amirahmadi iran amrikaهوشنگ امیراحمدی*: مشکل آمریکا با کره شمالی و توجه دنیا به این بحران، باعث گردیده است که مشکل ایران و آمریکا در روابط بین الملل موقتا اهمیت نسبی خود را از دست بدهد. اما این وضعیت موقت است و با طوفانی که در رابطه ایران و آمریکا در حال شکل گیری است ایران بار دیگر خبر اول جهان خواهد شد. باید برای این طوفان آماده بود و از هر نوع رضایت خاطر در این باره اجتناب کرد. متاسفانه برجام نه تنها کمکی به بهبود رابطه نکرد باعث ایجاد رضایت خاطر غیرواقعی خطرناکی هم شده است. در واقع رابطه ایران و آمریکا در دوره پسابرجام بطور بی سابقه ای دچار تزلزل شده است. در واقع، در سی سالی که من دائما درون این رابطه زندگی کرده ام، اگرچه شاهد دوره های خصمانه تری هم بوده ایم، اما هیچگاه تا این حد آینده آن دچار اضطراب نبوده است.

برجام در مرکز این طوفان و مسیر نامطمئن آن قرار دارد. آقای دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، تهدید کرده است که این قرارداد صرفا سیاسی است و بنفع تاریخ سازی برای آقای باراک اوباما، رئیس جمهور پیشین آمریکا، تنظیم شده و با منافع ملی و درازمدت آمریکا منافات دارد و بنابراین باید تجدید نظر بشود. مثل دیگر "دست آوردهای" اوباما، ترامپ می خواهد برجام را هم حتی الامکان بی آینده کند. در مقابل، ایران اصرار دارد که برجام یک قرارداد "برد برد" است و باید بهر قیمتی حفظ شود. از دید دولت در تهران این قرارداد حیثیتی هم هست و آخرین شانس برای بازسازی اقتصاد تخریب شده کشور است. در این کشمکش سیاسی جدید بین ایران و آمریکا، اگر نحوه فکر طرفین نسبت به یکدیگر تغییر فاحشی نکند، برجام حتی اگر شانسی برای ادامه حیات خود داشته باشد، قرارداد ذلیلی می شود که برای ایران سودی نخواهد داشت و رابطه این دو کشور را هم خصمانه تر میکند.

برجام: طوفان پنهان و اضطراب در راه

از دید ترامپ و همکاران ضد ایرانی او، این قرارداد چهار مشکل عمده دارد:

1. این قرارداد سد راه روابط اقتصادی عادی بین ایران و آمریکاست در حالیکه این روابط با اروپا و بقیه دنیا قرار است عادی شود. ترامپ این را مغایر منافع اقتصادی آمریکا می داند.

2. این قرارداد که از دید آمریکائیها قرار بود ایران را خلع سلاح کند، ناقص است چون برای محدود کردن برنامه توسعه موشکی ایران راه حل موثری ارائه نمی دهد.

3. این قرارداد مشکلات عدیده دیگری که درون این رابطه نهفته هستند را هم نادیده می گیرد. مهمترین این مشکلات حمایت ایران از دولت های فعلی سوریه و فلسطین و از نیروهای "تروریست" عمدتا شیعه ضد آمریکا، اسرائیل و عربستان هستند.

4. این یک قرارداد محدود و موقت(10 ساله) درباره مشکل هسته ای ایران است و بعد از پایان دوره قرارداد، پذیرفته می شود که ایران به غنی سازی عادی خود برگردد. آمریکا بدنبال یک قرارداد دائمی است. از دید آمریکا تعهد ایران در برجام مبنی بر اینکه "ایران هرگز و تحت هیچ شرایطی" بدنبال ساختن و داشتن بمب نخواهد بود کافی نیست و می خواهد این تعهد با نابودی کامل برنامه هسته ای ایران تضمین گردد.

ایران دیدگاه آمریکا را قبول ندارد و ترامپ و همکارانش را متهم می کند که بدنبال نابود کردن برجام بنفع منافع گروها و کشورهای خاصی هستند.

از دید تهران:

1. برجام سد راه روابطه اقتصادی ایران و آمریکا نیست و دولت ایران بارها اعلان کرده است که کمپانیهای آمریکایی می توانند در کشور سرمایه گذاری کنند.

2. برجام قراردادی "برد برد" برای حل مشکل غنی سازی ایران است و آن را با موفقیت حل کرده است. مشکلات دیگر رابطه ایران و آمریکا خارج از چهارچوب برجام قرار دارند و حل آنها نیاز به مذاکرات دیگری در فرصت های آینده دارد(تصادفا این ادعای برد برد ایران از مهمترین مشکلات آن برای حفظ برجام است جون ضد ایرانیهای آمریکا و ورای آن نمی خواهند که ایران هم در این قرارداد برنده باشد).

3. قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل که در آن از برنامه توسعه موشکی ایران سخن به میان آمده است هم خارج از برجام قرار دارد و هم شامل محدودیت های ادعائی آمریکا نمی شود.

4. برابر گزارش های متعدد آژانس بین المللی انرژی اتمی، و حتی برابر اعتراف آمریکا، ایران برجام را با دقت اجرا کرده و آزمایش های موشکی آن هم در چهارجوب قطعنامه 2231 است. بعلاوه، برنامه توسعه موشکی ایران تماما دفاعی بوده و علیه هیچ کشوری هدف گذاری نشده است.

5. حمایت ایران از بشار اسد سوریه و دیگر نیروهای دوست در منطقه به پیش از برجام برمی گردد. بنابراین قرارداد هسته ای با فرض این حمایت ها بسته شده است و این موارد از مشکلات فیمابین را نمی شود در برجام دخیل دانست.

6. اگرچه این قرارداد سررسید دارد اما تعهد ایران به نساختن و نداشتن بمب اتمی ابدی است چون برابر فتوای رهبر جمهوری اسلامی آیت الله علی خامنه ای بمب در اسلام حرام است.

آمریکا هم دیدگاه ایران را قبول ندارد و ادعا می کند که می خواهد با پنهان شدن پشت برجام بمب بسازد و دستی باز در رفتارهای رادیکال منطقه ای خود داشته باشد. پس آمریکا خواهان تجدید نظر در برجام و قراردادهای مخفی پشت پرده آن است. اخیرا آقای امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه هم که می خواهد برجام حفظ بشود از ایده تجدید نظر در برجام حمایت کرده است. اما ایران نگران هر نوع مذاکره ای دراین زمینه است چون معتقد است که باز کردن درب این بطری سحرآمیز مشکلات عدیده ایجاد خواهد کرد. این در حالی است که آمریکا در خواست خود مصر است و ثابت قدم هم خواهد ماند. ترامپ سه سال وقت دارد که این قرارداد را به میل خود تغییر دهد یا نابود کند. البته ترامپ و همکارانش نمی خواهند که برجام را بطور یکجانبه و کامل طرد کنند. استراتژی انها این است که برجام بشکل یک "تله" بماند و در همین حال هم با افزایش تدریجی فشار روی حکومت اسلامی، رهبران ایران را بجایی برساند که ماندن در برجام برایشان بیشتر از خروج از آن ضرر داشته باشد.

ترامپ از چندین مسیر این فشارها را افزایش خواهد داد:

1. از طریق افزایش تحریم های به اصطلاح غیر هسته ای(مثلا به بهانه حمایت ایران از تروریسم، بشار اسد وغیره، توسعه موشک های قاره پیما و حقوق بشر). موارد بهانه را همیشه می شود ابداع کرد و آمریکائیها در این کار خبره هستند و حتما بهانه های جدید تری هم کشف خواهند کرد. ایران هم گریزی از این تله نخواهد داشت. متاسفانه خروج ایران از برجام برای آن حتی بیشتر مشکل زا خواهد بود. اعتراض و اصرار ایران هم به اینکه این موارد جزء برجام نیستند برای آمریکا موضوعیت نخواهد داشت.

2. از طریق عدم پذیرش راست آزمایی آژانس انرژی اتمی در باره فعالیت های هسته ای باقی مانده ایران. آمریکائیها اصرار دارند که آژانس اطلاعات کافی درباره همه این فعالیت ها ندارد. آنها همچنین خواهان بازشدن دروازهای پادگانها و سایر مکانهای "مشکوک" در ایران هستند. عدم پذیرش راست آزمایی آژانس بمعنی برگشتن "اتوماتیک" تحریمهای ثانویه آمریکا خواهد بود که بر اساس برجام برداشته شدند اما لغو نگردیدند. بیش از 60 در صد بودجه راست آزمایی آژانس را آمریکا تامین می کند. آمریکا در نظر دارد از این اهرم استفاده کند.

3. از طریق تکیه روزافزون روی برنامه توسعه موشکی ایران. آمریکا هم اکنون دبیرکل سازمان ملل، فرانسه، انگلستان و آلمان را در کنار خود برای فشار به ایران برای متوقف کردن برنامه های موشکی آن دارد. اخیرا این سه کشور بهمراه آمریکا اعلامیه ای صادر کردند که در آن ایران را به نقض قطعنامه 2231 شورای امنیت متهم کرده بودند(به این بهانه که سفینه سیمرغ ایران از تکنولوژی ای استفاده کرده بود که می تواند در ساخت موشک های قاره پیما هم استفاده شود - این بهانه مشکل سازی است چون عامل تفسیر پذیر "تکنولوژی" را عمده می کند). مقاومت ایران در این زمینه حتما موجب تحریمهای جدید خواهد شد. اروپا و سازمان ملل هم احتمالا به این تحریم ها بعد از یک دوره مقاومت خواهند پیوست مگر اینکه ایران در دعوا روی برنامه موشکی و بازکردن درهای پادگانهای خود هم "نرمش قهرمانه" نشان دهد، سازشی که برای آیت الله خامنه ای آسان نخواهد بود.

4. از طریق درگیر کردن کنگره ضد ایران در تعیین آینده برجام. این همان کنگره ای است که دولت های روحانی و اوباما آن را با بی تدبیری خود منزوی کردند تا به توافق هسته ای برسند. این مسیر اگر برجام را هم نکشد آن را با طولانی کردن دوره نامطمئن اینده اش، ذلیل و بی فایده خواهد کرد. در همین حال هم ورود کنگره مشکل ترامپ با اروپا را کمتر می کند چون کنگره هم در تقصیر ترامپ سهیم خواهد بود و همچنین مجبور است از رئیس جمهور خود حمایت کند.

5. از طریق فشار مستقیم وغیر مستقیم روی کشورها و کمپانیهائی که بعد از برجام آزاد شدند که با ایران کار کنند. هم اکنون این شگرد در جریان است و نتیجتا بانکهای بزرگ با ایران کار نمی کنند و کشور در جذب سرمایه خارجی چندان موفق نبوده است. حتی بخشی از دارایی های ظبط شده ایران در بانکهای دنیا کماکان مسدود مانده اند و تنها از طریق معاملات تهاتری قابل استفاده هستند.

در مقابل، ایران برای رویارویی با این تهدیدها و محدودیت ها، درغیاب یک استراتژی مدون، عمدتا واکنشی حرکت کرده است.

1. دولت آقای حسن روحانی برجام را حیثیتی کرده و تمام تخم مرغایش را هم از چهار سال پیش در این سبد ریخته است. این اشتباه بزرگی بوده و هست. باید این دولت بیش از این ذوب در برجام نشود و وزارت امورخارجه را هم از دست برجام نجات دهد.

2. دولت آقای روحانی دارد با این فرض اشتباه پیش میرود که می شود با اروپا جدا و یا حتی علیه آمریکا کار کرد. این خطا هم باید سریعا تصحیح شود.

3. دولت آقای روحانی نباید از مذاکره با ترامپ واهمه داشته باشد. برعکس، باید پیشنهاد ترامپ را با موافقت قبلی آیت الله خامنه ای بپذیرد ولی مذاکره را ورای برجام ببرد. خواست مذاکره از سوی ترامپ فرصتی است که نباید بسوزد. حتی اگر آقای ترامپ در خواست مذاکره و یا در جامع کردن موضوعات آن صداقت نداشته باشد، پذیرش ایران حداقل توپ را در زمین ایشان می اندازد.

4. تکیه بر دیپلماسی برای حل مشکلات سیاست خارجی منجمله مشکل حفظ برجام درست خواهد بود اما دیپلماسی نیاز به ابزارهای دیگری سوای گپ زدن مطلع و منطقی هم دارد. نظامیان قدرتمند و شفافیت با (و حمایت) مردم آزاد ازعمده ترین این دارائی ها هستند. بعلاوه، دیپلماسی را نباید با مذاکره اشتباه گرفت. یک دیپلمات خوب لزوما یک مذاکره کننده خوب نیست، و برعکس.

5. دولت آقای ترامپ فاقد دیپلماسی متداول است و دیپلمات در سطوح ارشد ندارد. آنها سرمایه دار و نظامی هستند. در هر مذاکره ای برای تجدید نظر در برجام و ورای آن ایران باید این واقعیت را در نظر بگیرد و تیمی در خورد آن فیل به صحنه بیاورد. در حال حاضر چنین تیمی تشکیل نشده و یا عموم از آن بیخبرند. برجام بر اساس دیپلماسی سری از طرف ایران پیش رفت. این بار دیپلماسی سری برای حکومت خطرناک خواهد بود. آقای روحانی باید مردم را حتما بهمراه داشته باشد و بهترین مسیر شفافیت با مردم ایران است.

6. ایران باید بداند که برجام از سوی آمریکا قراردادی است که در حیطه قدرت رئیس جمهور قرار دارد. این بدین معنی است که حفظ برجام همکاری با ترامپ را الزامی می کند. بنابراین، برای حفظ برجام هم که شده، ایران باید توئیت بازی ضد ترامپی خود را متوقف کرده و راه هائی برای نزدیکی با دولت آن جستجو کند. ایران باید بپذیرد که ترامپ هم یک تهدید و هم یک فرصت است. نویسنده این مقاله در همان روزهای اول دولت ترامپ وسیله ای فراهم کرد که آقای روحانی با آقای ترامپ یک مکالمه تلفنی داشته باشند اما متاسفانه این فرصت سوخت. از این نوع فرصت ها را بازهم می شود ایجاد کرد.

7. ایران علامتهای ضد و نقیض ندهد و با یک استراتژی مدون و با "وحدت کلمه" جلو برود. در هفته های اخیر آقای علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، از احتمال دیدار آقای جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران و آقای رکس تیلرسون وزیر امور خارجه آمریکا در چهارچوب دیدار احتمالی وزرای امور خارجه 5+1 در جوار مجمع عمومی سالانه سازمان ملل متحد در نیویورک خبر داده است. تقریبا همزمان با ایشان، رئیس ستاد نیروهای نظامی کشور سرلشکر محمد حسین باقری گفته است که آمریکا باید بازدید از مکانهای نظامی کشور را به گور ببرد. در همین حال، سرلشکر حسن فیروزآبادی مشاور عالی نظامی رهبر جمهوری اسلامی گفته است که بازدید سایت های نظامی فقط با موافقت رهبر ممکن است. آقای روحانی تهدید کرده است که در صورت نقض برجام از سوی آمریکا، ایران غنی سازی 20 درصدی را در اسرع وقت، حتی کمتر از یک ماه، شروع خواهد کرد و آمریکا غافلگیر خواهد شد. و بالاخره، آقای ظریف ادعا کرده است که برجام حتی بدون آمریکا هم به راه خود ادامه خواهد داد و اروپائیان با آمریکا همکاری نخواهند کرد. این سردرگمی در سیاست خارجی کمکی نمی کند و پیدا کردن یک راه حل منطقی را هم دچار تردید می نماید.

8. ایران در مقابل تهدید های آمریکا و برای جذب پشتیبانی کشورها و سرمایه داران خارجی به باج دهی روی آورده است. این یک اشتباه استراتژیک است و حتی اگر بتواند در کوتاه مدت از چنین سیاست غیر اصولی سود ببرد در درازمدت ایران متحمل هزینه های گزافی برای آن خواهد شد و حتی ممکن است مشکلات قانونی برای کشور ایجاد کند(نظیر مشکل با کمپانی کرسنت). این سیاست، ملی و مردمی هم نیست و نمی تواند برای مدت قابل توجه ای دوام بیاورد.

9. ایران محق است که تمامی قدرت ملی خودش را در مقابله با تهدیدات دشمن به نمایش بگذارد اما فزونگری در این رابطه هم معقول نیست. جمهوری اسلامی نیروهای دوست مهمی در منطقه دارد که با نیروی قدرتمند قدس سپاه همکاری لاجیستیکی و نطامی می کنند اما آنها را همیشه به رخ "دشمن" کشیدن یک بازی خطرناک است مخصوصا که بیشتر این نیروها با آمریکا و اسرائیل ضدیت عمیق دارند.

راه حل: درک واقعیت ها و تغییر تفکر

و اما راه حل درست این مشکل چیست؟ باید هم آمریکا و هم ایران یک سری واقعیت ها را در رابطه با یکدیگر بپذیرند و این خود نیاز به تغییر تفکر طرفین نسبت به یکدیگر دارد.

از سوی آمریکا عمده ترین این واقعیت ها درباره ایران موارد زیر هستند:

1. آمریکا بپذیرد که برجام عمدتا علیه ایران تنظیم شده است و بر اساس آن ایران صنعت هسته ای خود را به امید یک آینده واهی عملا نابود کرده و متحمل میلیاردها دلار ضرر شده است. حتی اگر آمریکا با منافع ایران دشمنی هم داشته باشد باید بپذیرد که غیرعادلانه تر کردن این قرارداد فقط دوام پذیری آن را مشکل تر خواهد کرد. در دنیای امروز ملت ها دیگر حاضر نیستند زیر بار زور نامشروع بروند و معمولا عکس العمل نشان خواهند داد.

2. آمریکا بپذیرد که ایران را در تنگنا قرار دادن می تواند پیامدهای غیرمنتظره داشته باشد. نیروهای انقلابی اسلامی و وطن پرستان در ایران مخالف برجام هستند و اگر آنها آن را موقتا پذیرفته اند برای این است که رهبر نظام آیت الله خامنه ای آن را پذیرفته است. در فشار گذاشتن ایران رهبری را هم مجبور می کند که حمایتش را از برجام خاتمه دهد. این روند می تواند ایران را مجبور سازد که از ان پی تی(معاهده منع گسترش سلاح های کشتار جمعی) خارج شود حتی اگر بخواهد در برجام هم بماند چون این دو زیاد بهم مربوط نیستند.

3. آمریکا بپذیرد که بدون برجام و با غیبت احتمالی ایران در آژانس انرژی اتمی، شانس اینکه ایران بسوی آغاز دوباره غنی سازی و افزایش میزان غنی سازی تا حد خطرناک برود حتما هست و متوقف کردن این مسیر از هیچ طریقی ممکن نیست.

4. آمریکا بپذیرد که مشکل آن با ایران برای هر دلیلی راه حل نظامی ندارد و حمله نظامی حتی اگر محدود به تنبیه، ترساندن و یا نابود کردن بخشی از تاسسیسات زیربنائی و نظامی کشور باشد قابل کنترل نخواهد بود. مردم آمریکا هم از حمله نظامی وسیع به ایران حمایت نخواهند کرد. ایران کشور بزرگ و بسیار پیچیده ای است.

5. آمریکا بپذیرد که تغییر رژیم با تحریمهای بیشتر و تهدید به حمله نظامی اتفاق نخواهد افتاد. برعکس، این گونه فشارها باعث اعتراض حتی ایرانیانی می شود که با سیستم جمهوری اسلامی مشکل جدی دارند و به یک رابطه خوب با آمریکا هم علاقمند هستند. مردم ایران می خواهند که اصلاحات و تغییر در کشور آنها از درون اتفاق بیافتد و نه از طریق دخالت کشورهای خارجی.

6. نیروهای مخالف جمهوری اسلامی ایران طی رفت و آمدها و دیدار با مقامات آمریکایی در کاخ سفید، کنگره و سنا مدعی شده اند که انقلاب اسلامی عملا و عمدتا به پایان راه خود رسیده است. عده ای هم می گویند نظام جمهوری اسلامی آن هم در بهترین شکل خود باید به یک عربستان سعودی مدرن تر تبدیل شود. اما آیا چنین نظامی یا جانشین آن می تواند با آمریکا یک رابطه عادی داشته باشد که طی آن نگرانی های آمریکا در رابطه با رفتارهای ایران هم برطرف شود؟! آیا حتی در چنین ایرانی عادی شدن رابطه ایران و اسرائیل هم محتمل است؟!

به نظر می رسد آمریکا باید یک دید درازمدت درباره جمهوری اسلامی پیدا کند.

7. آمریکا بپذیرد که ایران یک قدرت استراتژیک در منطقه است و با چنین کشوری داشتن یک رابطه عادی و همکارانه حتما در درازمدت سودمند تر از منافع کوتاه مدتی است که ممکن است از ایران هراسی در منطقه بدست بیاورد.

8. آمریکا بپذیرد که قدرت آن برای ایجاد یک اتحاد ضد ایرانی جامع بین المللی در وضعیت سیاسی حاکم در منطقه خاورمیانه و وضعیت شکننده حاکم بر اقتصاد دنیا محدود است و در صورت شکل گیری هم، چنین اتحادی برای مدتی طولانی پایدار نخواهد ماند.

از سوی ایران هم عمده ترین این واقعیت ها درباره آمریکا موارد زیر هستند:

1. ایران بپذیرد که برجام بشکلی که وجود دارد برای آمریکا قابل قبول نیست و باید دیر یا زود درآن تجدید نظر بشود و همه اشکالات آن تصحیح گردد. این امر نیاز به یک بازبینی واقع بینانه و بدون تعصب حیثیتی دارد.

2. ایران بپذیرد که برجام روابط اقتصادی با آمریکا را مسدود کرده و این بنفع ایران و یا آمریکا نیست و آمریکا نخواهد گذاشت رقیبانش از بازار ایران استفاده عادی ببرند.

3. ایران بپذیرد که برجام در چهارچوب جمهوری اسلامی آینده ندارد چون هیچ دلیلی وجود ندارد که کشورهای ذینفعی که غنی سازی عادی در این حکومت را امروز نمی پذیرند 10 سال دیگر بپذیرند. درواقع، در نهان خود، برجام با فرض تغییر رژیم تنظیم شده است و اصرار در حفظ برجام، آمریکا را به تشدید سیاست تغییر رژیم خود مصرتر می کند. اوباما می گفت یا برجام یا جنگ. ترامپ بزودی خواهد گفت یا برجام یا تغییر رژیم اسلامی.

4. ایران بپذیرد که آمریکا قادر خواهد بود تحریم های جدید و کشنده تازه ای به ایران تحمیل کند و در همین حال هم ایران را در "تله" برجام نگهدارد. مسائلی نظیر موشکها، حمایت از تروریسم و حقوق بشر از نوع بهانه هائی هستند که آمریکا می تواند برای افزایش فشار روی ایران از آنها استفاده ببرد و جمهوری اسلامی هم شانسی برای یارگیری و مقاومت ندارد.

5. ایران بپذیرد که جدا کردن اروپا از آمریکا سر مشکل ایران امکان پذیر نیست و آنها حتی اگر تحریم های تازه ای اعمال نکنند از تحریم های آمریکا حمایت و یا حداقل از آنها تخطی نخواهند کرد. ایران روی چین و روسیه هم حساب استراتژیک باز نکند.

6. ایران بپذیرد که تا وقتی با آمریکا و کشورهای منطقه مخصوصا اسرائیل مسئله دارد، توان نظامی آن قابل گسترش نیست، و مورد موشک های آن یک بمب ساعتی است که هرآن می تواند منفجر گردد.

7. ایران بپذییرد که در تحلیل نهائی فقط یک راه حل وجود دارد که جمهوری اسلامی به یک کشور عادی برای آمریکا و متحدینش تبدیل بشود و آن عادی شدن رابطه ایران و آمریکا و کاهش تنش بین ایران و اسرائیل است. در غیاب این عادی سازی، آمریکا برجام را حتما یک روز نابود می کند. گزینه دیگر برای آمریکا تغییر رژیم خواهد بود.

ختم کلام: آینده در دست عقلانیت یا بلاهت؟

قبول این موارد، پیش شرط یک مذاکره موفق در جهت بهبود رابطه دو کشور و تداوم برجام است. اما برای اینکه این شروط، کاربری درست پیدا کنند، پذیرش آنها از سوی طرفین باید داوطلبانه باشد و بر مبنی درک انها از الزامات منافع ملی دو ملت و صلح جهانی. هیچ یک نباید زور بگوید و یا زور بشنود. بدیهی است که ایران در این رابطه به نسبت قدرت ضعیف تری است اما آمریکا نباید از توان پائین تر ایران علیه آن استفاده کند. ایران نیز باید برای خودش قدرتی ورای واقعیت هایش متصور نشود. در همین حال هم ایران نباید از تهدید و تحریم بهراسد و باید آماده جذب و هضم تحریمها از طریق تجهیز منابع عظیم داخلی خود باشد. در حالیکه ایران احتمال وقوع یک حمله محدود را نباید هرگز نادیده بگیرد، باید با این فرض جلو برود که جنگی در کار نخواهد بود و بنابراین ترس از آن هم بی اساس است. مذاکره با آمریکا در چهارچوب ترس از تهدید و تحریم، یعنی تکرار تجربه برجام، برای ایران حتما مضر خواهد بود و برای آمریکا هم نتیجه مطلوب دوام پذیری نخواهد داشت.

نویسنده این سطور جدا امیدوار است(و همچون 30 سال گذشته کوشش خواهد کرد) که طرفین این رابطه سرطانی منطق پیشه کنند و با قبول موارد یاد شده، خود را از این بلای ویران گر، که هم اکنون میلیاردها دلار و هزاران جان هزینه گرفته است، یکبار و برای همیشه برهانند. اما آیا آنها به این توصیه گوش فرا خواهند داد و برای آن تغییرات رفتاری و فکری که در بالا به آنها اشاره شد آماده هستند؟

متاسفانه باید بنویسم که تجربه من در این رابطه نشان از سختی این راه دارد. اما این را هم بنویسم که برای من خوش بینی یک اصل است و در گذشته ما قادر بوده ایم گاهی غیرممکن را ممکن سازیم(نظیر گرفتن عذر خواهی از آمریکا و یا نرمش قهرمانانه در مذاکرات هسته ای).

پس باز هم باید بشود حرکت بزرگ مثبتی را در رابطه بنفع هر دو ملت ایجاد کرد. آنچه این بار مرا حتی بیشتر امیدوار می کند استیصالی است که در هر دو طرف می بینم و اینکه این رابطه دیگر فقط سرطانی نیست بلکه عمیقا گندیده هم است.

 * مؤسس مرکز تحلیل و پژوهش ایران در ایالات متحده آمریکا