انتخاب خبر: چهار صندوق نمایشنامه‌ای دو پرده‌ای از بهرام بیضایی است که سال ۱۳۴۶نگاشته شده و زمستان همان سال در نخستین شمارهٔ جُنگِ دفترهای زمانه چاپ کرد. سال ۱۳۵۸ نمایشنامه به صورت کتاب به وسیلهٔ انتشارات روزبهان چاپ شد. سپس‌تر انتشارات روشنگران کتاب را چاپ کرد. دردیوان نمایش نیز نسخه‌ای بازنگری شده از این نمایشنامه آمده است. چهارصندوق جزو معدود نمایشنامه های نویسندگان ایرانی است که به به چندین زبان بین المللی تاکنون ترجمه شده است. این نمایش سیاسی‌ترین اثر بهرام بیضایی به شمار می‌رود؛ به طوری که هم در قبل و هم بعد از انقلاب ممنوع‌الچاپ شد و هر بار پس از انتشار نخست(یک بار به سال ۱۳۴۶ و بار دیگر ۱۳۵۸) توقیف گردید. اما سرانجام این اثر با دریافت پروانهٔ رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به وسیلهٔ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان به صورت رسمی به چاپ رسید و از آن پس بارها تجدید چاپ شده است.

4sandoogh beizai1

در پایان کتاب این جمله از بهرام بیضایی نقل شده است: چهار کَس که با رنگ‌های سرخ و زرد و سبز و سیاه مشخص گردیده‌اند و به ترتیب نمادی از طبقات بازاری، روشنفکر، مذهبی و توده مردم می‌باشند، می‌کوشند تا برای رهایی از تهدیدهای احتمالی، مترسکی بسازند تا ایشان را در مقابل با هر خطری حفظ نمایند. آنها مترسک را کاملا مجهز و مسلح می‌کنند. مترسک جان می‌گیرد و لب به سخن می‌گشاید. این امر در ابتدا باعث خشنودی هر چهار نفر آنها می‌گردد، غافل از این که مترسک رفته رفته بر اوضاع مسلط شده و در نهایت هژمونی خود را بر محیط حاکم می‌سازد. مترسک آنها را مجبور می‌کند تا هر یک برای خود صندوقی بسازند تا آنها را در صندوق‌هایشان زندانی کرده و از یکدیگر جدا نگه دارد. ولی در ادامه آنها از صندوق‌هایشان خارج می‌شوند و تصمیم می‌گیرند تا علیه مترسک قیام کنند. اما در نهایت این تنها سیاه است که صندوق خود را می‌شکند تا رو در روی مترسک بایستد و در آخر او قربانی ترس سایرین می‌گردد.

بهرام بیضایی در انتهای چهارصندوق جمله ای را بیان می کند که حاکی از شدت مواجهه حکومت ها با این نمایشنامه است. او می گوید: «اجرای چهار صندوق هر بار از صحنه پایین کشیده شد».

نمایش چهار صندوق پیش از این هرگز به صورت رسمی در ایران اجرا نشده بود. این نمایش پس از 45 سال با اجازه نویسنده نخستین بار به مدت چهار شب در آگوست ۲۰۱۲ در شهر کوالالامپور مالزی به روی صحنه نمایش رفت که با کارگردانی مهناز گیاه پرور وتهیه کنندگی پیام گویا اجرا شد.

annahitazeinivandپس از آن و در همان سال چهار صندوق توسط گروه تئاتر برگ و با کارگردانی مهرداد خامنه در اسلو به روی صحنه رفت و اینها تنها اجراهای این نمایشنامهء جنجالی و البته اثر ماندگار استاد بهرام بیضایی پیش از این بودند.اما در نهایت قفل پنجاه سالهء چهارصندوق بیضایی در ایران توسط یک زن گشوده شد.

خانم «آناهیتا زینی وند » فعال مدنی و حامی نام آشنای کودکان کار است که پس از 3 سال کار و تمرین مستمر توانست برای اولین بار در تاریخ کشور نمایش چهارصندوق بیضایی را به روی صحنه ببرد. اجرای موفقی که با استقبال کم سابقه مردمی مواجه شد و در 5 دیماه 95 و همزمان با سالروز تولد استاد بیضایی موفق به دریافت مجوز تمدید اعتبار اجرای این نمایش به مدت سه شب دیگر گردید.

شاید موفقیت امروز خانم زینی وند در هرچه بهتر برگزار کردن این نمایش و حضور زنان موفقی همچون وی در عرصه های مختلف اجتماعی مرهون تلاش انسانهایی همچون بهرام بیضایی ونگاه باورمندانه ایشان به زن ایرانی باشد. نگاهی که با مطالعه کتاب «زن در آثاربهرام بیضایی» انتشارات روشنگران و مطالعات زنان هرچه بهتر و بیشتر به ژرفای مفهومی آن پی می بریم.

پایگاه خبری و تحلیلی انتخاب خبر در مصاحبه ای اختصاصی با «آناهیتا زینی وند» کارگردان اثر نمایشی چهار صندوق کوشیده است تا دین خود را در هرچه بهتر شنیده شدن صدای کودکان کار و صدای چهار صندوق بیضایی ادا نماید که توجه مخاطبین گرامی را به آن جلب می نماید:

خانم زینی وند در باره پیامی که چهار صندوق می خواهد به مخاطبینش منتقل نماید، می گوید:
در واقع پیام چهارصندوق چند بعد دارد، یکی اینکه ما خود را پدر خانده‌ی کودکان کار ندانیم و به آنها یاد بدهیم که روی پای خودشان بایستند و این را سازمانهای حامی کودک باید در نظر داشته باشند که همیشه نباید حقوق این کودکان را آنها دریافت کنند، بلکه باید به این بچه ها یاد داد تا خودشان برای بدست آوردن حقوقشان تلاش کنند و برای توانمندسازی کودکان اقدام کنند.

وی در پاسخ این سوال که فکر می کنید کجای کار ایراد دارد که ماهنوز به ایده آل هایمان نرسیده ایم و هر روز این مشکل بیشتر می شود؟ خاطرنشان شد:
هرچه سازمانهای مردم نهاد تلاش کنند بازهم نمی توانند مشکل را بطور کامل ریشه کن کنند چرا که امکانات تمام و کمال در دست دولت هستند و باید دولتها به این موضوع کمک کنند و بخش دیگر برمی گردد به آن حالتهای برنامه ریزی دقیق و شناخت محیطی و اینکه جامعه‌ی هدفی را که مد نظر داریم به چه صورت وبا چه دیدگاهی میخواهیم کندوکاش کنیم و اینکه بتوانیم با کیفیت بهتری کارکنیم از اهمیت بالایی برخوردار می باشد.همانطور که اشاره کردید کودکان کار بطور روز افزون زیاد میشوند و این زیاد شدن یک زنگ خطر است برای جامعه که چرا این ازیاد وجود دارد؟ باید دانست که اینها علت نیستند وبلکه معلول عوامل مختلفی در جامعه می باشند و مسایلی زیر بنایی همچون مشکلات اقتصادی، فقر، مهاجرت ها و بسیاری عوامل دیگرکه میتوانیم از این زاویه به آنها بپردازیم که دوائری مانند شهرداری یا بهزیستی بخاطر شیک نشان دادن مبلمان شهریشان این بچه ها را قلع وقمع و یا مخفی می کنند و تا مدتها این بچه ها را از معرض دید مردم ‌پنهان ودور نگه میدارند اما این دوای درد نیست و باید فراموش نکنیم که موضوع کودکان کار زاییده‌ی معضلات اجتماعی است.

او روند موجود در شناساندن معظلی به نام کودکان کار را قابل قبول و رو به جلو میداند و می گوید ؛ اگر ما ۱۲سال پیش به مسئولان میگفتیم معظلی به نام کودکان کار وجود دارد آنها نمی پذیرفتند اما امروز آنچه که از عملکردها و ادبیات مدیران مربوطه به دست می آید حاکی از آنست که ایشان وجود این مشکل ومعظل را درک کرده اند و هرچند که اقدامات انجام شده از سوی دستگاه های مسئول در این زمینه کمی هستند ونه کیفی، یعنی بیشتر دنبال آمار وعدد و رقم هستند تا کیفیت کارو این محصول برنامه ریزی ناکارآمد در این زمینه است.

خانم زینی وند کودکان کاررا در معرض آسیب الگوبرداری های غلط از افراد ناسالم می داند و همواره برای بهبود وضعیت زندگی، خود باوری وتوانمندسازی آنان تلاش می کند.

کارگردان اثر نمایشی چهار صندوق می گوید:
چهارصندوق قدرت فکر وتحلیل را به کودکان و جامعه می دهد. او ایجاد قدرت تحلیل تفاوتهای موجود بین طبقات اجتماعی را یکی از دستاوردهای مفهومی این نمایشنامه میداند.

خانم زینی وند که در آغاز تمرینات مربوط به چهارصندوق همکار جمعیت دفاع از کودکان کار پاسگاه نعمت آباد بود در باره حامیان مالی و اسپانسرهای این نمایش می گوید:
در ابتدا برخی افراد حقیقی و حقوقی برای حمایتهای مالی آمدند که در مقابل کمک هایشان می خواستند از بچه ها استفاده های تبلیغاتی برده وبه نوعی بهره برداری ابزاری بنمایند که من نپذیرفتم و تقریبا تمامی هزینه های کاررا خودمان بصورتت مستقل پرداخت کرده ایم.

ایشان که هم اکنون به عنوان عضو بنیاد همدلان کودک در موضوع آسیب های اجتماعی فعالیت می کند در قسمتی از گفتگوی خود هر نوع آمادگیش را برای همکاری با سایر مجموعه ها اعلام داشته و می افزاید:
هر سازمان مردم نهادی که از حواشی به دور باشد را برای همکاری می پدیرم اما در جایی که ایدوئولوژی خاصی حاکم باشد و همه بخواهند در مسیر آن ایدوئولوژی فعالیت نمایند نمیتوانم کارکنم چرا که در زندگی شخصی خود نیز از ایوئولوژی فراری است.

4sandoogh beizai2

کارگردان چهارصندوق دربارهء دلیل بکارگیری رنگها ونمادهای موجود در این نمایش می گوید:
من از پرده بنفش رنگ شروع کرده ام، پرده ای که روی مترسک بود. بنفش رنگ امید است. سپس سیاه را می بینیم که توده تهیدست وکارگر است که زیر بنای جامعه را تشکیل می دهد و فقر خود را با لباس سیاهش نشان میدهد.
رنگ قرمز که شور وهیجان دارد اما گاهی همان شور وهیجان جاه طلبی های خاص خود را پیدا می کند و...

وی در پاسخ این سوال که دلیل انتخاب یک زن برای نقش صندوق قرمز که نشانگر اقتصاد و وضعیت رفاهی مناسبتری می باشد چیست؟ می گوید: بازیگر این نقش ابتدا یک مرد بود که بدلیل مهاجرتش به افغانستان امکان حضور در صحنه را از دست داد و من بازیگر آن نقش را عمدا زن انتخاب کردم چرا که رنگ سبز که نماد یک انسان مذهبی در آن نمایش است در مواجهه با یک زن ثروتمند ریاکارهای خود را بهتر نمایان می کند.

رنگ بنفش در انتها که در شالگردنهای بازیگران دیده میشود یک انتخاب کارگردان است و داخل نمایشنامه نبود. بلکه رنگی ست که از همان پردهء موجود در روی مترسک برداشته ام و بیشتر شبیه طناب اعدام بود که اول از همه کارگر بود که این را از گردنش برداشت.

آناهیتا زینی وند در بارهء کارکرد مفهومی نقش مترسک و اینکه دقیقا چه چیزی را در جامعه میخواهد نشان دهد افزود:
کلا دًر زندگیهای شخصی و اجتماعی وقتی چیزی را خلق میکنیم و به آن تقدس میبخ شیم دیگر نقد ناپذیر می شود. چرا؟؟؟ چون مقدس است و دیگر نمی شود نقدش کرد! دیگرش نمی شود آن را شکست چون تبدیل به یک تابو شده است این مترسک این با وجود اینکه مخلوق دست انسان است به یکباره می شود خدای انسان.

4sandoogh beizai3

حالا این مترسک می تواند در جامعه به طور مثال حتی یک معلم مدرسه باشد.
این برمی گردد به فلسفه خلقت که آیا بشر اولیه براساس چه فلسفه و چه افسانه ای این کار را کرده است. انسان از ترس خدا را می آفریند که به او پناه ببرد و بعد چالشهای بعدی که ممکن است به وجود بیاید که در واقع استاد بیضایی در چهارصندوق دقیقا به فلسفه آفرینش نگاه عمیقی داشته است که ما خیلی چیزها را خلق می کنیم که بعداً برای خود ما دردسر ساز می شوند مانند دیکتاتورها که در جوامع با همین ترتیب خلق می شوند و مترسک هم نمایانگر یک دیکتاتور است شاید که توسط طبقات مختلف جامعه این مترسک خلق شده و مردم دیکتاتوررا خلق کرده اند که به او پناه ببرند اما در عمل این دیکتاتور برضد خودشان رفتار می کند. او می گوید از مترسک می توان تعابیر مختلفی به عمل آورد که در واقع در هر دوره می تواند تعابیر خاصی داشته باشد و برای هر سطح فکری یک تعبیر ویک برداشت داشته باشد.

حتی جملاتی که در خود نمایشنامه است همان اتحاد مثلث و اتفاق مربع که به چرخش ناپایداری جهان می پردازد که با توجه به اضلاع مثلث و مربع وقتی مثلث را در زمین می اندازیم آن تعادل لازم را ندارد و در راس خود نمیتواند بماند اما مربع دارد.
وی با قوی وقدر توصیف کردن نمایشنامه چهارصندوق می گوید: یک چرایی وچگونگی پشت تک تک جملات این نمایشنامه است.

شایان ذکر است که این نمایش در روز جمعه 3 دی ما 95 در حمایت از کودکان کار و بخش درمانی بنیاد همدلان کودک بصورت خیریه برگزار گردیده و تا سه شنبه 7 دی ماه در تماشاخانه سه نقطه تهران ، سالن استاد رکن الدین خسروی راس ساعت 18:15 برگزار می گردد.