آقاي رئيسي كه از اين ”اخلاق“ انقلابي سردار قاليباف بوجد آمده بود در اجتماع مردم اصفهان گفت: ”از برادر عزیز و مجاهدم جناب دکتر محمد باقر قالیباف که با زمان شناسی عمل کردند متشکرم، ما از توان مدیریتی و تجربیاتی ایشان و تیم همراشان در دولت آینده استفاده خواهیم کرد“. در حالي حسرت آقاي شهردار تهران 12 ساله شد كه اصولگرايان از اين عمل وي بعنوان ”عمل انقلابي“، ”از خود گذشتگي“، ”ايثارگر“،”راهگشا“ و ...ياد كردند.

آقاي رئيسي البته در سخنراني خود آقاي روحاني را نيز بي نصيب نگذاشت و با ورژن جديدي از بگم بگم هاي احمدي نژادي، از صندوقچه اسرارش خبر داد كه با لب به سخن گشودن، كسي حريف اش نخواهد بود. رئیسی خطاب به حسن روحانی افزود: ”آقای روحانی به خوبی می دانی که قلب من صندوقچه اسرار است و می دانی اگر لب به سخن باز کنم, کسی حریفم نیست اما کسی که در کسوت کاندیداست باید ظرفیت داشته باشد“.

سرداري كه هيچگاه در عرصه هاي نظامي عقب نشيني نمي كرد اين بار در عرصه سياسي ـ بنا بر مصلحتي ـ عقب نشست.

با اين عقب نشيني، سئوالي به اذهان مردم جامعه خطور مي كند كه آراء آقاي قاليباف چه مي شود؟ آيا به سبد آراء آقاي رئيسي ريخته مي شود؟ آيا براي چهار سال ديگر همچنان محفوظ و دست نخورده باقي خواهد ماند!؟

اين سئوال، سئوالي است كاملاً بجا و منطقي و پاسخي دقيق و ظريفي را نيز مي طلبد. چنانچه فكر كنيم آراء آقاي قاليباف يك راست به سبد آراء رئيسي سرازير خواهد شد اين تفكر ناشي از عدم شناخت پايگاه مردمي و جايگاه ايدئولوژيكي قاليباف در بين اصول گرايان است. قاليباف از جنس هسته مركزي اصول گرايان نيست. يك قلم به اطرافيان آقاي رئيسي و ستادهاي او بنگريد. تمامي آنها از وزراء و مديران احمدي نژادي بوده اند كه در دولت هاي نهم و دهم، قاليباف همواره از منتقدان آنها بوده است. با اين حساب، با چنين آكتي كه قاليباف انجام داده است، بعيد است كه آراء حاميان او به سمت توليت آستان قدس سرازير شوند.

اين اقدام قاليباف را بايستي بر اساس شرايط موجود درست تفسير و تبيين كرد. اگرچه ممكن است كه يك انصراف ساده قلمداد شود اما بايستي دو نظرگاه را از چيدمان انتخابات مد نظر قرار داد؛ اول اينكه بدنه حاميان قاليباف هيچ تجانسي با رأس هرم اصولگرايان ندارد كه با كناره گيري وي، آراي آنان نيز به سود اصول گرايان سرازير شود. در واقع، از نظر اصول گرايان، اين اقدام قاليباف بيشتر در راستاي انسجام اصول گرايان بود تا از شكسته شدن آراء در اردوي اصول گرايان جلوگيري كرده و در رويارويي با روحاني كمتر دچار زحمت شوند.

و دوم اين كه آقاي قاليباف ـ تا آنجا كه به خود وي برمي گردد ـ بعد از مناظره سوم تلخي ريزش آراء خود را چشيد. قاليباف با اينكار، از يك طرف سعي كرد كه اين ناكامي را تلخ تر از تلخي فعلي نكند و از طرف ديگر تلويحاً از شكست احتمالي! جناح اصول گرا در انتخابات شانه خالي كرد.

البته بايستي اين واقعيت را نيز در نظر داشت كه طيفي كه خود را حاميان قاليباف قلمداد مي كنند طيف يكدست و خلص اصول گرايي نيستند كه حال با يك اشاره سردار، جبهه عوض كرده و پشت سر آقاي رئيسي به خط شوند. اين نگرش نسبت به خود آقاي قاليباف نيز وجود دارد، آقاي قاليباف آراي عقيدتي حاميانش را نمايندگي نمي كند. لذا آن قشر تكنوكرات و قشر ضعيف جامعه كه بجاي قاليباف، با شخص رئيسي مواجه مي شوند نداشتن سابقه اجرايي و عدم بهره مندي از مديريت كارآمد سئوال بسيار بزرگي را در مقابل آنها قرار مي دهد كه بالطبع به ريختن راي به سبد رئيسي منجر نخواهد شد.

با همه اي تفاصيل، كنار رفتن آقاي قاليباف نبايستي از هوشياري اصلاح طلبان بكاهد؛ پنداري كه چون رئيس جمهور محترم از تمامي مناظره ها سربلند و پيروز بيرون آمده و در نظر سنجي ها نيز خيلي جلوتر از رئيسي حركت ميكند پس بايستي منتظر بود و به نتايج انتخابات چشم دوخت. خير، اينطور نيست. حال آقاي روحاني در برابر آقاي رئيسي قرار گرفته است. آقاي رئيسي و ”دولت کار و کرامت“ او، پشت و عقبي دارد كه آقاي روحاني از آن برخوردار نيست. برخی ارگانها و نهادهاي خاص و غير دولتي بعنوان عقبه آقاي رئيسي بيكار ننشسته اند. عقبه آقاي روحاني، همين مشاركت حداكثري مردم در انتخابات است.

كنار رفتن آقاي قاليباف مبين اين است كه براي رياست جمهوري آقاي رئيسي عزم جزم شده است و برخی نهادهاي خاص متفق القول هستند كه رئيسي را وارد پاستور كنند. اين قابل تامل است كه در سال 92 قاليباف حاضر به كناره گيري به نفع آقاي جليلي نشد ولي در سال 96 براحتي بخاطر رئيسي انصراف داد.

بايستي در نظر داشت كه آقاي قاليباف از ابتدا هم بعنوان ضربه گير آقاي رئيسي وارد صحنه شده بود تا جناح اصلاح طلب زياد به آقاي رئيسي نپردازند و وارد برخي از خط سرخ ها از جمله اعدام هاي دهه 60 نشوند. از طرف ديگر اين يك ارزيابي محسوب مي شد كه سنجيده شود آقاي رئيسي با توجه به سوابقي كه داشته است تا چه ميزان مقبول جامعه خواهد بود. جناح اصول گرا با هر توجيهي اكنون مدعي شده اند كه وضعيت آقاي رئيسي پس از مناظره سوم قدري بهتر شده است. لذا چنانچه آقاي رئيسي به نفع آقاي قاليباف كنار مي آمد بيشتر شائبه شكست را دامن مي زد. حال راس اصول گرايان تصميم گرفته اند كه چنانچه آقاي رئيسي قرار است كه شكست بخورد همان بهتر كه از حريف قدري چون آقاي روحاني شكست بخورد.

انصراف قاليباف، چشم انداز تعيين تكليف رياست جمهوري در مرحله اول را تقويت مي كند. به نظر مي رسد كه تصميم گيري رأس اصول گرايان بر اين است كه رئيسي در همان مرحله اول به مصاف روحاني برود چون كشيدن شدن نتايج انتخابات به دور دوم براي نظام هزينه بر خواهد بود. لذا بر ماست كه به اهميت رأي خود بيشتر پي ببريم و اردوي مقابل را در اين رويارويي پاسيو و منفعل نبينيم.