در بخشی از این نامه آمده است: «با آغاز سال 1397، در حالی وارد چهلمین سال انقلاب اسلامی مردم ایران شده‌ایم که ملت ایران با همان اراده و استواریِ سال 1357 و البته باتجربه‌تر و با سطحِ آگاهیِ بالاتر و مطالباتی رشدیافته، در مسیرِ تحققِ آرمان‌های انقلابِ خود گام برمی‌دارد. از طرفی حفظِ دستاوردهای انقلاب و مجاهدت‌ها و فداکاری‌های فراوانِ نسل‌های قبل در حوزه‌های مختلف را وظیفه‌ای مهم بر دوش خود احساس می‌کند، و از طرف دیگر از وضع فعلی کشور رضایت ندارد و آن‌را قابلِ دفاع نمی‌داند.»

و اما در تحولی دیگر؛ نهضت آزادی درباره «خطر فروپاشی ایران» هشدار داده است. نهضت آزادی ایران در بیانیه‌ای که به مناسبت سال نو خورشیدی منتشر کرده نسبت به خطر فروپاشی سیاسی و اجتماعی در ایران هشدار داده است. این بیانیه که با امضای محمد توسلی، دبیرکل این حزب منتشر شده، با اشاره به «رخدادهای اندوهبار» دی ماه سال پیش، گفته است با تکرار اعتراض‌ها در سال جدید، «خشونت فراگیر» قابل پیش‌بینی خواهد بود.

در ادامه، «انتخاب خبر» در گفتگو با دکتر هوشنگ امیراحمدی، استاد برنامه ریزی بین الملل در دانشگاه راتگرز ایالات متحده آمریکا به تحلیل شرایط سیاسی-اقتصادی-اجتماعی امروز کشور می پردازد.

amirahmadi sepahدر آغاز چهلمین سال انقلاب اسلامی ایران به سر می بریم. از نظر دکتر هوشنگ امیراحمدی، انقلاب اسلامی ایران اکنون در چه مرحله ای قرار دارد؟
من از تقریبا چند سال پیش مرتب هشدار دادم که انقلاب اسلامی دارد به جایی می رسد که انقلاب مشروطیت و جنبش ملی به آن نقطه رسیدند؛ یعنی به یک نقطه تقابل بین انقلاب و ضد انقلاب. در عین حال من مجموعه ای از پیشنهادات را ارائه دادم که نیروهای انقلاب این بار نباید بازنده باشند. در انقلاب مشروطیت باختند، همینطور در انقلاب جنبش ملی؛ ولی امیدوارم این بار برنده شوند.

چرا روی پیروزی نیروهای انقلاب اصرار می کنید؟
برای اینکه انقلاب 57 یک انقلاب بسیار وسیع و مردمی بود، خواست های بسیار مهمی داشت که جامعه ایران کماکان به آنها نیاز دارد، از جمله: آزادی های سیاسی، عدالت اقتصادی و اجتماعی، ایجاد یک جامعه سالم بدون فساد و بد اخلاقی و استقلال ملی. من اعتقاد دارم که این خواست ها کماکان وجود دارد و مردم کماکان خواهان عملی شدن خواست های انقلاب 57 هستند.

متاسفانه باید بگویم که در این 38، 39 سال گذشته که انقلاب دارد به چهل سالگی خودش می رسد به آرامی این آرمان ها توسط گردانندگان نظام به کناری نهاده شدند. یعنی گردانندگان نظام آرام آرام اعتقادشان را به این آرمان ها از دست داده اند و در عمل هم در جهت عکس این آرمان ها حرکت کرده اند، و در نتیجه بی عدالتی زیاد شده است، آزادی هرچه بیشتر محدود شده است، جامعه بسیار فاسد و بداخلاق شده است و استقلال ملی کشور هم دارد به آرامی به همان جایی می رسد که در دولت قبلی بود؛ یعنی به یک جایی که غربی ها و خارجی ها و قدرت ها دارند به ما می گویند که چه کاری انجام بدهیم و چه کاری انجام ندهیم!

بهرحال این وضع بسیار بدی است و چون این خواست ها کماکان در ایران درون مردم وجود دارد ادامه این وضع غیر ممکن است و این تقابل بین انقلاب و ضد انقلاب هم بنابراین اجتناب ناپذیر است.

اخیرا نامه ای با امضای جمعی از مسئولین تشکل‌های انقلابی و فعالین دانشگاهی و حوزوی کشور به مقام معظم رهبری انتشار یافته است که خواستار دخالت شخص ایشان در اوضاع جاری کشور شده اند.
من امروز شنیدم که بیش از 300 نفر از دانشگاهیان کشور ایران- که به نظر می رسد از نیروهای معتقد به نظام و انقلاب باشند و نیروهایی هستند که همیشه در واقع ستون اولیه و اصلی جمهوری اسلامی ایران بوده اند- طی یک نامه خیلی مفصل خدمت آیت الله خامنه ای نوشته اند که وضع موجود قابل قبول نیست و وضع موجود دوام پذیر نیست. امضاکنندگان معتقد هستند که تغییرات ساختاری هم که تاکنون پیشنهاد شده است نادیده گرفته شده است و اگر به این شکل این جریان پیش برود انقلاب با چالش اساسی مواجه می شود. آنها به اصطلاح خدمت رهبر انقلاب اتمام حجت کرده اند. به نظر می رسد پیام امضاکنندگان نامه این باشد که آن ها دیگر از انقلاب به آن معنایی که اکنون در جامعه تئوریزه می شود در حال بریدن هستند، یعنی ناامید هستند، مایوس هستند و بهرحال دنبال چاره جویی خواهند بود.

تکلیف آیت الله خامنه ای نسبت به چنین نامه ای چیست؟
من اعتقاد دارم که آیت الله خامنه ای باید به این خواست امضاکنندگان نامه پاسخ مثبت بدهند. خوشحال هستم که بگویم این خواست نیروهای انقلابی و دانشجویان و شخصیت های حوزوی، خواست اقشار و آحاد جامعه و نیروهای دیگر جامعه هم می باشد. حتی اصلاح طلبان حکومتی هم دارند هرچه بیشتر رادیکال می شوند و دارند خواست های ساختاری که تاکنون خواسته آنها نبوده است را روز میز نظام می گذارند. البته در این میان، نیروهای دیگر جامعه اعم از نیروهای خارج از کشور و براندازان و رفراندومی ها هم مطرح هستند که فعلا درباره آن ها صحبت نمی کنم. آنچه مسلم است؛ سخن من درباره نیروهای داخل کشور است. بنابراین توصیه من به آیت الله خامنه ای این است که ایشان حتما به این پیشنهادات گوش فرا دهند.

اما پیشنهادات ارائه شده در این نامه پیش از این طی مقالات متعدد و مصاحبه هایی که «انتخاب خبر» با حضرتعالی داشت مطرح شده بودند.
البته پیشنهادات مطرح شده در این نامه را اولین بار خود من افتخار داشته ام که مطرح نموده ام و تقریبا طی بیش از دو سال گذشته با همکاری سایت «انتخاب خبر» این مباحث را مطرح کردم و من این مطالب را در این سایت به صورت وسیع منتشر کردم.

برای اولین بار من بحث کردم که جامعه ایران دارد به تقابل بین انقلاب و ضد انقلاب می رسد. بعد طی چندین مقاله و مصاحبه برای اقتصاد ایران پیشنهاداتی را طرح کردم و گفتم که این اقتصاد دارد به سوی ورشکستگی می رود و باید این اقتصاد را به ریل اصلی خودش بازگرداند و یک اقتصاد ملی ساخته شود. و در یک مصاحبه دیگری عرض کردم که رابطه ایران و آمریکا به این شکل نمی تواند ادامه پیدا کند، باید این رابطه اصلاح شود، باید تا جایی که ممکن است وضع موجود در جهت بهتر شدن پیش برود و پیشنهاداتی هم داده بودم. من طی حدودا 40 سال درباره رابطه ایران و آمریکا سخن گفته ام که این رابطه بیمار است، سرطان دارد و بالاخره باید به یک جایی برسد.

سرانجام این اواخر 2 مقاله در سایت «انتخاب خبر» منتشر کردم. یکی از این مقاله ها نامه ای بود که به آقای کروبی نوشتم و البته آقای کروبی بهانه ای بیش نبود و در آن نامه ضمن گفتگو با آقای کروبی، در رابطه با مسائلی که در این 20 سال گذشته در کشورمان اتفاق افتاده است پیشنهاد کردم که مجموعه ای از تغییرات ساختاری انجام گیرد و این تغییرات ساختاری و بنیادین باید به رهبری آیت الله خامنه ای، به کمک سپاه و مردم ایران پیش برود.

در همین مقاله نوشتم که واقعیت این است که شورای نگهبان نتوانسته در چهارچوب مصلحت نظام آن هایی را که شایسته مقام هایی در قوای مجریه، مقننه و نهادهای دیگر بوده اند را خوب شناسایی و ارزیابی کند، و بنابراین اشتباهات فاحش کرده است؛ پس شورای نگهبان در حقیقت صلاحیت برای تایید صلاحیت ها را دیگر ندارد. پیشنهاد کردم که شورای نگهبان دیگر وارد میدان تایید صلاحیت ها نشود. این نکته اولی بود که طرح موضوع کردم.

نکته دوم هم این بود که عرض کردم باید برای قوه مجریه یعنی رئیس جمهور بلافاصله انتخابات برگزار شود؛ آن هم بدون دخالت شورای نگهبان. برای کل قوه مقننه هم بلافاصله یک انتخابات بدون دخالت شورای نگهبان انجام گیرد. در این مقاله همچنین پیشنهاد شد که قوه قضائیه باید پاکسازی شود و تا جایی که ممکن است رئیس قوه هم غیر معمم باشد.

پیشنهاد کردم که قانون اساسی بازنگری شود و در تمام اگر و مگرهایی که در قانون اساسی در رابطه با آن چه حاکمیت مردم یا حاکمیت نظام است تغییراتی انجام گیرد؛ تا جایی که رابطه دین و دولت در این قانون اساسی به نفع مردم تغییر کند. به نظر من هرآنچه به نفع مردم باشد به نفع دین هم خواهد بود. تجربه 40 سال گذشته ام نشان می دهد که دخالت دین درون دولت یا درون حکومت مخصوصا مشکلاتی را برای خود دین و حکومت ایجاد کرده است. پیشنهاد کردم که علمای دین بنشینند و این جریان را خوب و با دقت نگاه کنند و تحت رهبری آیت الله خامنه ای قرار گیرند و برای رابطه دین، دولت و حکومت چاره جویی کنند.

پیشنهاد کردم در قانون اساسی باید اگر و مگرهایی که در مورد آزادی های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... قید گردیده است را تصحیح کرد. اعتقاد دارم که وقت آن رسیده است که حجاب اجباری کنار گذاشته شود، وقت آن رسیده است که جوانان این کشور آزادتر باشند تا بتوانند آن طور که یک جوان در دنیای امروز دارد زندگی می کند را تجربه و لمس کنند. در این خصوص باید خواست جوانان کشورمان در رابطه با مسائل تفریحی، ورزشی، تحصیلی و خیلی مسائل دیگر تامین شود.

در این مقاله عرض کردم برای اینکه ما بتوانیم این گذار را به یک جامعه بهتر، سالم تر، آزادتر، عادل تر و مستقل رهنمون سازیم باید حتما یک ماده ای را درون قانون اساسی جدیدی که انشاءالله نوشته خواهد شد گنجاند که در آن انتقام سیاسی ممنوع شود. البته ممنوعیت انتقام سیاسی به معنای گذشت از تقصیر آن هایی که واقعا مقصر هستند، دزدی و جنایت و فساد کرده اند نیست. انتقام گرفتن بحث دیگری است؛ آنچه مسلم است قانون اساسی در مورد انسان هایی که جرمی را مرتکب شده اند باید یک قضاوت سالم و درستی داشته باشد و به این افراد فرصت بدهد تا در دادگاه های صالحه از خودشان دفاع کنند.

این مباحث، بخشی از تغییراتی بود که من در آن نامه به بهانه گفتگویی که با آقای کروبی آورده بودم خدمت آیت الله خامنه ای غیر مستقیم و بعضا مستقیم پیشنهاد کرده بودم.

الان هم می بینم که این 300 نفری که نامه را نوشته اند تقریبا در چهارچوب تغییرات ساختاری است که من در سایت «انتخاب خبر» و تحت عنوان نامه به آقای کروبی نوشته ام. عین سخنان من را هم این دانشگاهیان و نیروهای انقلابی به گونه ای تکرار کرده اند و خواستار این هستند که آیت الله خامنه ای به این پیشنهادات توجه کنند و در واقع نه تنها توجه کنند بلکه این پیشنهادات توسط آیت الله خامنه ای جامه عمل پوشانده شود.

البته آیت الله خامنه ای همواره به عنوان یک رهبر انقلابی و آرمان خواه مطرح بوده اند و خواست این 300 نفر شخصیت برجسته انقلابی کشورمان این است که این بار شخص آیت الله خامنه ای کشتی انقلاب را به سرانجام ساحل برسانند.
من حتی از خود آیت الله خامنه ای نقل می کنم که همیشه ایشان از دولت یاد می کردند و ایراد می گرفتند که دیگر موقع حرف نیست، دیگر وقت عمل است. امروز به جایی رسیده ایم که موقع عمل است. دیگر نمی شود با نصیحت و موعظه و مشاوره برای این کشور و مردم کاری از پیش برد.

خوشبختانه آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب هستند، نه مشاور؛ و به این دلیل من و دانشجویان و دانشگاهیان و نیروهای انقلابی و افراد دیگر اعتقاد داریم که این اقدام را باید آیت الله خامنه ای انجام دهند و تنها ایشان دست به چنین عملی بزنند. آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب هستند و آیت الله خمینی این انقلاب را به آیت الله خامنه ای سپرده اند و آیت الله خامنه ای یک وظیفه رهبری، انسانی، حقوقی، ملی و اسلامی دارند که به این خواست ها جامه عمل بپوشانند؛ همان خواست هایی که انقلاب 57 داشت.

به نظر می رسد این بار باید رهبر انقلاب بسیار جدی تر از گذشته اقتدار ملی ایران را به رخ جهانیان بکشند.
در این اواخر طی مقاله ای در سایت «انتخاب خبر» یک موضوع را مطرح کردم. البته این موضوع را در دو سال پیش و قبل از اینکه آقای روحانی دوباره به ریاست جمهوری انتخاب شوند گفته بودم و دوباره در همین یادداشتی که در «انتخاب خبر» منتشر شد تکرار کردم.

موضوع این است که ما در ایران یک حکومت یا دولت مقتدر می خواهیم و اقتدار هم باید در بخش های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و روابط خارجی تعریف شود. متاسفانه در روابط خارجی اقتدار خود را از دست داده ایم، دیگر اقتداری وجود ندارد. خارجی ها امروز برای اینکه برجام حفظ شود بر علیه جمهوری اسلامی ایران تحریم هایی را وضع می کنند و جمهوری اسلامی ایران هم صرفا برای حفظ برجام تن به تحریم های جدید می دهد. این اصلا شرم آور است که جمهوری اسلامی ایران را تحریم کنند برای حفظ برجام؛ برجام قرار بود در جهت برداشتن تحریم ها باشد نه اینکه روی جمهوری اسلامی تحریم های بیشتری اعمال کنند تا یک قراردادی را حفظ کنند. اقتدار جمهوری اسلامی ایران در بخش سیاست خارجی بسیار ضعیف است.

از همه مهمتر این است که اکنون دولت آقای ترامپ هرچه بیشتر به سوی ایجاد اقتدار بیشتری در سیاست خارجی دولت آمریکا حرکت می کند و ترامپ خیلی فعال دارد سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا را در جهت قلدری، گردن کشی و باج گیری سوق می دهد و متاسفانه با اسرائیل و عربستان هم ساخته است و یک ائتلافی را تشکیل داده است. عربستان و اسرائیل هم از گذشته تاکنون دشمنان قسم خورده ایران بودند و بنابراین وضعیت جمهوری اسلامی ایران در رابطه با خارج نه تنها بحرانی است که بسیار خطرناک است. تهدید، جدی است. بنابراین جمهوری اسلامی ایران باید در یک جایی اقتدار داشته باشد.

من پیشنهاد کردم که در این بخش باید یک خانه ای بنا شود که در خور این فیل ترامپ باشد. متاسفانه در آن زمان گوش به حرف من داده نشد و تیم قبلی آقای روحانی دوباره بر سر کار آمدند و هم آمریکایی ها و هم اروپایی ها از این ضعفی که دولت نشان داد سوء استفاده کردند و کماکان هم این وضعیت ادامه دارد. این شرایط باید تغییر کند.

در بخش اقتصادی باز هم به دلیل عدم اقتدار، فساد و بداخلاقی و بی عدالتی هر روز در حال افزایش هستند. فقر و نابرابری، دزدی، فساد، تعطیلی و ورشکستگی کارخانه ها و حجم انبوه واردات هر روز افزایش پیدا می کند.

فکر آیت الله خامنه ای که باید از تولید کالای ایرانی حمایت کرد درست است و من هم حمایت می کنم، اما حتما باید جلوی واردات کالاها گرفته شود و باید از کالاهای داخلی حمایت کرد. اولا باید تولیدی وجود داشته باشد، کجاست این تولید؟ اگر تولیدی وجود نداشته باشد، یا مردم باید گرسنه بمانند یا باید مایحتاج و احتیاجات مردم را از خارج وارد کرد. بنابراین به همین دلیل من فکر می کنم قبل از اینکه از کالای ایرانی حمایت کرد باید از تولید ایرانی حمایت کرد. اگر بنا باشد از تولید ایرانی حمایت کرد باید از تمام منابع موجود در کشور از آدم ها گرفته تا سرمایه، تکنولوژی، سرمایه دارها و... حداکثر استفاده شود. متاسفانه این دولت هیچ برنامه ای برای این کار ندارد، نداشته است و نخواهد داشت. این دولت معتقد به اقتصاد نئولیبرالی است که تا به امروز هم که رهبر انقلاب سخن از ایجاد اقتصاد ملی می کنند توجهی به این سخنان نشده است و نخواهد شد.

در سیاست داخلی هم باید اقتدار وجود داشته باشد. اما برای ایجاد چنین اقتداری باید یک دولت نیمه نظامی شکل گیرد، اما این دولت نیمه نظامی باید متعاقب تغییرات پیشنهادی به وجود آید؛ یعنی اول باید یک رئیس جمهور جدید با رأی مردم انتخاب شود که مشروعیت داشته باشد، قوه مقننه با رأی مردم به وجود آید و مشروعیت داشته باشد و قوه قضائیه هم تغییر کند. در این هنگام این دولت جدید و مشروع که باید در عین حال قانونمند و منضبط باشد می تواند اقتدار داشته باشد و بعد در این راستا باید بخش هایی از خودش را به نظامیان منتقل کند تا قادر باشد با اقتدار هم در مسائل داخلی و هم در مسائل خارجی پیش برود.

تبعات عدم وجود چنین اقتداری چه می تواند باشد؟
متاسفانه می خواهم عرض کنم اگر چنین فرمولی اجرایی نشود نگرانی من این است که کشور ایران در آینده نزدیک یا دچار آشوب می شود یا حتماً دچار دیکتاتوری نظامی می شود، که چنین شرایطی را ملت قطعا نمی پذیرد. اما هرچه بیشتر به دلیل این عدم اقتدار حکومت و دولت در ایران خواسته نظامی شدن کشور مرتب دارد بیشتر و تقویت می شود و این بسیار خطرناک است.

درست است که من پیشنهاد می کنم دولت، نیمه نظامی شود، اما این دولت نیمه نظامی دولت نظامی صرف، دولت زورگور و دولت دیکتاتور نیست، بلکه دولت مشروع و مردمی و آزاد است و مشروعیت و اقتدار خود را از مردم می گیرد و بنابراین وقتی که سپاهی و نظامی با این دولت همکاری می کند در واقع مشروعیتش را از لوله تفنگ و تانک و توپ نمی گیرد بلکه از مردم می گیرد.

و اما سخن پایانی دکتر هوشنگ امیراحمدی با شخص آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران!
جناب حضرت آقای آیت اله خامنه ای!
با عرض سلام. علاقمندم در این چند دقیقه ای که در این فرصت صحبت می کنم مخاطب من شخصا خود جنابعالی باشید. در گذشته البته مطالب زیادی در مورد حضرتعالی مطرح ساخته ام ولی مخاطب، جنابعالی نبودید یا غیرمستقیم حضرتعالی مخاطب بودید.
من از آیت الله خامنه ای، رهبر انقلاب عاجزانه خواهش می کنم مجددا به خواست های تغییرات ساختاری که در نامه من به آقای کروبی قید شده است و همچنین درخواست های جدیدی هم که در این مصاحبه عنوان شد توجه داشته باشند.

من خیلی خوشحال هستم که جامعه دانشگاهی دارد هرچه بیشتر به این فکرهایی که من از مدت ها پیش به آن رسیده بودم می رسد و اعتقاد دارم هر روز همه مردم ایران بیشتر و بیشتر به این فکرها می رسند و از آیت الله خامنه ای درخواست های مشابه و هر آنچه که من مطرح کرده ام خواهند داشت. به همین دلیل هم خواهش می کنم هرچه سریع تر این اقدام انجام شود برای اینکه کشورمان در خطر قرار دارد و ما می خواهیم این کشور را از خطر نجات بدهیم، و کشور را رشد و توسعه بدهیم و انشاءالله یک جامعه بسیار خوب، آزاد، مستقل، عادل و سالم بسازیم.

امیدوارم که آیت الله خامنه ای این صحبت ها را از یک ایرانی وطن پرست که در هیچ حزب و گروه و سازمانی عضویت ندارد و شخصا به عنوان یک فرد دانشگاهی که بحث های سیاسی هم مطرح می کند بپذیرند. تکار می کنم؛ من جزو هیچ سازمان و دسته و جماعتی نیستم و خودم هستم و به عنوان هوشنگ امیراحمدی دانشگاهی این تقاضا را از آیت الله خامنه ای مطرح کردم.

و اما یکی از خواست هایی که هم در داخل و هم در خارج از کشور بسیار مطرح است بحث عفو عمومی است.

چهل سال است که از انقلاب می گذرد. بهرحال این انقلاب مشکلات زیادی را پشت سر گذاشت و مسائل زیادی هم داشته است. از روز اول، این انقلاب به دلایل مختلف مانند ماهیت انقلاب یا نوع نگرش نیروهای جامعه، یک عده ای را کنار گذاشته است، یک عده ای فرار کردند، یک عده زندگی خود را از دست دادند، یک عده هنوز در داخل کشور غیر خودی هستند، آدم هایی هستند که در هیچ جایی و نه در سیاست و نه در اقتصاد و نه در جوامع اجتماعی و حتی در بخش فرهنگی جامعه تحویل گرفته نمی شوند، یک عده هم تحت عنوان زندانیان سیاسی-عقیدتی اکنون در بازداشتگاه ها به سر می برند.

من فکر می کنم بعد از 40 سال وقت آن رسیده است که آیت الله خامنه ای اعلام عفو عمومی بفرمایند. این عفو عمومی جامعه را آرام می کند، آرامش برای جامعه به ارمغان می آورد و از همه مهمتر یک ارتباط سازنده و تنگاتنگ با آن 6-5 میلون نفر ایرانی که در خارج از کشور به سر می برند ایجاد می کند. من اعتقاد دارم میلیاردها دلار می تواند متعاقب این عفو عمومی وارد کشور شود.

اما عفو عمومی هم نباید صرفا به عنوان یک شعار مطرح شود زیرا که عمل نخواهد کرد، یعنی این عفو عمومی هم باید در جهت پیشبرد کشور، اما متعاقب آن تغییرات ساختاری انجام گیرد که نیروهایی که به اصطلاح به آنها عفو می خورد، اطمینان و اعتقاد پیدا کنند که یک تغییری در کشور انجام شده است و اعتماد کنند و به سرزمینشان ایران بازگردند.

من اعتقاد دارم که این بحث عفو عمومی هم برای ایرانیان داخل کشور و هم برای ایرانیان خارج از کشور بسیار مهم است و امیدوارم که آیت الله خامنه این عفو عمومی را با قید فوریت سرلوحه برنامه های خود قرار دهند.

بدیهی است؛ این عفو عمومی باید بلافاصله متعاقب تغییرات ساختاری پیشنهادی باشد چون اگر آن تغییرات انجام نگیرد عفو عمومی صرفا یک حرف و شعار می ماند و فردی به آن گوش فرا نخواهد داد.