چند شب پیش قرعه به نام پتروس فداکار افتاد، همان پسری که با فرو کردن انگشت خود در سوراخ سد، جان مردم آن اهالی را نجات داد.

نمی دانم افسانه بود یا واقعیت اما بی شک آن سال‌ها پتروس های زیادی بود، با خودم گفتم چقدر جای این آدم‌ها، جای پتروس ها در کنارمان خالی ست.

چند روز از آن شب نگذشته بود که فهمیدم پتروس ها هنوز هم هستند.

شاید کم، اما هستند.

نمی دانم شنیده اید یا نه...

بهتر است برایتان بگویم، صادقانه و قضاوت کنید و در آخر بگویید اگر شما جای پتروس قصه ما بودید آن گونه فداکاری می کردید؟!

چهارشنبه، 24 شهریور، همین چند روز پیش، حادثه ای عظیم در پتروشیمی مبین عسلویه رخ داد.

به علت اختلال در یکی از شیرهای اطمینان و تجمیع گازهای آلوده در پتروشیمی آتش سوزی به وقوع پیوست.

قبل از آتش سوزی و با وقوع جرقه هایی که همراه با صداهای مهیب بود کارکنان متوجه شدند که حادثه ای عظیم در شرف وقوع است.

همه محل را ترک کردند، کاری که همه ما در چنین مواقعی می کنیم، اما یک جوانمرد، جان خود را بر کف دست گذاشته و تصمیم می گیرد شیر گاز که با چنان سرعتی در حال فوران بود را ببندد، در آن شرایط سخت، وقتی حتی فکرش هم آدم را می ترساند، محمد نبی با شجاعت خودش را به شیر اصلی می رساند و با دستان توانمندش، که پیش از آن هم یاریگیر بسیاری دیگر بود، شیر وحشیِ گاز را می بندد، چیزی به آخرین چرخش لوله نمانده بود که اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد...

انفجار صورت گرفت و محمد نبی را در کام خود فرو برد...

تصور کن...

آتش را...

می سوزی...

آتش بگیر تا بدانی چه می کشم

احساس سوختن به تماشا نمی شود...

دستان محمد نبی، صورت مهربانش و بخشی از پاهایی که بی درنگ برای تعهد و وجدانش قدم بر می داشت دچار حریق شده و او را روانه بیمارستان امیر المومنین شیراز ساخت.

اما همان طور که انتظار می رفت، فداکاری آدم ها همیشه پنهان می ماند، همه سایت های خبری از موفقیت در مهار آتش و جلوگیری از خسارت‌های بسیار گفتند، اما نگفتند چه کسی باعث شد تا از آن همه خسارت جلوگیری شود، نگفتند یک نفر بود از جنس پتروس، از جانش گذشت تا جان ها و مال های بسیاری را نجات دهد، نگفتند یک نفر هست که کسی نامش را نمی داند اما اگر او نبود وا مصیبت ها...

وا مصیبت ها...

خبرها آنقدر ساده از کنار این حادثه گذشتند و با افتخار گفتند مصدومان روانه بیمارستان شدند که گویی آب از آب تکان نخورده است.

چرا از جان گذشتگی محمد نبی را از مردم پنهان می کنند؟

چرا بر اهمال کاری خودشان که باعث این آتش سوزی شد سرپوش می گذارند؟!

بی شک نظر شما هم این است که فداکاری محمد نبی نباید فراموش شود، او قهرمان 32 ساله ای است که جز به دعای خیر مردم برای بهبودی اش به چیزی نیاز ندارد و حرفش این است: اگر ده ها بار دیگر هم این حادثه تکرار شود باز هم چنین می کنم...

ظلم است به پتروسِ زمانه ما و به مردم، پنهان ساختن این کار بزرگ.

سالها پیش، همان سالهای دفاع مقدس را می گویم، پسری دیگر از همین خانواده، با فداکاری اش به شهادت رسید. محمد نبی از چنین خانواده ای است.

پس وظیفه نهادهای مربوطه است تا قاطعانه شرایط بهبودی اش را فراهم سازند و با انتشار جوانمردی اش به مردم نشان دهند ما چنین جوانانی را در میان خود داریم.

و بر ماست که پتروس زمان مان را با نشر این مطلب به هموطنانمان و حتی خارج از مرزها معرفی کنیم.

دستان محمد نبی هرگز تنها نمی ماند چون آدم هایی از جنس خودش هنوز هستند و ما که توان چنین فداکاریهایی نداریم اما درک می کنیم و به وجود این جوانمرد افتخار می کنیم.

چشمان خود را باز کنید و اجازه ندهید کار محمد نبی فراموش شود، سکوت نکنید و با انتشار این خبر در گروه ها و کانال های خود صدای محمد نبی را به گوش همه برسانید.

حالا به آن سوال پاسخ دهید.

اگر شما جای محمد نبی بودید می توانستید چنان کنید؟ از جان بگذرید؟!

من که نمی توانستم.

و اما خبرنگار انتخاب خبر برای واکاوی دقیق حادثه پتروشیمی مبین عسلویه و اقدام فداکارانه "محمد نبی قنبری" پای صحبت های برادر او نشست.

وی گفت: حادثه برای برادرم که نوبتکار ارشد بهره برداری واحد آفسایت پتروشیمی مبین بود رخ داد. او برای نجات سایر کارکنانی که در زمان نشت گاز فرار کرده بودند، فداکاری کرد.hasanghanbari

حسن قنبری اظهار داشت: در زمانی که شیفت کاری برادر من شروع شد پیش تر یکی از ایستگاه های گاز دچار مشکل شد و به دلیل احتمال بروز حادثه به مسئولین بالاتر این موضوع ارجاع شد اما آن ها علیرغم هشدار داده شده اصرار کردند که با توجه به نیازی که به شروع به کار این ایستگاه هست باید شروع به کار کند.

وی در ادامه تصریح کرد: بعد از شروع به کار مجدد این دستگاه، زمانی که گاز با فشار وارد دستگاه شد و شیر اطمینان گاز را با فشار تخلیه کرد با توجه به اینکه این فشار 64 بار است و در نوع خود فشار بسیار سنگینی است با در نظر گرفتن اینکه لوله اطمینان زیر درپوش های ایرانیتی بوده است آن را با چنان فشاری پرتاب می کرده که گویی تیری شلیک شده است.

برادر "محمد نبی" ادامه داد: با توجه به سر و صدای حاصله و شدت پرتاب این درپوش ها کارکنان آن قسمت اقدام به فرار کردند؛ در این جا بود که برادر من با اقدامی شجاعانه و تحسین برانگیز بجای فرار و حفظ جان خویش به سراغ شیر ورودی رفت تا با بستن آن از ورود گاز جلوگیری کند که با اینکه شیر مربوطه را 3 دور هم چرخانده بود اما متأسفانه به دلیل محبوس شدن گاز در آنجا و جرقه ای که در اثر برخورد اجسامی که با فشار گاز خارج شده به محیط اطراف رخ داده بود انفجار شدیدی رخ می دهد که باعث سوختگی شدید برادر من در تمام بدن علی الخصوص دست ها که به گفته پزشکان سوختگی از نوع درجه 3 است منجر شد.

حسن قنبری اظهار کرد: بعد از حادثه پتروشیمی مبین کلیه هزینه های بیمارستان و مراحل درمان برادرم متقبل شد و مدیر عامل پتروشیمی آقای سبزه کار هم با تماسی که با برادرم گرفتند به ایشان دلگرمی دادند و عنوان داشتند که کلیه هزینه های درمانی وی را پرداخت می کنند؛ این در حالی است که متأسفانه رسانه ها به هیچ وجه این اقدام شجاعانه و ایثارگرانه برادرم را منعکس نکردند.

برادر "محمد نبی قنبری" در پایان تأکید کرد: همانگونه که کسب موفقیت یک قهرمان ورزشی در تمام رسانه ها بازتاب پیدا می کند اقدام "محمد نبی" که با به خطر انداختن جان خویش سعی در نجات سایر همکاران و همینطور ممانعت از بروز خسارت به بیت المال نمود در نوع خود موفقیتی قهرمانانه است.

در ادامه، تصاویری از "محمد نبی" در قبل و بعد از حادثه را مشاهده می کنید.

hadeseasaluyemobin.mohnabig

 

hadeseasaluyemobin.mohnabib