انتخاب خبر- جعفر پاکزاد: اين روزها بازيگران، دل پر دردي از حال و روز سينما وتلویزيون دارند. چك‌هايي كه نقد نمي‌شود، آقازاده‌هايي كه با پول، بازيگر مي‌شوند و به راحتي جاي بازيگراني كه سالها خاك صحنه تئاتر را خوردند و با دستمزدهاي كم جلوي دوربين مي‌روند را مي گيرند.

به گزارش انتخاب خبر، بيشتر بازيگران از اينكه مدت‌ها است پيشنهادي براي بازي كردن به آنها نشده است گلايه دارند. انگار دست هايي پشت پرده وجود دارد كه به جاي بازيگران حرفه‌اي، بازيگراني كه سركيسه را شل كرده‌اند براي  نقش آفريني انتخاب مي‌كنند. انگار اين روزها پول زورش به تبحرداشتن بازيگر و خاك صحنه خوردن‌ها مي‌چربد.

اميد متقي يكي از بازيگران ايراني است كه از سالهاي دور در مقابل دوربين بسياري از كارگردانان بزرگ نقش ايفا كرده است و از محضر اساتيد بزرگي درس گرفته است.

بازي نكنم دق مي‌كنم!

از فيلم‌هايي كه اميد متقي در آن نقش آفريني‌كرده است مي توان به بادام‌هاي تلخ سال 76، علف‌هاي هرز توليد سال 76 ، دختران انتظار سال 82، اينجا آخر دنيا سال 89 و فوتبالي ها اشاره كرد.

اميد متقي اين‌ روزها سرگرم كار جديدي شده است كه با فعاليت‌هاي هنري‌اش فرق دارد. او صاحب يك مغازه آبميوه و بستني‌فروشي است.

بازي نكنم دق مي‌كنم!

متقي از شغلي كه انتخاب كرده راضي است و از اينكه مي‌تواند از نزديك با مردم در ارتباط باشد، احساس خوشحالي مي‌كند؛ هرچند او هم مثل خيلي از بازيگران، دل پردردي از اوضاع اين روزهاي سينما و تلوزيون دارد.

در ادامه گفت وگوي انتخاب خبر با اميد متقي را مي‌خوانيد.

چه طور شد وارد دنياي بازيگري شديد؟
بازيگري عشق مي خواهد. از همان دوران كودكي به بازيگري و هنر، علاقه شديدي داشتم. به همين خاطر بود كه به هنرستان صدا و سيما رفتم و در دانشگاه هم ادبيات نمايشي خواندم. خوب به خاطر دارم كه چقدر درس و مدرسه را به عشق ديدن تئاتر تعطيل مي‌كردم. تئائر پارس و تئاتر نصر، همان جايي بود كه توانستم بازيگري را از نقطه صفر آغازكنم. شايد باورتان نشود من حتي در تئاتر، سياه‌بازي را هم تجربه كردم. همين علاقه شديدم به بازيگري بود كه باعث شد سال 75  در سن 17 سالگي اولين حضورم در سينما رقم بخورد و در بادام هاي تلخ بازي كنم. آقاي كاظم معصومي براي انتخاب بازيگر به تئاتر ما آمده بود كه وقتي بازي ام را ديد پيشنهاد بازي در بادام‌هاي تلخ را به من داد. در اين فيلم افتخار داشتم در كنار استادان مهرباني مثل  حسن جوهرچي، فريبرز عرب نيا، شهلا رياحي و جمشيد مشايخي نقش آفريني كنم.

بازي نكنم دق مي‌كنم!

شما سابقه حضور در فيلم‌هاي تلویزيوني هم داشتيد؟
بله. بازخواني يك پرونده، سريالي بود كه نقش اول آن را بازي مي‌كردم.كار خيلي سختي بود. در اين سريال 26 نقش را بازي كردم. تجربه خوبي برايم به شمار آمد. بعد از آن حتي در ژانر كودك هم وارد شدم و قصه اردو را كار كردم. سريال به كجا چنين شتابان و شوق پرواز هم اثرهاي ديگري بود كه در آن نقش آفريني داشتم.

به تازگي وارد شغل جديدي شده‌ايد؟آيا سينما ديگر پول ندارد؟
نمي توان گفت سينما ديگر پول ندارد، اما خوب به هرحال بازيگري شغلي نيست كه شما بتوانيد از لحاظ اقتصادي روي آن تكيه كنيد. هميشه از بزرگان سينما اين جمله را شنيده‌ام كه اگر مي‌خواهي زندگي كني حتماً دركنار بازيگري شغل ديگري هم بايد داشته باشي. سرِ كارِ بادام هاي تلخ بوديم. حدوداً 17 سال داشتم كه يك روز در حين كار، استاد مشايخي به من توصيه كرد بازيگري را ادامه بده، اما با اين كار نمي‌تواني زندگي‌ات را بگذراني؛ به همين خاطر به فكر كار ديگري هم باش.

بازي نكنم دق مي‌كنم!

اما مي‌گويند درآمد بازيگران بالا است؟
فكر كنم ماجرايي تلخي كه براي نعمت الله گرجي رخ داد را همه خوب به خاطر داريم.اگر بازيگري، پول داشت براي اين مرد هنر، آن اتفاق تلخ رخ نمي‌داد. در كشور ما تورم وجود دارد اما چرا اين تورم هيچ وقت روي دستمزد بازيگرها به حساب نمي‌آيد. خودتان قضاوت كنيد؛ با اين اجاره‌خانه‌هاي سرسام آور وگراني، واقعاً يك قرار داد براي فيلم چقدر مي‌تواند اين همه تورم را كنار بگذارد. از اين گذشته، بازيگر هميشه در چند قسط دستمزدش را مي‌گيرد كه قسط آخر هم درست مثل مهريه مي‌ماند.كي داده و كي گرفته. تازه همان قسط هاي اوليه هم با چند ماه ديركرد پرداخت مي‌شود.

خيلي از بازيگران كه از تئاتر، وارد سينما و تلویزيون شدند مي گويند كه افرادي هستند كه از بازيگري چيزي نمي‌دانند، اما براي چهره شدن نقش را مي‌خرند؟ شما هم با اين حرف ها موافق هستيد؟
مسلماً خريدن نقش وجود دارد و متأسفانه اين مسئله ضربه شديدي به تعداد زيادي از بازيگران زده است. شايد يك نفر بتواند در يك و يا چند فيلم با خرج كردن ميليون‌ها تومان پول، بازي كند، اما مطمئن باشيد به خاطر اينكه از بازيگري هيچ سررشته‌اي ندارد، فيلم‌هايش فروش نخواهد رفت و او هيچ وقت بازيگر نخواهد شد.

به نظر شما سينما و تلویزيون ما اين رزوها با چه كمبودهايي روبه رو است؟
خوشبختانه ما كمبود بازيگر و لوكيشن نداريم،  اما خوب مشكلات ديگري وجود دارد، مثل: مشكلات سينما، مشكل فيلم، مشكل ساخت فيلم، مشكل نداشتن قصه خوب، مشكل عوامل سينما كه براي خودش چند بخش مي‌شود؛ از پايين بودن دستمزدهاگرفته تا سختي كار و مشكل پخش فيلم و نداشتن بيمه و خيلي چيزهاي ديگر.

چه آينده اي در سينما و تلویزيون در انتظارتان هست؟
هيچ وقت نخواستم به آينده‌اي كه در انتظارم هست فكر كنم؛ هميشه از اين موضوع وحشت داشتم.آينده خيلي از بزرگان سينما را نگاه كنيد. تا زنده بودند هيچ كس به يادشان نبود، اما همين كه از دنيا رفتند چه غوغايي كه به پا نكردند. اما دركل به گفته استاد مشايخي: ما خاك زير پاي مردم هستیم.

خيلي از بازيگران و اهالي سينما درباره ابتذال در سينما گفته‌اند. نظر شما چيست؟آيا واقعاً سينماي ايران فاسد است؟
نه هيچ وقت اين حرف را قبول نداشته‌ام. من پدرم آژانس هواپيمايي دارد. توي اين سالها خيلي از كارمندانش با همديگر ازدواج كردند. اگر يك نفر از بيرون، صميميت كارمندان پدرم را ببيند با خودش چه فكرهايي كه نمي‌كند. سينما هم همينطور است. اهالي سينما در چشم هستند و حتي كوچكترين رفتارشان هم زير ذره بين قرار دارد. به طور مثال طلاق.

طلاق، مقوله‌اي كه در جامعه كم و بيش رخ مي‌دهد و شايد نزديكترين افراد به ما نيز اين تجربه تلخ را داشتند اما اگر اين اتفاق براي بازيگران رخ دهد به خاطر شهرتي كه دارند خبرساز مي‌شود، درحالي كه بسياري از اين طلاق ها به خاطر اين نبوده كه يكي از آنها بد بوده و يا يكي از آنها خوب. بگذاريد مثالي بزنم؛ مثلاً  فريبرز عرب نيا و آتنه فقيه نصيري عاشقانه همديگر را دوست داشتند و حتي عاشقانه از همديگر جدا شدند. تنها دليل جدايي شان اين بود كه هر دو سرِ كار  بودند و فرصتي نداشتند تا يك زندگي زوجي را تجربه كنند.

بازي نكنم دق مي‌كنم!

اين روزها خيلي از جوان‌ها دوست دارند كه وارد دنياي بازيگري شوند. توصيه شما به علاقه مندان به حرفه بازيگري چيست؟
بازيگري، يك عشق است و هر كسي بايد به سراغ عشق مورد علاقه‌اش برود. ولي نصيحتي كه بزرگترها به من كردند را هم به آنها؛ به فكر كاري در كنار كار بازيگري باشند تا در آينده براي خرج و مخارج زندگي اشان كم نياورند.

اگر به شما ديگر پيشنهادِ كاري نشود چه مي كنيد؟
راستش را بگويم دق مي كنم. هرچند خودم را براي اين ماجرا آماده كردم، اما از روز اولي كه وارد سينما شدم نخواستم اميدم را از دست بدهم. هيچ وقت فكر نمي كردم بعد از بادام هاي تلخ، دوباره كار ديگري به من پيشنهاد شود. اما خدا كه بهترين دوست من هست، بارها و بارها به من كمك كرده و هروقت كه احساس كردم كه بايد مقابل دوربين قرار بگيرم، يك كار جديد به من پيشنهاد شده است.

تلخ سال 94 براي شما چه بود؟
تلخ ترين براي من در سال 94 كم كار بودنم در سينما و تلویزيون بود.

و شيرين ترين سال 94؟
سال 94 براي من خيلي بالا و پايين داشت، اما شايد يكي از شيرين ترين ‌هاي سال 94 براي من اين بود كه مغازه‌ام را راه انداختم.

و درخواست شما به عنوان يك بازيگر از مردم.
ما كارگرهاي مردم هستيم.مطمئن باشيد وقتي شما يك بازيگر را در خيابان مي بينيد با او عكس مي‌گيرید؛ اين اتفاق بهترين دستمزدي است كه به او مي‌دهيد. اين لطف مردم، همان انعام كارگري ما می باشد.