انتخاب خبر: درگیر زندگی روزمره هستیم. همه ارتباط هایمان جمع شده در شبکه های اجتماعی؛ حتی حال و احوال پرسیدن هایمان هم مجازی شده اند. دید و بازدید ها کمتر شده و دیگر، قدیمی ها را از یاد برده ایم.

نگاهی به آدم های دور و برمان بیاندازیم، خیلی ها را می بینیم که مدت زیادی است فراموششان کردیم. اما در همین روزگار مجازی که در آن روزها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاریم آدم هایی هستند که قدیمی ها را فراموش نکردند و با یکدیگر  هم پیمان شده اند تا به دیدارشان بروند. گروه همدلی هنرمندان ایران مدتی است دست به دست هم داده اند تا به سراغ قدیمی های هنر ایران بروند و به آنها بگویند هیچ وقت فراموششان نکرده اند.

همدل شدیم
ماجرای تشکیل گروه همدلی از آن جایی آغاز شد که بهمن دان، بازیگر سینما و تلویزیون وقتی تنهایی هنرمندان پیشکسوت کشور را دید فکری به ذهنش خطورکرد.

وی در گفت و گویی اختصاصی با خبرنگار انتخاب خبر گفت: یک فکر نو و یک ایده تازه باعث شد به فکر تشکیل گروهی به نام همدلی بیافتم. می دانستم تا قبل از اینکه همدلی راه بیافتد خیلی از هنرمندان بودند که به تنهایی در کارهای خیر، قدم بر می داشتند. با خودم گفتم اگر همه آنها دور هم جمع شوند، اثر گذاری بیشتری خواهند داشت.

 به سراغ چند نفر از این هنرمندان رفتم؛ می دانستم آنها در کارهای خیر، پیش قدم هستند. وقتی ماجرای تشکیل گروه را با آنها در میان گذاشتم، استقبال خوبی کردند و اینطور شد که هم دلی متولد شد.

و این چنین بود که گروه همدلی شکل گرفت و کارش را آغاز کرد.

دان در ادامه می گوید: در اولین جلسه ای که داشتیم قرار شد در پرونده های ستاد دیه و جرایم غیر عمد وارد شویم. مدتی از این ماجرا گذشت تا اینکه فکر دیگری به ذهنم رسید. می دیدم بسیاری از قدیمی های سینما و تلوزیون و خانواده هنر ایران در بستر بیماری افتاده اند و بامشکلات مالی و درمانی، دست و پنجه نرم می کنند. دلم گرفت باخودم گفتم این اتفاق فردا برای ما هم رخ خواهد داد. از طرفی در آن دوران شایعه مرگ هنرمندان پیشکسوت در فضای مجازی پخش  شده بود و این شایعات مقصرش ما بودیم؛ چرا که وقتی ما هنرمندان یادی از اساتید خود نکنیم و اوضاع و احوالشان را به مردم نگوییم، باید خبر کذب فوت آنها را بشنویم.

 سکانس ایثار در زندان

به همین خاطر تصمیم گرفتم با گروه همدلی هنرمندان به سراغ این عزیزان برویم و یادی از این بزرگان بکنیم. با دوستان خوبم ماجرا را درمیان گذاشتم و آن ها هم خیلی خوب هم استقبال کردند و طبق برنامه ریزی هایی که انجام دادیم قرار شد برای اولین دیدار به سراغ محمد علی کشاورز، پیشکسوت سینما، تلوزیون و تئأتر برویم.

حال استاد خوب است
به گزارش انتخاب خبر، شبدیس بختیاری، هماهنگ  کننده این برنامه از روزها قبل مدام پیگیر ماجرا بود تا اینکه سرانجام زمان ملاقات تعیین شد.

ساعت مقرر در لابی یکی از برج های هرمزان تهران جمع شده ایم. بهمن دان، سید جواد هاشمی، زهرا سعیدی، اصغر معینی، داوود منفرد و جعفر پاکزاد و جمعی دیگر از دوستان مطبوعاتی، افرادی بودند برای دیدار استاد مهربانی ها پیش قدم شدند.

خانه کوچک اما پر از گرمای محبت استاد! وارد سالن که می شوی چشمت به قاب عکس های بزرگ و کوچکی می افتد که روی یک میز قدیمی قرار گرفته؛ عکس هایی از دوره جوانی و میانسالی و پیری محمد علی کشاورز.

پیر مرد سینمای ایران که حتی حالا که سالهاست خانه نشین شده است و دیگر چهره اش را در قاب سینما و تلویزیون نمی بینیم ولی نامش و یادش زنده است و مردم  به او عشق می ورزند.

با گذر از راهرویی چند متری وارد سالن اصلی خانه می شویم. محمد علی کشاورز روی تخت نشسته است. عینک به چشم دارد و کتابی در مقابلش باز است. با ورود ما چشمش را از روی کتاب بر می دارد و با یک لبخند، خوشامد می گوید.

دور تا دور او می نشینیم. دیوارهای خانه پر از قاب های نقاشی است که بعداً متوجه شدیم کاردست تنها دخترش است.

کتابخانه استاد کشاورز درست در کنار تختش است. مثنوی معنوی، مولانا، حافظ، تاریخ ایران باستان و خیلی کتاب های دیگر که نشان می دهد او به ایران و ایرانی بودنش اهمیت می دهد. کتاب ها در قفسه ها جا خوش کرده اند. یک ضبط صوت قدیمی که کمی خاک رویش نشسته است پشت مبل ها به چشم می خورد. خدا می داند روزگاری که کشاورز در اوج فعالیت هنری اش بوده چقدر با این ضبط صوت، آهنگ گوش داده است.

صدایش هنوز مانند قدیم ها گوش نواز است. اشک در چشمانش حلقه زده و می توان خوشحالی را که در چهره اش موج می زند دید. با همان صدای گوش نوازش و آهنگ آهسته ای که دارد می گوید: خیلی خوشحالم کردید که به خانه ام آمدید. تا شما خوبان در کنارم هستید دیگر تنها نیستم و غصه ای ندارم.

صحنه بازیگری استاد مهربانی ها همچنان تماشاگر دارد

بهمن دان نزدیکترین فردی است که در کنار او نشسته است. دان به کشاورز عشق می ورزد. شاید به خاطر همین عشق بود که برای اولین قدم، خانه استاد را انتخاب کرد. او درحالی که به چهره خندان کشاورز چشم دوخته است می گوید: استاد، شما پیشکسوت هنر ایران هستید و ما کوچکترها باید از شما سرمشق درس هنر و زندگی بگیریم.

صحنه بازیگری استاد مهربانی ها همچنان تماشاگر دارد

عزیزی، پسر جوانی که حالا تنها یار و همراه استاد است و تمام کارهایش را انجام می دهد، با سینی چایی وارد می شود. سینی چایی پر از استکان های کوچک و قدیمی است؛ آدم را سالها پیش می برد. سالهای دوری که کشاورز نقش آفرینی می کرد.

پس از اینکه حرف های دان تمام شد کشاورز که همچنان خنده به لب دارد گفت: باید به سینما حرکت دهیم و این حرکت تنها از دست شما جوان تر ها بر می آید. خوشحال هستم وقتی می بینم عده ای افراد هنرمند، فهمیده، باشعور و تحصیلکرده تصمیم گرفته اید حرکتی نو داشته باشید.

صحنه بازیگری استاد مهربانی ها همچنان تماشاگر دارد

وی در ادامه گفت: من ایران را دوست دارم و باید بگویم همه ما به کشورمان مدیون هستیم و باید برای شناساندن فرهنگمان همیشه کوشا باشیم. ما از همه منابع این مملکت استفاده می کنیم و باید قدردانش باشیم. باید به هنر این کشور احترام بگذرایم و بزرگان هنر ایران را هیچ وقت فراموش نکنیم. یادمان باشد که باید از ایران، اطاعات داشته باشیم و از پیشینه این مملکت استفاده کنیم و آن را سرلوحه کارمان قرار دهیم. در زمینه ادبیات و هنرهای سینمایی، آدم های تراز اولی داریم؛ چرا به سراغ آنها نمی رویم و زندگی شان را به تصویر بکشیم. امیدوارم به همت شما دوستان، این امر میسر شود و از خارجی، برداشت فرهنگ نداشته باشیم.

کشاورز، مردم را دوست دارد و عاشقانه می پرستد
او می گوید: مردم ما هنرمند هستند و هنرمندانشان را می شناسند. اگر مردم نبودند ما هم نبودیم. عامیانه بگویم؛ من خاک پای مردم ایران هستم. 3 سالی است که بیماری و پیری، زمینگیرم کرده است. در این مدت، مردم من را شرمنده خودشان کرده اند و فهمیدم که هیچ وقت من و امثال من را فراموش نکرده اند. از اولین کارم به نام شب قوزی که به دست فرخ غفاری در دهه 30  ساخته شد، فهیمدم مردم ایران با لیاقت هستند.

درددل های استاد زیاد بود، اما وقت کم و توان حرف زدن برای او دشوار.

سید جواد هاشمی با همان صدای گرم و گیرایش بود که گفت: «به احترام استاد از جای بلند شویم و او را تشویق کنیم».

عکس دسته جمعی درکنار استاد و ثبت لحظه ای به یادماندنی و سرانجام خداحافظی.

صحنه بازیگری استاد مهربانی ها همچنان تماشاگر دارد

صحنه بازیگری استاد مهربانی ها همچنان تماشاگر دارد

صحنه بازیگری استاد مهربانی ها همچنان تماشاگر دارد

صحنه بازیگری استاد مهربانی ها همچنان تماشاگر دارد

وقتی از خانه کشاورز خارج شدیم به این فکر می کردم این پیر هنر ایران قطعاً به یاد خواهد داشت روزی چند نفر از علاقه مندان او برای دستبوسی به خانه اش آمدند.

به گزارش انتخاب خبر، محمدعلی کشاورز متولد ۲۶ فروردین ۱۳۰۹ در اصفهان است. او بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون ایران است ونشان درجه یک فرهنگ و هنر را کسب کرده است.

او در شهر اصفهان، محلۀ سیچان(سیچون) به دنیا آمد و فرزند دوم خانوادۀ «کشاورز» است. خاندان وی اصالتاً از گرجستان بوده که در زمان شاه عباس به ایران آمده و مسلمان شده‌اند. نام خانوادگی قبلی او اصلانی بوده‌است.

 وی فارغ‌التحصیل هنرستان هنرپیشگی تهران و دانشکده هنرهای دراماتیک است. او از فارغ التحصیلان رشته نقشه برداری نیز می باشد و مجری‌گری برخی برنامه‌های مربوط به نقشه‌برداری در صدا و سیما به عهده‌ی ایشان بوده است.

فعالیت هنری‌اش را از سال ۱۳۳۹ با حضور در نمایش «ویولن‌ساز کره‌مونا» آغاز کرد و سپس با ایفای نقش در نمایش‌هایی همچون «آنتیگون»، «آندورا»، «ادیپوس شهریار»، «بازی استریندبرگ»، «دایی وانیا»، «عاشق مترسک»، «لبخند باشکوه آقای گیل» و شماری دیگر به بازیگری حرفه‌ای در تئاتر بدل شد. او در سال ۱۳۵۲ از همسرش جدا شد، بعد از آن هم دیگر ازدواج نکرد. حاصل آن ازدواج، دختری به‌نام نلی است. نلی در بلژیک زندگی می‌کند و نقاشی تدریس می‌کند.

در سال ۱۳۴۷ به تلویزیون رفت و کارگردانی هنری قسمت‌هایی از سریال «خانه قمر خانم» را به عهده گرفت. کشاورز در سریال‌های تلویزیونی زیادی همچون «دایی جان ناپلئون»، «آتش بدون دود»، «هزاردستان»، «سربداران»، «سلطان و شبان»، «گرگ‌ها»، «پدرسالار» و... به نقش آفرینی پرداخته است.

او برای نخستین بار در سال ۱۳۴۳ با فیلم شب قوزی ساخته فرخ غفاری بازیگری سینما را نیز تجربه کرد و تاکنون در ۴۷ فیلم سینمایی ایفای نقش کرده‌است.

رگبار، خشت و آینه، برزخی‌ها، کمال الملک، مردی که موش شد، کفش‌های میرزا نوروز، مادر، جستجو در جزیره، ناصرالدین شاه آکتور سینما، دلشدگان، آقای بخشدار، زیر درختان زیتون، روز واقعه و کمیته مجازات از جمله کارهای اوست.

گزارش و عکس از: جعفر پاک زاد


اخبار مرتبط:
سکانس ایثار در زندان