در 39 سال گذشته جمهوری اسلامی ایران همواره بر طبل انقلابی گری کوبیده است اما در عمل مسیری را پیموده است که مصالح مورد استفاده در آن با مصالح توافق شده میان مردم و رهبری انقلاب تاحدود زیادی متفاوت بوده است و انقلاب 1357 مردم گرفتار همان سرنوشتی شد که بر سر انقلاب های روسیه، فرانسه و الجزایر آمد.

akbar alamiو اما برای بازخوانی اهداف و آرمان های انقلاب 57 خبرنگار «انتخاب خبر» به سراغ اکبر اعلمی سیاست‌مدار، منتقد سیاسی و از نمایندگان سابق اصلاح‌طلب تبریز در مجلس ششم و مجلس هفتم شورای اسلامی رفت. اعلمی در روز ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ با شعار بازگشت به شعارهای نوفل لوشاتو، مبنی بر بازگشت روحانیون به حوزه‌های علمیه در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم ثبت نام نمود، اما موفق نشد تا از سد نظارت استصوابی شورای نگهبان عبور کند.

نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سؤال که در ۳۹ سالگی انقلاب اسلامی، تا چه میزان اهداف و آرمان های انقلاب تحقق یافته است، می گوید: ابتدا لازم است اهداف و آرمان های انقلاب تبیین و آنگاه ضمن مقایسه واقعیت ها و وضع موجود با اهداف و آرمان های موعود، به ارزیابی میزان تحقق اهداف و آرمان های انقلاب پرداخت.

اکبر اعلمی در گفتگو با خبرنگار انتخاب خبر افزود: افرادی بارویکرد بنده که بیش از ۶۰ بهار از عمرشان سپری شده و در متن انقلاب بوده و اهداف و آرمان های انقلاب را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس کرده اند و اکنون یکی از منابع تحقیق جهت کشف اهداف و آرمان های انقلاب محسوب می شوند، براحتی می توانند در یک عبارت کوتاه؛ "میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است" پاسخ دهند و البته چه بسا پاسخ بعضی ها متفاوت با پاسخ امثال بنده باشد.

وی تصریح کرد: وعده های آیت الله خمینی در نوفل لوشاتو فرانسه که نوعی قرارداد و پیمان نانوشته میان رهبری و مردم شرکت کننده در انقلاب محسوب می شود و همچنین قانون اساسی اولیه با همه فراز و فرودهایش و جرح و تعدیل هایی که برخلاف وعده های آیت الله خمینی در نوفل لوشاتو پاریس در آن صورت گرفت و بالاخره شعار اصلی و محوری انقلاب یعنی؛ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، از بهترین و معتبرترین منابع برای کشف اهداف و آرمان های راستین انقلاب و آگاهی از خاستگاه انقلابیون می باشند.

نماینده مردم تبریز در مجلس اصلاحات ادامه داد: براین اساس؛ تغییر رژیم و حذف همه مظاهر و مناسبات شاهنشاهی و اشرافیگری و جایگزین شدن جمهوریت با همه مظاهر و ارزش های آن، خشکانیدن ریشه های فساد در اشکال مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن، برچیدن هرگونه استبداد و خودکامگی، احترام به ارزش و کرامت والای انسانی و احترام به حقوق بشر، رفع تبعیض های ناروا در ابعاد مختلف آن، تحقق عدالت در اشکال گوناگون، از بین بردن فاصله و شکاف طبقاتی، برچیدن هرگونه انحصارطلبی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، حذف پدیده هزارفامیل، دستیابی به استقلال همه جانبه سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی، تحقق آزادی های سیاسی در همه اشکال آن اعم از آزادی عقیده و اندیشه، آزادی بیان، آزادی اجتماعات اعتراض آمیز، آزادی احزاب، آزادی مطبوعات، آزادی حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن و احترام به حق حاکمیت مردم بر سرنوشت اجتماعی خود و... را می توان برآیند اهداف و آرمان های انقلاب به شمار آورد که در سال ۱۳۹۲ بنده آنها را در قالب ۱۴ محور کلی و به عنوان راهبرد و چراغ راه اصلاحات و منشور اصلاح طلبی بر ضرورت احیا و اجرای آن تاکید ورزیدم.

اعلمی تأکید کرد: با توضیحاتی که ارائه شد، بجز سایه روشنی از استقلال در ابعاد سیاسی و فرهنگی آن، در سایر موارد نه تنها اهداف و آرمان های انقلاب محقق نشده بلکه فاصله ما با آن روز به روز عمیقتر هم می شود و شوربختانه همین امر سبب شده که در میان مردم و بویژه نسل دوم و سوم پس از انقلاب، گرایش گریز از مذهب تقویت شود‌؛ البته این به مفهوم نفی و انکار خدمات و پیشرفت های فراوانی که در زمینه های اقتصادی، فنی و عمرانی در طول ۳۹ سال گذشته در کشور صورت گرفته نیست اما وقتی خود را باتوجه به منابع انسانی و ثروت و منابع طبیعی و خدادادی که در اختیار داریم، با سایر نقاط دنیا و به ویژه کشورهایی مانند امارات، قطر، کره جنوبی، مالزی و ترکیه مقایسه می کنیم در آن صورت متوجه عقب ماندگی های ناروای خود خواهیم شد.

این کارشناس مسائل سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود به تشابه سازی اعتراضات اخیر مردم در دی ماه 96 با اعتراضات مردم در سال 57 پرداخت و گفت: انگیزه و خاستگاه معترضین کم و بیش مشابه همان خاستگاه ۵۷ بود. وی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا می توان اعتراضات اخیر را در ادامه آرمان خواهی مردم ایران در سال ۵۷ و در راستای اهداف انقلاب اسلامی ایران تفسیر نمود، اظهار داشت: آرمان ها همان اهداف و آرمان های مغفول و مهجوری هستند که ما در مقام دستیابی به آن بودیم با این تفاوت که این نسل به دلیل پیوند خوردن دین و حکومت و منویات حکمرانان و مترادف تلقی شدن عملکرد حاکمان و وضع موجود با بایدها و نبایدهای دینی، این بار خواستار تحقق شکل جدیدی از دولت و حکومت، مستقل از دین هستند.