انتخاب خبر: مهدی خزعلی، زاده ۱۳۴۴ در قم، پزشک ایرانی(متخصص چشم پزشکی)، فرزند آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی است. او همچنین مدیر انتشارات حیّان و بنیان‌گذار مؤسسه فرهنگی انتشاراتی اباصالح است. دکتر خزعلی مدتی است که جبهه آزادی را تأسیس نموده و دبیر کلی آن را برعهده دارد. او همچنین متولی سرای قلم است؛ محفلی که اخیراً به دلیل برگزاری نشست های تخصصی در حوزه های مختلف معروفیت خاصی پیدا کرده است.

mehdikhazaliمهدی خزعلی در دوران دولت های نهم و دهم انتقادات تندی علیه محمود احمدی‌نژاد در وبلاگ شخصی خود مطرح ساخت که در پاره‌ای اوقات بازتاب‌هایی در رسانه‌های جهانی و داخلی داشته ‌است. صلاحیت او به‌ دلیل مطالبی که در انتقاد از دولت احمدی نژاد منتشر می کرد در انتخابات مجلس شورای اسلامی و سازمان نظام پزشکی رد شد.

اما انتقادات دکتر خزعلی تنها محدود به احمدی نژاد نیست، بلکه او ضمن حمایت قاطع از حسن روحانی در انتخابات 92 اکنون به یکی از منتقدان جدی او تبدیل شده است. او همچنین نسبت به جریان موسوم به اصلاح طلبی نظرات درخور توجهی دارد.

در این راستا خبرنگار انتخاب خبر پای صحبت های دکتر مهدی خزعلی نشست تا ضمن ارزیابی عملکرد سیاسی- اقتصادی حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان به آسیب شناسی جریان اصلاحات حامی دولت تدبیر و امید بپردازد. در ادامه، مشروح این گفتگو را می خوانید.

عملکرد سیاسی اقتصادی آقای روحانی را چگونه ارزیابی می کنید؟

چهار سال پیش وقتی آقای روحانی می خواستند کاندیداتوری خود را اعلام کنند فرمودند اولین اقدامی که انجام می دهند تدوین "منشور حقوقی شهروندی" است. امروز آقای روحانی بعد از 4 سال خود را برای دوره بعدی ریاست جمهوری گرم می کنند و دوباره منشور حقوق شهروندی را ارائه می کنند!

به عبارتی اولین شعار دور اول ریاست جمهوری آقای روحانی که ایشان از این طریق از مردم رأی گرفتند تدوین منشور حقوق شهروندی بود. این بار نیز ایشان قصد دارند دوباره همان شعار را برای رأی دوره بعدی ریاست جمهوری خرج کنند. آقای روحانی طی دور اول ریاست جمهوری خود اقدامی در واقع انجام نداده است. منشور که رونمایی شد متأسفانه خلاصه ای از قانون اساسی بود. قانون اساسی 177 اصل دارد. آقای روحانی 120 ماده به عنوان منشور حقوق شهروندی ارائه نموده اند.

در ظرف چند ماه هفتاد نماینده خبرگان تدوین قانون اساسی نشستند و قانون اساسی تدوین کردند. قانون اساسی بهرحال از نظر حقوقی پشتیبان دارد و مهمترین سند قانونی جمهوری اسلامی ایران است و باید ضمانت اجرا داشته باشد. اما این چیزی که آقای روحانی به عنوان منشور حقوق شهروندی خلاصه کرده اند نه ضمانت اجرایی مشخصی دارد و نه از جایگاه آقای روحانی قابل اصدار است. یعنی منشور حقوق شهروندی در بعضی از بندها اولاً خود قانون اساسی است. به عبارتی اگر یک دانشجو اقدام به خلاصه نویسی قانون اساسی کند فکر کنم ظرف مدت 2-1 هفته همین کار را می تواند ارائه دهد! پس منشور حقوق شهروندی چیز جدیدی نیست. ثانیاً مگر آقای روحانی می توانند قانون اساسی تدوین کنند؟! آقای روحانی مگر خبرگان تدوین قانون اساسی هستند که این اقدام را انجام داده اند؟!

بعضی از مواد مصرح در منشور حقوق شهروندی موادی است که باید قوه مقننه آنها را تصویب کند. آقای روحانی مگر قوه مقننه و قانونگزار هستند؟ اصلاً این منشور حقوق شهروندی است، لایحه که نیست. اگر آقای روحانی به جای این منشور یک لایحه به مجلس داده بودند یک حرکت به جلو از سوی ایشان بود؛ یعنی آقای روحانی یک پله به سوی اهداف عالیه دموکراسی و آزادی گام برمی داشتند.

در این منشور نوشته شده که همه حق حیات دارند!، یعنی اگر این جمله در منشور وجود نداشت مردم نمی دانستند که حق حیات دارند یا مسئولین نمی دانستند که مردم حق حیات دارند؟! موضوع اصلی، اجرای اصل حق حیات مردم است که آقای روحانی بتوانند یک کلام با بسیاری از اعدام ها مبارزه و مخالفت کنند. یا اینکه در منشور حقوق شهروندی تصریح شده است که همه حق ازدواج و حق مشاوره قبل از ازدواج دارند. اینگونه کلی گویی ها به درد مردم نمی خورد. به جای این منشور مثلاً در حوزه حقوق اقلیت های مذهبی، آقای روحانی به جای اینکه مثنوی هفتاد من کاغذ بنویسند کاغذ A4 را نصف می کردند، یک کاغذ A5 کافی بود و آقای روحانی روی این کاغذ یک مجوز صادر می کردند که برادران اهل سنت در تهران با پول خودشان بروند زمین تهیه کنند و مسجد بسازند. برای اهل سنت همین بس بود که بتوانند مسجد داشته باشند. آنچه مسلم است؛ این یک اقدام ساده در راستای حقوق شهروندی است. عبادت حق بشر است. این افراد برادران مسلمان ما هستند.

به صراحت می گویم؛ 120 ماده منشور حقوق شهروندی آقای روحانی کار یک نرینه را نمی کند! آقای روحانی اگر یک مردانگی به خرج می دادند می توانست یک کار بارور و ثمرزا انجام می دادند.(خرده نگیرید که این مادّه است و آن ماده!)

اما در حوزه اقتصادی باید این پرسش را مطرح کرد که آقای روحانی چه اقدام مفیدی برای اقتصاد کشور انجام داده اند؟ شاید آقای روحانی بگویند که قیمت دلار را ثابت نگهداشتند، الحمدلله! دست آقای روحانی درد نکند. آقای روحانی می گویند تورم را تک رقمی کردند، دست آقای روحانی درد نکند و ما از ایشان تشکر می کنیم. اما به چه قیمتی این اقدامات انجام شده است؟ به قیمت اینکه چرخ زندگی مردم فلج شده است. امروز کسی اصلاً نمی تواند کسب و کار کند.

بله دلار تا وقتی که کارایی نداشته باشد قیمت آن همین است. فردا که درها باز شد و واردات شروع شد دلار تغییر قیمت می دهد. اگر تقاضا شروع شد می توان ادعا کرد که قیمت دلار افزایش پیدا نمی کند. آنچه مسلم است؛ امروز تقاضایی در کشور وجود ندارد، بازرگانی وجود ندارد، امروز همه چیز تعطیل است. با مملکت تعطیل اگر دلار را ثابت نگه داشت می توان چنین ادعایی را مطرح کرد. کشور کره شمالی هم شاید ادعا کند که قیمت ارز را ثابت نگاه داشته است؛ چرا که تعطیل است!

آقای روحانی به مردم قول دادند که چرخ زندگی شان می چرخد. بهتر است در این مورد آمار گرفت و اینکه آیا چرخ زندگی مردم در این چهار سال گشته یا نگشته است؟ به همین سادگی. این آمار نیز کدهایی دارد. کدهای عملیاتی دارد. اگر بنا است کسی وارد اصلاح اقتصاد مملکت شود گام اول این سؤال است؛ مملکت ایران چه چیزی کم دارد؟ چرا اقتصاد ایران به این روز افتاده است؟ پاسخ بسیار مشخص است. اقتصاد دانان می گویند مملکت ایران سرمایه گذاری کم دارد. به عبارتی در این کشور پول نیست.

روزی که کشور گندم ندارد، باید گندم واردکرد، وقتی کشور پول ندارد باید سرمایه و پول وارد کشور کرد. گام نخست وارد کردن پول این است که بانک های خارجی در ایران یک شعبه ایجاد کنند، لازمه این امنیت است. آیا آقای روحانی تلاش کردند که لایحه ای تقدیم مجلس کنند که بانک های خارجی در این مملکت یک شعبه دایر کنند؟ آیا آقای روحانی از خودشان نپرسیدند که چرا یک روزی طبق قانون بانک باید دولتی می بود، بعد مجوز بانک خصوصی دادند و امروز هر ارگان و سازمان و نهادی – اعم از نظامی و غیرنظامی، لشکری و کشوری - برای خودشان یک بانک ایجاد کرده اند، پس می توان این اقدام را انجام داد. در صورتی که در قانون اساسی منعی برای حضور بانک های خارجی در کشور ایران وجود ندارد.

امروز فقط رباخوارانی که دارند با شبکه بزرگ ربوی در این مملکت ارتزاق می کنند و خون ملت را می مکند و تمام صنعت گران، کشاورزان و تولیدکنندگان ایرانی را به خاک سیاه نشانده اند نمی خواهند بانک خارجی با بهره 3-2 درصد به صنعت گر و کشاورز ایرانی وام بدهد. این افراد و نهادها می خواهند شبکه ربوی شان محفوظ باشد. به این دلیل حتی آقای روحانی صحبتی در مورد ایجاد شعبه بانک های خارجی به میان نیاوردند.

من به یاد می آورم که قریب به 20 سال پیش در جلسه هیئت مدیره بانک ملی عرض کردم که اگر یکی از بانک های خارجی در ایران شعبه ایجاد کند ظرف 24 ساعت 8 بانک دولتی ورشکسته می شوند که اعضای هیئت مدیره تصدیق کردند و گفتند همین طور است. من در پاسخ گفتم شما دارید این بلا را بر سر مملکت می آورید. شما با شبکه ربوی تولید را ساقط می کنید. برای اینکه یک عده ای نشستند و می خواهند از این موضوع و شبکه ربوی ارتزاق کنند، آن هم به قیمت بسته شدن تمام کارخانه ها. آیا آقای روحانی توانستند پول و سرمایه جذب کنند؟

البته می دانم که عوارض ایجاد شعب بانک های خارجی در کشورمان این است که در یک دوره گذار پول ارز وارد کشور می کنند و داد و ستد دلاری انجام می دهند. اما در عوض چرخ اقتصاد می چرخد و بسیاری معضلات مرتفع می شود. امروز برخی حضرات و نهادها اقدام به احداث بانک خصوصی می کنند. اگر بانک های خارجی به ایران بیایند بانک های خصوصی و نهادها و افراد مؤسس ورشکسته می شوند. برای همین نمی گذارند چنین اتفاقی در کشور رخ دهد. اولین اقدام آقای روحانی باید صدور مجوز برای ایجاد شعب بانک های خارجی در ایران می بود. پس آقای روحانی اقدامی برای بهبود اقتصادی کشور انجام ندادند.

جمع بندی من این است که آقای روحانی کاری انجام نداده اند. آقای روحانی فقط حرف تحویل مردم داده و می دهند. و برای اینکه مردم سرگرم شوند متاسفانه با همان دیالوگ های رایج، مردم را به نحوی سرگرم می کنند. این سرگرمی ها برای مردم نه نان می شود نه آب. ما امروز از آقای روحانی عمل می خواهیم، آقای روحانی اقدامی انجام نداده اند. تنها اقدامی که مردم فکر می کنند آقای روحانی در حوزه خارجی انجام داده اند بحث برجام است که 6 ماه قبل از دولت روحانی در عمان کلید زده شد.

آن موقعی که وزرا در مجلس رفتند گریه کردند و گفتند که ما دیگر کاری نمی توانیم انجام دهیم، کفگیر به ته دیگ خورده است، آن زمان این تصمیم گرفته شد، یعنی تحریم اقتصادی کار خود را کرد و نرمش قهرمانانه در واقع استراتژی نظام شد و خیلی هم درست بود و رهبری نظام این کار را انجام دادند.

نرمش قهرمانه و استراتژی مذاکره کار درستی بود که رهبری انجام دادند. هر دولتی بر سر کار می آمد این کار را انجام می داد. درست است که برجام و مذاکرات هسته ای در ظاهر پیروزی آنچنانی نبود اما در شرایط آن روز ما یک فتح المبین بود. برای اینکه دیگر ایران چاره ای نداشت وگرنه سرنوشت کشورمان مشابه لیبی و مصر می شد. اگر می خواستیم ایران افغانستان، عراق، تونس و مصر و لیبی نشود باید این برجام را می پذیرفتیم. اما آنهایی که باعث شدند که ایران بعد از سال ها تن به برجام دهد همان کسانی بودند که سخنرانی می کردند، هولوکاست می گفتند و آن شعارهای "انرژی هسته ای حق مسلم ما ست" سر می دادند. این شعارها و حرف و حدیث ها یک ویران الدوله در ایران ایجاد کرد و ما را به جایی رساند که باید برجام را می پذیرفتیم!

انجام برجام، کار درستی بود، اما کار آقای روحانی نبود و نباید این افتخار را مصادره کند. هر کس دیگری رئیس جمهور می شد باید این اقدام- یعنی مذاکرات هسته ای- انجام می گرفت.

در مجموع، نمره عملکرد آقای روحانی را در جهت اقتصادی صفر می دانم، در جهت سیاست خارجی هم برجام متعلق به ایشان نیست و آقای روحانی فقط مجری بود.

مسئولان و وزیرانی که آقای روحانی انتخاب کردند برخلاف خواست و مطالبه مردمی بود که برای یک تغییر وارد صحنه شدند و به آقای روحانی رأی دادند. آقای روحانی پاسخ مردم را بد داد. انتخاب وزیران و مسئولان آقای روحانی در تمام رده ها آن چیزی نبود که مردم برایش به صحنه آمدند و روز 24 خرداد جشن گرفتند، پایکوبی کردند و آن شعارهای زیبا را دادند، اما در عمل آقای روحانی به مردم و به تعبیری به رأی بنفش مردم و به سبزه ای که به گل بنفش نشسته بود پشت کرد.

موقعیت آقای روحانی در آستانه انتخابات 96 در جناح اعتدال گرا، اصلاح طلب و اصول گرا چگونه است؟

من معتقد هستم در دوره قبل که مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت شدند مردم از بین کاندیداهای تأیید صلاحیت شده شورای نگهبان یک روحانی با سابقه 25 ساله فعالیت امنیتی انتخاب کردند. این البته انتخاب درستی بود و مردم باید همین کار را می کردند. باید همگی با حضور خود نشان می دادند که رأی آن ها مؤثر است.

و اما عملکرد آقای روحانی به تفصیل بیان شد. در مورد دور بعدی ریاست جمهوری یعنی انتخابات سال 96 می توان اینگونه اظهار نظر کرد که این دوره کاندیدای اصول گرایان شخص آقای حسن روحانی است ولی به شرطی اینکه ایشان مورد حمایت اصلاح طلبان باشند. یعنی یک توافق نانوشته ای پشت پرده است که کاندیدای اصول گرایان که تمام منافع اصول گرایان و جناح حاکم در آن خلاصه می شود شخص روحانی باشد، اما به گونه ای باید عمل شود که اصلاح طلبان یعنی آقایان سید محمد خاتمی و سید حسن خمینی و همه احزاب شورای هماهنگی جبهه اصلاحات از آقای روحانی حمایت کنند.

متأسفانه در این مسیر برخی اصلاح طلبان شعار اعتدال سر می دهند اما دچار یک انفعال عجیبی شده اند و جرأت حرکت ندارند. این باعث شده است که آنها بدون قید و شرط از آقای روحانی حمایت کنند. حتی اگر ما ناچار شویم هیچ گزینه ای نداشته باشیم مثل سال 1392، و ناچار شویم که از بین گزینه های تأیید شده توسط شورای نگهبان و آقای جنتی کسی را انتخاب کنیم باید میثاق نامه داشته باشیم، باید بدانیم وزرا چه افرادی هستند، چه اقدامی بنا است انجام گیرد، چه صحبت هایی بنا است مطرح شود.

بعد از انتخاب آقای روحانی شاهد نباشیم که او وقت نداشته باشد حتی اعضای ستاد خود را ملاقات کند و فرصتی برای ملاقات و صحبت با مردم نداشته باشد.

یکی از اشکالاتی که امروز به عملکرد سیاسی آقای روحانی است، این است که می گویند ایشان به دنبال رفع حصر بوده اند؟ کجا ایشان به دنبال رفع حصر بوده اند؟ ما کار پنهان و زیرزمینی نداریم! او رئیس جمهور مملکت است، اگر دنبال رفع حصر بود، هر ماه در مقابل خبرنگاران می نشست و گزارش می داد که:" این پیگیری ها را انجام داده اما نتیجه نگرفته است.

مبادا اینگونه مطرح شود که آقای روحانی اسم شجریان و مهندس موسوی را آورد، تا رأی بیاورد چرا که بعد از انتخابات روحانی یک بار نام این افراد را بر زبان نیاورد.

این گلایه های جدی ما است. آقای روحانی یک بار به زندانیان سیاسی و عزیزان در بند و حصر سر نزدند، یک تلفن نزدند، احوال این افراد را جویا نشدند و در بندرعباس هم مصاحبه کردند و گفتند که ایران زندانی سیاسی ندارد. من بارها گفته ام که من چگونه از کسی حمایت کنم که منکر وجود من است. من زندانی سیاسی ام، اما آقای روحانی می گوید ایران زندانی سیاسی ندارد، پس من چگونه می توانم از چنین شخصی در انتخابات حمایت کنم؟ مگر آنکه ناگزیر باشم! به اصطلاح اگر مادر نبود، باید به محبت زن بابا هم دلخوش کرد. اما اکنون آن روز نیست.

من معتقدم باید همه افراد واجد شرایط در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 کاندیدا شوند. در این راستا آقای علی مطهری گزینه مناسبی برای انتخابات 96 می باشد. آقای علی مطهری نشان داده که سر موضع خود می ایستد، دفاع از حق می کند اما آقای روحانی حتی حرف هم نمی زند. آقای مطهری باید بیاید، افراد دیگری هم هستند باید کاندیدا شوند. حداقل امروز 10 نفر با قابلیت های ریاست جمهوری وجود دارند و باید به رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری سال 96 ورود پیدا کنند.

مهم تر از همه معتقد هستم که خود ساز و کار انتخابات، مقصد و مطلوب است، چرا که ما در این مسیر حرکت می کنیم. اگر ما 10 نفر کاندیدای اصلاح طلب داشته باشیم، به شهرهای مختلف بروند، سخنرانی کنند، ایده بدهند، حرف بزنند، این می شود روشنگری و شناسایی مطالبات مردمی که مردم در هر حوزه ای چه می خواهند. این رویه ها میثاق نامه مطرح شده را شکل می دهد.

اگر مثلاً سرانجام 6 نفر از این 10 نفر رد صلاحیت شوند، این شش نفر می شوند سرمایه 4 نفر تایید صلاحیت شده. این چهار نفر سپس در یک رقابت دموکراتیک درون جناحی قرار می گیرند و می توان تصمیم گرفت که کدام یک شانس بیشتری دارند و هفتاد و دو ساعت آخر یا هفته آخر با هم بر سر یک نفر ائتلاف می کنند. یعنی از فرصت های صدا و سیما نیز این 4 نفر استفاده می کنند. آن کسی که تنها می ماند و بقیه به نفع او کنار می روند ملتزم به حمایت از میثاق نامه است. این می شود یک انتخابات دموکراتیک.

من این طرح را به سران اصلاحات دادم، می گویند طرح خوبی است اما شدنی نیست!

آقای تاج زاده که از همه اصلاح طلبان انقلابی تر است و سابقه زندان دارد می گوید: «آقای خزعلی این حرف شما درست است. دقیقاً دموکراسی یعنی همین، در آمریکا هم حزب دموکرات ابتدا درون خود رقابت می کند. اما ما جنبه آن را نداریم.»

ببینید یک اصلاح طلبی مانند آقای تاج زاده چگونه اظهارنظر می کند. ایشان می گویند این حرف درست است و باید اینگونه باشد و اصلاً ملزومات دموکراسی همین است. اما ما چون جنبه نداریم باید این گونه عمل کرد؟ یک استبداد مطلق، یک انحصار طلبی و یک خودکامگی در درون بعضی از افراد به اصطلاح "اصلاح طلب"حاکم می شود.

اگر کسی نقدی بر آقای روحانی وارد کرد به او حمله می کنند و با آبروی او بازی می کنند. من چندین نقد به آقای روحانی داشتم. و یک مرتبه دروغ ها بود که توسط حزب ملت ایران و آقایان شکوری راد و عرب سرخی به سوی اینجانب سرازیر شد. چه شده است این افراد را؟ چه اتفاقی افتاده که نقد به جناب روحانی مستوجب تهمت به من می شود. اینجانب تمام این مدت که منتقد جدی آقای احمدی نژاد و منتقد جدی جناح حاکم بودم این افترا و دروغ و این تهمت ها نبود.

امروز انتقادی کوچک به آقای روحانی- که ایشان اصلاح طلب نبوده و نیست و نخواهد بود- باعث می شود تا سیل تهمت و افتراها و نارواها روانه شود. آیا اصلاح طلبان با چنین خط مشی می خواهند مملکت را اصلاح کنند؟ مبادا از چنین اظهارنظرهایی تعبیر شود که اصلاح طلبان مصلح نیستند؟! مبادا از چنین رفتارهایی تعبیر فساد شود؟!

اصلاح طلبان باید به میدان آمده، حرف بزنند و بگویند انتقاد خزعلی با این دلایل درست نیست. چرا که آقای روحانی خیلی کار کرده اند. اما اینکه اگر کسی انتقاد کرد به او بگویند همکار سعید امامی بوده است رفتار پسندیده ای نیست. در صورتی که در مورد خود من چنین چیزی صحت ندارد، وقتی چنین حرف های عجیب و غریبی مطرح می شود آدم انگشت به دهان می ماند. اصلاح طلبان می آیند اعتصاب غذای من را زیر سؤال می برند، یا یکی از سایت ها– که مخبر است– با پوشش اصلاح طلبی مرتب توهین می کند و افترا می زند. آیا اصلاحات اینگونه می خواهد حرکت کند؟ آیا جریان اصلاح طلبی دل به اینگونه افراد بسته است؟

به آقای هادی خامنه ای می گویم بعضی از دوستان ما منفعل شده اند، ایشان می فرمایند: "خیر! منتفع شده اند!" برخی از افراد منفعت طلب، فرصت طلب و استمرار طلب، منافع ملت را فروخته اند. این افراد ملت را نفروخته اند بلکه خود فروشی کرده اند و منافعی پیدا کرده اند و همچنان بهره برداری می کنند.

وقتی خدمت یکی از ارکان اصلاحات رسیدم و درد دل های خود را مطرح و گلایه کردم، ایشان گفتند اصلاح طلبان نمی توانند مانند تو پرواز کنند، یا تو باید بیایی پائین و با این ها حرکت کنی یا تنها می مانی!

خدمت عزیز دیگری از ارکان اصلاحات رسیدم، درد دل کردم و گفت: تذکر می دهند ولی در نهایت گفتند که کاری نمی توان کرد. همین است، چرا که ما کسی را نداریم.

اگر جناح اصلاح طلب و اعتدال گرا از آقای روحانی در انتخابات 96 حمایت کنند حال با توجه به عملکرد سیاسی و اقتصادی آقای روحانی آیا می توان ادعا کرد که توده مردم دوباره در انتخابات 96 به آقای روحانی رأی خواهند داد؟

مردم بسیار هوشمند و عاقل هستند. مردم در دوره قبل هم به شخص آقای روحانی رأی ندادند. در 7 اسفند مردم به کسانی رأی دادند که اصلاً نمی شناختند. مردم رأی دادند برای اینکه حرف خود را بزنند. این هوشمندی مردم است. اگر مردم به جایی برسند که بین بد و بدتر قرار گیرند مردم بد را انتخاب می کنند، اما آقای روحانی بداند که مردم به ایشان رأی ندادند و هیچ زمان هم نمی توان چنین ادعایی کرد.

آقای روحانی کاری برای مردم انجام نداده اند که مردم به ایشان رأی دهند، اما اگر مردم مجبور شوند و هیچ شانسی نداشته باشند و مادری نباشد، به زن بابا هم اکتفا می کنند و به او رأی می دهند.

ما البته باید دنبال گزینه ای دیگر غیر از آقای روحانی باشیم. اینجانب به خیلی از بزرگان اصلاحات و حتی به یکی از مسئولین مهمترین حزب اصلاح طلب گوشزد کردم که مردم امتحان خود را پس دادند، مردانه در انتخابات شرکت کردند و به کسانی که نمی شناختند رأی دادند. شما به آنها خیانت کردید و دختر آقای ص . ح را با فشار آقای روحانی در لیست قرار دادید و حتی سه نفر اصول گرا در لیست قرار دادید باز هم مردم رأی دادند چرا که تشخیص آنها درست بود.

جناح مدعی اصلاح طلبی کم کاری می کنند، آنها می توانند کسان دیگری را مطرح کنند، اما نمی کنند، این یک انحصارطلبی است. این ها امتحان بدی پس می دهند، این افراد دموکراسی یاد نگرفته اند.

این فردی که یاد کردم اخیراً ملاقاتی با او داشته ام، او لیست 30 نفره نمایندگان مجلس را بسته بود، به من گفت که طی جلسه ای به اصلاح طلبان می گویم اگر فرد دیگری را برای انتخابات 96 مطرح نکنند به این ملت خیانت کرده اند. همه آقایان در پشت پرده می دانند که اگر کاندیدایی را از سد شورای نگهبان عبور دهند مردم به او رأی می دهند و برای آنها مهم نیست؛ اصل آن است که یک نفر میثاق نامه را امضا کند. مهم نیست چه فردی باشد. اسم او علی مطهری یا هر کس دیگری باشد. اگر او انتخاب شد می توان معاون اول قوی و وزیران پر قدرت برای او برگزید. اما کسی که پای میثاق نامه محکم بایستد مردم به او رأی خواهند داد و باید این کار را کرد.

اگر آقای روحانی این بار بدون تعهدنامه جدی که بدانند به آن حزبی که از ایشان حمایت کرده است پاسخگو هستند وارد کاخ ریاست جمهوری شوند وضع بدتر می شود. اگر آقای روحانی بدون میثاق نامه از انتخابات گذر کنند و رأی بیاورند دیگر رأی کسی را نمی خواهند؛ چراکه این چهار سالی که آقای روحانی رأی دوره بعدی را می خواستند اقدام خاصی انجام ندادند، وای به حال 4 سال بعد!

به نظر شما گزینه های موجود برای جایگزینی آقای روحانی چه افرادی هستند. بر روی چه افرادی می توان سرمایه گذاری کرد؟

تعداد افراد زیاد است؛ به عنوان مثال آقای مرعشی عضو حزب کارگزاران سازندگی می گفتند که 10 گزینه در اندازه آقای روحانی دارند. به عبارتی همه می دانند که آقای روحانی یک موجود عجیب و غریبی نیستند و افراد زیادی که سابقه عملکرد بهتری دارند هستند. اما وقتی من به مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی اصرار می کردم می فرمودند آقایان کسی را که از سد شورای نگهبان عبور کند ندارند. این تفاوت دیدگاه ها البته وجود دارد. معتقد هستم که گزینه های زیادی برای انتخابات 96 وجود دارند. من خدمت آیت الله صانعی رسیدم و فرمودند که کاندیدای ریاست جمهوری شو و برنامه های خود را اعلام کن، مهم نیست که رد صلاحیت شوید. نامزدهای ریاست جمهوری 96 باید برنامه های خود را برای اقلیت های دینی، برای اقتصاد، برای کشاورزی و سایر حوزه ها ارائه دهند.

باید تفکرات را تغییر داد. معتقد هستم قطعاً آقای علی مطهری با معاونین و وزیران قوی و خوب بهتر از آقای روحانی است. حتی مهدی خزعلی قابل مقایسه با آقای روحانی نخواهد بود. این را البته به عنوان مثال مطرح نمودم.

با توجه به اینکه کشور از لحاظ اقتصادی دچار بحران شده است به نظر می رسد سیاست های موجود آقای روحانی دیگر پاسخگو نخواهد بود. وضعیت موجود نباید در سال آینده تداوم پیدا کند. در این راستا باید یک نفر حضور جدی خود را در انتخابات 96 اعلام کند. این شخص می تواند مثلاً آقای علی مطهری باشد. چگونه باید آقای علی مطهری را مجاب کرد که در انتخابات حضور پیدا کند؟ چه ساز و کاری می توان ایجاد کرد تا ایشان از سد شورای نگهبان عبور کند؟ چگونه می توان اصلاح طلبان را مجاب کرد که حول ایشان اجماع کنند و از این حالت حمایت از آقای روحانی و تک قطبی انتخاباتی خارج شوند؟

اگر اصلاح طلبان این احزاب 18 گانه هستند، همه این احزاب 18 گانه به اندازه یک برند اصلاح طلبی که هزینه داده و زحمت کشیده است در انتخابات تاثیرگذار نیستند.

مردم اصلاً اکثر این احزاب را نمی شناسند. متأسفانه در کشور حزب وجود ندارد. تحزب یعنی اینکه احزابی باشند که پشتوانه مردمی داشته باشند، جمعیت داشته باشند و مسیر دموکراسی را طی کرده باشند. امروز بزرگترین حزب ها در کشورمان بیشتر باند بازی می کنند. لذا نباید نگران این احزاب بود. اگر ما مطالبه مردم را افزایش بدهیم باور کنید که مردم آنقدر هوشمند هستند که با همین شبکه اجتماعی تلگرام به یکدیگر خبر خواهند داد. حتی در این مسیر، رسانه های موجود دیگر جایگاهی نخواهند داشت.

باید برای مردم دقیق روشن کرد که تا کی باید بین بد و بدتر انتخاب کنند و تا کی باید به ملت گفته شود که کشور در بحران و وضعیت اضطراری است؟ 37 سال است که کشور همیشه در حال بحران بوده است و حتی وقتی می خواهیم نطقی کنیم گفته می شود که الآن شرایط آن نیست!

من پارسال در پنجم اسفند در حضور آقای عارف نقدی به اصلاحات وارد کردم و گفتم که این اقدامات و اظهارنظرها خطا است. گفتم که چرا شما شایسته سالاری را حذف کردید و نفر شصتم را در لیست قرار دادید و نفر هشتم را حذف کردید؟ آقای عارف گفتند این نظر من درست است. من در آن جلسه به صراحت بیان کردم که باید اصلاح اصلاحات را آغاز کنند. آقای عارف گفتند: " آقای خزعلی حرف شما درست است ولی اجازه بدهید این یکی دو روز تا 7 اسفند بگذرد تا وحدت اصلاح طلبان به هم نخورد" آقای عارف گفتند: " از فردای هفتم اسفند یعنی هشتم اسفند اصلاح اصلاحات را آغاز می کنند".

پس از این جلسه حتی آقای عارف دیگر تلفن کسی را جواب ندادند و در انفعال کامل قرار گرفتند و صامت صامت شدند و هیچ حرکتی انجام ندادند!

این قصه ها دیگر برای ما تکراری شده است، امروز زمانی است که باید اقدام کرد. هیچ زمانی فارغ از بحران و اضطرار نبوده ایم! اضطرار و بحران را باید به کناری نهاد، همیشه همه مسئولان باید نقد شوند. اگر کسی اصلاح طلب است اول باید در بوته نقد بنشیند. مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی باید می نشستند و به نقدها پاسخ می دادند. آقای خاتمی باید به نقدها پاسخ دهند، آقای حسن خمینی و تمام اصلاح طلبان همینطور. البته آقای روحانی بیشتر از همه باید به نقدها پاسخ دهند. اگر این افراد پاسخگو باشند و اگر مردم برنامه های آنها را انتخاب کردند بسیار خوب. اما وقتی بدون برنامه و پریشان احوال وارد انتخابات می شوند نمی شود روی مردم حساب کرد.

معتقد هستم مردم باید تا می توانند دنبال کاندیدای دیگری باشند. باید آقای علی مطهری را مطرح کرد و از او دعوت کنیم. اگر همه رد صلاحیت شوند آنگاه بین بد و بدتر انتخاب کرد. این اظهارات را در انتخابات های قبلی مطرح می کردم و حتی بارها به آقای کرباسچی نیز گوشزد می کردم.

امروز دوباره می گویم که ما باید برای یک اصلاح جدی در صحنه حضور داشته باشیم. دیگر نباید کسی عنوان کند که در این کشور زندانی سیاسی وجود ندارد. آقای خاتمی نامه ای در مورد ممنوع التصویری خود به رئیس جمهوری نوشته اند. ایشان نوشته اند که در کدام محکمه ممنوع التصویر شده اند. آقای روحانی اصلاً این نامه را بروز ندادند و فقط آن را پاراف کردند و برای قوه قضائیه ارسال کردند و هیچ کجا اعلام نکردند.

امروز آقای روحانی روی منشور حقوق شهروندی تأکید می کنند در صورتیکه چه فایده ای برای مردم دارد. امروز باید عمل کرد.