو،تامین مالی بعهده ریاض و فشار و زور توسط واشینگتن. درآن مقطع برخی در داخل نوشتند که فلانی با بزرگ کردن عربستان و اسراییل، قصد بزک کردن آمریکا را دارد! منتهی امروز این مثلث نه تنها شکل گرفته بلکه عملیات گسترده ای علیه ایران را آغاز کرده است و این واقعیت هم برهمگان آشکار شده است.

 یکی از استراتژیهای طراحی شده توسط تل آویو، ایجاد فضای ترس و وحشت درمورد ایران درافکار عمومی جهانی است که هرسه عضو مثلث بطور مشترک، سازمان یافته و مستمر، در مواضع سیاسی خود به آن دامن م یزنند. هدف هم این است که از همکاریهای اقتصادی و سیاسی و امنیتی دوجانبه، منطقه ای و بین المللی جامعه جهانی با ایران جلوگیری نموده، ایران را درسطح منطقه ای و جهانی منزوی کنند، اوضاع اقتصادی داخلی ایران را بهم ریخته تا از طریق فشارهای بین المللی، منطقه ای و داخلی زمینه فروپاشی از داخل را درایران فراهم نموده و ایران را دچار سرنوشتی مشابه کشورهای افغانستان و لیبی کنند.

 طرح احتمال جنگ با ایران در 10-15 سال آینده نیز درواقع با این هدف صورت میگیرد که شرکتهای بزرگ بین المللی را از سرمایه گذاریهای درازمدت درایران منصرف کنند. ایجاد یاس جهانی درمورد آینده ایران یکی از خطوط جنگ روانی و تبلیغاتی مثلث مذکور است.

ایران و عربستان در شرایط فعلی مشخصا در دو حوزه یمن و سوریه با یکدیگر اختلاف دارند. این در شرایطی است که ایران همواره اعلام آمادگی کرده که تا بحران های منطقه ای را از راه حل سیاسی حل و فصل کند. اما به نظر می رسد شرایط برای یک گفت و گوی سیاسی میان ایران و عربستان فراهم نیست. موانع گفت و گو میان دو طرف چیست؟ چرا تهران و ریاض نمی توانند پشت میز مذاکره بنشینند؟

درسال 90، یکی ازروسای پیشین سازمان اطلاعاتی اسرائیل(موساد) درجلسه ای دراروپا گفته بود که درست است که کشورهای 1+5 با ایران درمورد موضوع هسته ای مذاکره میکنند اما سرنوشت هرتوافقی با ایران را تل آویو تعیین خواهد کرد. شما شاهدید بودیدکه نتانیاهو از ابتدا درمقابل توافق هسته ای با ایران ایستاد. باوجودیکه اوباما باقدرت او را سرجای خود نشاند و برجام را نهایی و عملیاتی کرد اما با رفتن اوباما و روی کار آمدن ترامپ، نتانیاهو نقش تعیین کننده درمورد سرنوشت برجام پیدا کرده و تا کنون هم درتخریب آن موفق عمل کرده است و تا نابودی آن هم از پای نخواهد نشست.

 اسراییل همزمان همین نقش را درمورد روابط اعراب و ایران بازی میکند. امروز این تل آویو است که سیاستهای منطقه ای ریاض علیه ایران را مدیریت می کند. ایران اخیرا گفتگوهایی را درمورد یمن با چهار کشور اروپایی آلمان، فرانسه،انگلیس و ایتالیا داشت. طرفهای اروپایی استنباط مثبتی از حسن نیت ایران در این گفتگوها داشتند و واشینگتن را مطلع کردند. محمد بن سلمان در سفر اخیر خود به واشینگتن با طیف وسیعی از سیاستمداران آمریکایی شامل برخی از اعضاء کابینه اوباما دیدار کرد. یک وزیر دولت اوباما ولیعهد سعودی را تشویق به گفتگو و همکاری با ایران درمورد یمن کرد. محمد بن سلمان جواب داده که بزودی تحولاتی در یمن رخ میدهد که ورق به نفع عربستان و به ضرر ایران بطور کامل باز خواهد گشت و لذا نیازی به گفتگو با ایران نیست.

اینکه محمد بن سلمان ایران و ترکیه و گروههای مقاومت را محور شرارت خواند، اسراییل را عملا به رسمیت شناخت، تمام توان مالی و سیاسی خود را علیه ایران بکارگرفته، ایران را بدتر از دوران نازیهای هیتلری خواند، شعار جنگ علیه ایران میدهد،همه و همه به روابط و توافقات محرمانه سرویس اطلاعاتی اسراییل با ریاض برمیگردد.

 واقعیت این است که امروز تل آویو نه تنها میان روابط واشینگتن و تهران بلکه بین روابط ریاض با تهران نیز نشسته و تشدید خصومتهای غربی – عربی علیه ایران را مدیریت میکند و این مهمترین مانع بهبود روابز ایران و عربستان است.

سمت و سوی تنش میان ایران و عربستان را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا دو طرف واقعا در حال حرکت به سمت یه جنگ تمام عیار هستند یا هدف از فشارها و تهدیدهای عربستان صرفا مهار ایران, اعمال تحریمها و بازگرداندن تهران به وضعیت پیش از توافق هسته ای است؟

ترامپ علاقه ای به جنگ باایران ندارد. اسراییل و عربستان هم جرات ورود به جنگ با ایران راندارند. طراحی تل آویو برمبنای "جنگ سرد ونرم با ایران" است که عملیاتی هم شده و گسترش خواهند داد. تکرار شعار جنگ با ایران بخشی از طرح جنگ نرم بدون ورود به جنگ سخت افزاری است. هدف آنها این است که شرایط بین المللی علیه ایران را به ماقبل برجام برگردانند. منتهی باید بطوز جدی نگران سیاستهای جان بولتون مشاور جدید امنیت ملی و پمپئو وزیر خارجه جدید آمریکا بود. آنها درصدد فرصت برای راه اندازی جنگ باایران خواهند بود هرچند جاانداختن چنین موضوعی در داخل آمریکا و درصحنه بین المللی بسیار دشوار خواهد بود.

محمدجواد ظریف, وزیر خارجه ایران و پیش از او جنابعالی پیشنهاد ایجاد یک ساز و کار امنیت دسته جمعی برای خاورمیانه را مطرح کرده بودید؟ به باور شما چه موانعی برای عملی شدن این ایده وجود دارد؟

مانع اصلی مثلت تل آویو-واشینگتن-ریاض است. ایجاد سیستم همکاری منطقه ای بین قدرتهای اسلامی همچون ایران و عربستان، خط قرمز اسراییل است.

 در شرایطی که به نظر می رسد ریاض بیش از هر زمان دیگری به واشنگتن نزدیک شده است, ترامپ در پاسخ به خواست سعودی ها برای ماندن آمریکا در سوریه از ریاض طلب پول و هزینه می کند؟ چه برداشتی می توان از این سخنان داشت؟ بسیاری می گویند هدف ترامپ فقط دوشیدن عربستان است؟ آیا این گزاره صحیح است یا حقایق دیگری در این زمینه وجود دارد؟

 اگرخاطرتان باشد دراولین هفته های کار ترامپ، من در مطلبی که دررسانه های داخل منتشر شد، گفتم که ترامپ قصد دارد دردوره اول ریاست جمهوری خود دوهزار میلیارد دلاری از ثروت کشورهای حاشیه خلیج فارس بویژه عربستان را جذب اقتصاد آمریکا کند. او بدون توقف این استراتژی را دنبال کرده است. محمد بن سلمان هم درسیاستهای منطقه ای خود درباتلاق فرورفته و هم درداخل کشورش با چالشهای جدی مواجه است. او برای حفظ قدرت، خزانه کشورش را دراختیار تل آویو و کاخ سفید قرارداده است. ترامپ بدنبال این است که دردور اول ریاست جمهوری خود حداقل یک هزار میلیارد دلار از سعودیها بگیرد، حال یا بافروش اسلحه، یا تامین مالی پروژه های زیربنایی درآمریکا، یا با پرداخت هزینه های حضور نظامی آمریکا درمنطقه و یا خرید نیروگاههای هسته ای.

دلیل مخالفت عربستان با برجام چیست؟ به هرحال برجام هرگونه احتمال مسلح شدن ایران به سلاح هسته ای را منتفی کرده است. چرا عربستان با برجام هم مخالفت می کند؟

برجام یک جسم دارد و یک روح. جسم برجام درواقع همان مواردی است که در متن توافقنامه آمده: همچون پذیرش حقوق هسته ای ایران، رفع تحریمهای هسته ای، خروج از فصل هفت منشور شورای امنیت سازمان ملل. اما روح برجام فراهم نمودن زمینه تعاملات گسترده جهانی با ایران است که درصورت تحقق، نقش و جایگاه منطقه ای و بین المللی ایران را میتواند متحول کند. مشکل اصلی نئوکانهای آمریکا، صهیونیستها و عربستان و متحدینش هم با جسم برجام است و هم با روح آن.

 و سوال آخر!‌ آیا چشم انداز روشنی برای پایان تنش در خاورمیانه به طور کلی و بین ایران و عربستان به طور خاص متصور هستید؟‌ دورنمای وضعیت تنش آلود در منطقه را چگونه ارزیابی می کنید؟

برای مقابله با تهدیدهای منطقه ای و بین المللی فعلی،قبل از هرچیز نیازمند انسجام و وحدت ملی درداخل همراه بارضایتمندی واقعی مردم هستیم که متاسفانه درشرایط داخلی فعلی در ایران، چنین وضعیتی مشاهده نمیشود. مردم از وضعیت اقتصادی رنج میبرند و رضایت ندارند. هرروز هم درخبرها شاهد تشدید اختلافات سیاسی درداخل هستیم. فوری ترین حادثه درپیش رو تصمیم ترامپ ظرف چند هفته آینده درمورد برجام است. من نظرات کارشناسان متعددی در آمریکا را جویا شده ام. اکثر معتقدند که ترامپ از برجام خارج خواهد شد. درصورت چنین اتفاقی، واکنش ایران درتعیین سطح بحران احتمالی درپیش رو بسیار تعیین کننده خواهد بود. هدف محور تل آویو-ریاض این است که با خروج احتمال ترامپ از برجام، شرایط بین المللی و داخلی ایران را بگونه ای بهم بریزند که قابل جمع کردن نباشد. لذا تهران باید بسیار مدبرانه عمل کند تا مبادا بهانه به دشمن داده شود. تمام تلاش تل آویو این است که قبل از انتخابات کنگره آمریکا در آبان ماه سال جاری، برجام را بدست ترامپ بگونه ای نابود کند که برگشت پذیر نباشد. آنها احتمال میدهند که دموکرات ها درانتخابات کنگره پیروز شوند و معادلات سیاسی داخل آمریکا تغییر کند.

علاوه بر این، ایران باید قاعده بازی درسطح منطقه ای و بین المللی را عوض کند. برجام شانس چنین امکانی را بوجود آورده است. پتانسیل هایی که برجام برای سیاست خارجی ایران فراهم کرده بسیار فراتر از موضوع هسته ای است. هنر استراتژیست های ایران در مقطع کنونی استفاده از ظرفیتهای پنهان برجام درسطح منطقه ای و بین المللی است بگونه ای که طراحی های بدخواهان ایران را عقیم کند.