در اين منازعه حساس و در اين رزمايش ملي كه سرنوشت سازترين انتخابات تاريخ جمهوري اسلامي است، مي توان به روشني گفت كه اساس كار به انتخاب ما بر مي گردد، تك به تك ما.

وقتي به همايش ها و سخنراني هاي دكتر روحاني گوش فرا مي دهيم، بوضوح بغض فروخفته اي را در صدايش مي شنويم. گويا 4 سال بايد مي گذشت تا گذر ايام صحت و اعتبار خط اعتدال را نشان دهد و البته اين 4 سال به سادگي و سهولت براي دكتر روحاني تمام نشد. موجي از تخريب و تهمت و افترا بود كه در نشريات و جلسات اصولگرايان و دلواپسان نصيب دكتر روحاني و تيمش مي شد و اين را مردم مشاهده كردند.

دكتر روحاني به سعه صدر و با الگو گرفتن مرحوم آيت الله هاشمي مصلحت را در سكوت ديد و نشان داد اخلاق و مدارا مي تواند بهترين سلاح براي مقابله با چنين جريانهاي بداخلاق و تندرو باشد.

اما درست در همين ايام ما چهره ديگري را هم از دكتر روحاني ديدم. در عين باور به اخلاق، در عين احترام به مخالف و منتقد، دكتر روحاني در سخنراني هايش نشان داد كه نبايد او را خشمگين كرد.

دكتر روحاني در جايي گفتند كه ما قيم نمي خواهيم. اين جمله در عين سادگي اما بسيار پرمحتوا بود.

قيم گرايي و رفتار قيم موآبانه پديده اي است كه ما ساليان در اين مرز و بوم شاهد آنيم و هنوز از آن رنج مي بريم. اما چه خوب مي بود كه دكتر روحاني براي اين گزاره، مصاديقي را هم ذكر مي كرد.

ما مصاديق كلاني در جامعه امروزيمان داريم. آنجا كه ديگران براي ما تصميم مي گيرند، ديگران دلسوز بهشت و جهنم ما شده اند و ديگران براي ما تعيين تكليف مي كنند كه چه بايد بگوييم و چه بايد نگوييم.

اگر زياده بگوييم، با حصر و ممنوعيت و احضار مواجهيم و اگر كم بگوييم به وابستگي به غرب و واداده متهم مي شويم.

چه خوب مي بود كه دكتر روحاني براي رفع حصر همانطور كه مردم در اصفهان شعار مي دادند، اقداماتي را تشريح مي كرد و برنامه كارش براي مردم را بازگو مي كرد. هر چند كه ايشان گفت كه من با 51 درصد آراء بيشتر از اين نتوانستم، و نياز به آراء بيشتر است، ولي انتظار دكتر روحاني در قامت رئيس جمهور اعتدالي و در كسوت رئيس شوراي عالي امنيت كشور همينست كه بايستد و فرياد جوانان را بشنود.

دكتر روحاني بايد اين باند سياسي كه از آن صحبت مي كرد را به تمام و كمال افشا كند. در غير اينصورت نمي توان با شفافيت وارد عرصه هاي بعدي شد. چرا كه اتفاقا وقتي اين مسائل با مردم بازگو شود، وقتي حقيقت ها بيان گردد و وقتي منابع قدرت اين باند سياسي افشا شود، آنوقت مردم به خوبي مي توانند تصميم بگيرند و بشناسند كه چه كساني در كشور از چه رانت هايي برخوردارند.

وقتي دكتر روحاني از شكستن حصر مي گويد، دوست داريم بشنويم كه با چه اهرمي مي خواهند اين كار را انجام دهند؟ آيا صرف مشاركت كافي است يا بايد راه ديگري جست؟ اين ها نكاتي است كه بايد مدنظر قرار گيرد، در غير اينصورت نمي توانيم از اين گرداب كاذب خارج شويم.

تندروها با سلاح تهديد و تهمت و تخريب وارد شدند و دكتر روحاني بايد با شفافيت و اخلاق و حقيقت به مصافشان برود. اين شفافيت طلبي و اين حقيقت خواهي و اين اخلاق گرايي بهايي دارد و اينرا نيك مي دانيم. اما اتفاقا در مرحله بسيار سرنوشت ساز هستيم كه به گفته بسياري از مفسرين سرنوشت 40 سال آينده كشور رقم خواهد خورد.

بنابراين دكتر روحاني بايد پرده ها را كنار بگذارد. ديگر نياز به مردانگي بيشتر نيست چرا كه مردانگي به قدر كافي كرده ايم... بايد صداي آزادي خواهي را شنيد و صداي جواناني كه در اصفهان هنوز فرياد مي زنند زنداني سياسي آزاد بايد گردد.