سیدجلال ساداتیان*: امروز ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ است و تنها ۵ روز به وعده دونالد ترامپ برای خروج از برجام و تمدید تحریم‌های وضع شده در مقاطع زمانی مختلف علیه ایران باقی مانده است. گمانه زنی‌ها هم در محافل داخلی و هم در سطح بین‌المللی و از جانب تحلیلگران بنام، کماکان ادامه دارد.

اغلب، به لحاظ انتخاب مایک پمپئو، عنصر سازمان سیا، به عنوان وزیرخارجه جدید، آنهم به آن شکل که تیلرسون را عزل نمود! و نیز انتخاب جان بولتون که از گذشته به‌عنوان نئوکان تند رو و لابی صهیونیست‌ها و ضد ایران، شناخته می‌شد، اعتقاد دارند که آقای ترامپ، جنگ در خاورمیانه را هدف خود قرار داده است تا از این طریق؛

۱- اقتصاد آمریکا را در مسیر توسعه قرار دهد و با ایجاد تقاضای بالا، جیب عرب‌های پولدار از جمله عربستان دارای ذخایر ارزی وسیع را هر چه بیشتر خالی نموده، آنان را به عقد قرارداد‌های بیشتر وادارد. این روند عاملی برای نجات اقتصاد بدهکار آمریکا شده، از بار بدهی شدید دولت آمریکا خواهد کاست.

۲- با افزایش بحران در منطقه غرب آسیا یا همان خاورمیانه، قیمت نفت افزایش شدید خواهد یافت و رقبای آمریکا در شرایط دوران گذار فعلی، از جمله چین و هند و اتحادیه اروپا و حتی دیگر متحدین آمریکا، نظیر ژاپن و کره و برزیل و... که به واردات شدید نفت، به‌خصوص از خاورمیانه نیازمندند، عقب خواهند افتاد و آمریکا که به نفت شیل دست یافته است، با صرفه‌ای که در قیمت‌های بالا برای تولید نفت خواهد یافت، اولا به تولیدات بیشتر نفت داخلی خواهد رسید و ثانیا همه رقبا را، به‌خصوص چین که در شرایط کنونی، به عنوان دومین اقتصاد جهانی دست یافته است، به عقب خواهد راند.

۳- لابی صهیونیستی و اسرائیل و عربستان و ناتوی عربی را هر چه بیشتر از خود راضی کرده و آنان را در این منطقه تقویت نموده، هم به انسجام بیشتر داخل آمریکا کمک می‌کند و هم موقعیت خود را در منطقه خاورمیانه تقویت نموده، اسرائیل را به عنوان متحد اصلی خود در منطقه از موقعیت ممتاز‌تری برخوردار خواهد ساخت.

4- با چنین جنگی، دو هژمون منطقه‌ای، یعنی ایران و عربستان را کاملا تضعیف نموده، خیالش از بابت قدرت‌های احتمالی که ممکن است مخل به امنیت دوستان آمریکا در منطقه نظیر اسرائیل باشند راحت خواهد شد.

با چنین استدلال‌هایی معتقدند که آقای ترامپ تجارت محور، حتما تحریم‌های ایران را تمدید کرده و دستور خروج از برجام را صادر خواهد کرد و اگر میزان تنش ناشی از این اقدام به گونه‌ای افزایش یابد که رویارویی را درپی داشته باشد، وی از بروز چنین اتفاقی استقبال می‌کند. لیکن نگارنده این سطور، ضمن آنکه برخی از این استدلال‌ها را محتمل می‌داند و بیان می‌شود که ممکن است صحت داشته باشد، اما به دلایلی که ذیلا بیان می‌گردد، بر این باور است که آقای ترامپ با بهانه‌ای، نهایتا از برجام خارج نخواهد شد ضمن آنکه از افزایش تنش و بحران در منطقه استقبال می‌کند، زیرا آن را برای ایجاد نگرانی درکشور‌های پولدار عربی، مفید دانسته موجبات توجه هر چه بیشتر آنان به قدرت برتر حاضر در منطقه، یعنی آمریکا شده و اقدام به خرید اسلحه بیشتر و عقد قرارداد‌های اقتصادی و بازرگانی وسیع‌تر خواهد نمود و این، همان امر مطلوب آمریکاست و نیز موجب رضایت بیشتر لابی اسرائیل و رضایت و همراهی بیشتر آنان با دولت آقای ترامپ خواهد شد.

لیکن به نظر می‌رسد:

اولا، آمریکا می‌داند که آغاز جنگ در این منطقه به آن اندازه که او تصور می‌کند محدود نخواهد ماند که موفق شود فقط زیرساخت‌های این کشورها را از بین ببرد و هیچ اقدام متقابلی از ناحیه ایران دریافت نکند و یا با ورود احتمالی روسیه به درگیری‌های نظامی، همانند آنچه که در سوریه اتفاق افتاد، دامنه جنگ گسترده شده و منجر به جنگی وسیع در حد جنگ سوم جهانی گردد.

ثانیا رقبای آمریکا، نظیر اتحادیه اروپا ضمن آنکه با آمریکا رفاقت و همراهی دارند، اما در روند شکل گیری نظام جدید بین‌الملل، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و شکل‌گیری نظام جدید، کاملا در رقابت با آمریکا هستند و در صورت درگیر شدن آمریکا در جنگی دامنه‌دار، ممکن است از موقعیت کاملا بهره برده، موقعیت را به باتلاقی برای آمریکا تبدیل نمایند، کما اینکه چین و هند و روسیه نیز مترصد چنین خبط و اشتباهی از ناحیه آمریکا خواهند بود تا نیابتا به کمک ایران آمده، هر چه بیشتر هزینه مادی و معنوی و اعتباری جنگ در منطقه را برای آمریکا افزایش دهند تا آمریکا را کاملا متضرر سازند و موقعیت برتر فعلی را از آن کشور سلب کنند.

ثالثا، نظام بین‌الملل متکی بر منشور سازمان ملل متحد که آمریکا خود مبشر و تقویت کننده آن بوده است و گاهی با تخلفات و عدول از معیارهای شناخته شده مورد تعرض قرار می‌گرفته، ممکن است به کلی مورد اعتراض و نفی کشور‌های عضو قرار گیرد و شیرازه نظام فعلی به کلی از هم بپاشد و تا شکل‌گیری نظامی مورد وفاق جهانی و همه قطب‌های قدرت جدید، بی‌نظمی و به هم ریختگی گسترده‌ای بر مراودات جهانی حاکم گردد، عقلائی در داخل آمریکا هم یافت می‌شوند که علاقه‌مند به رسیدن به چنین نقطه‌ای نیستند و در نتیجه بعید نیست با اقدامی قانونی به محدود سازی یا عزل رئیس‌جمهور فعلی اقدام نمایند تا منافع ملی آمریکا را بیشتر تامین کنند. ضمن آنکه شاهد تلاش اروپایی‌ها از جمله آقای امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه و خانم آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان و خانم موگرینی مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا برای عدم خروج آمریکا از برجام و حفظ آن، در چند روز‌ها و ماه‌های گذشته، بوده‌ایم.

رابعا، جذب و جلب منافع بیشتر، زیان‌های گسترده‌تری که هرج و مرج اقتصادی ناشی از درگیر شدن در جنگی با ابعاد ناشناخته و وسعت از نظر زمان و طرف‌های درگیر که ممکن است بر آمریکا وارد کند، مساله مهمی است. مثلا افزایش قیمت نفت، همچنان که تولید نفت شیل را مقرون به صرفه می‌نماید، اما با مصرف روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه انواع هیدروکربن‌ها، آمریکا نیز به واردات مجبور می‌شود که بر اقتصادش فشار آورده و هزینه‌هایی به مردم تحمیل می‌کند. ۴-۵ روز زمان زیادی نخواهد بود تا اثبات شود که آیا اداره امور این منطقه و نیز امور جهان با اقدامی عقلانی و در عین حال منفعت‌طلبانه صورت می‌گیرد یا هوس‌ها و وسوسه‌های نفسانی و فردی جهان را به سمت‌وسوی آشفتگی بیشتر سوق خواهد داد؟

* کارشناس مسائل بین‌الملل

منبع: روزنامه آرمان امروز