در كنار اين نسل‌كشي فعالان محيط زيست و حتي ادارات محيط زيست با ژست شيك غذادهي به پرندگان مهاجر، اقدامي كه تاكنون صيادان براي صيد آن‌ها انجام مي‌دادند، تير خلاص را به پرندگان مهاجر شليك مي‌كنند.

قتلگاه‌هايي به‌نام تالاب

با شروع فصل سرما تالاب‌هاي شمال و جنوب ايران ميزبان ميليون‌ها پرندگان مهاجري است كه از سرما به آن‌جا پناه مي‌برند اما اين پناهگاه براي آن‌ها تبديل به يك قتلگاه مي‌شود.

به‌گفته بسياري از كارشناسان و فعالان محيط زيست، به واسطه جمعیت بزرگ اين پرندگان كه به تالاب‌هاي ايران مهاجرت مي‌كنند، شكار در اين حجم را مي‌توان يك نسل‌كشي و قتل‌عام دانست.

حر منصوري يكي از فعالان محيط زيست ميانكاله به «قانون» درباره شكار پرندگان مهاجر مي‌گويد:« صيد و شكار پرندگان مهاجر در تالاب‌ها و مناطق حفاظت شده كشور غيرقانوني است. همچنين به‌دليل شيوع آنفولانزا ، اداره محيط زيست مازندران در نامه‌اي به شكارچيان هشدار داده است كه با متخلفين به‌شدت برخورد مي‌كند. شكار بيشتر دركنار مناطق حفاظت شده مانند شاليزارها انجام مي‌شود. مرز مناطق حافظت شده بسيار گسترده است. به‌عنوان مثال منطقه حفاظت شده ميانكاله بيش از 150 كيلومتر مرز مشترك با شاليزارها دارد. براي حفاظت از آن‌ها كمتر از 10 محيط‌بان وجود دارد، كه اين كمبود نيرو باعث مي‌شود محيط‌بانان به خوبي نتوانند كل منطقه را گشت‌زني كنند. شكارچيان نيز از اين مساله استفاده مي‌كنند و پرندگان را در مرز ميانكاله در ميان شاليزارها شكار مي‌كنند».

ممنوعيت شكار اوضاع را بدتر كرد

شكار و شكارچي كلاف سردرگمي است كه تاكنون هيچ قانوني نتواسته راه حل اين مشكل باشد. حرمنصوري با اشاره به اينكه يكي از بخش‌هاي كمپين «ممنوعيت پنج ساله شكار» بوده است، عنوان مي‌كند: «جلوگيري از شكار عواقبي دارد، شايد در يك مقطع زماني باعث شود كه شكار كمتر شود اما در درازمدت جواب نمي‌دهد. من هميشه مخالف شكار بوده‌ام اما عواقب ممنوعيت شكار را مي‌بينم. زماني كه براي شكارچي پروانه شكار صادر شود، درحالت عادي به‌عنوان مثال شكارچي پنج شكار انجام مي‌دهد تا پروانه شكارش لغو نشود و اين شكار را در روز و مكان مناسبي انجام مي‌دهد. ولي هنگامي كه ممنوعيت شكار مي‌گذاريم، شكارچي با خود مي‌گويد براي سازمان محيط زيست شكار در منطقه حفاظت شده يا شاليزار و تعداد شكار هيچ فرقي ندارد و درنهايت او است كه جريمه مي‌شود. آن زمان شكارچي به‌جاي پنج پرنده 50 پرنده را شكار مي‌كند. آن‌هم در فصول ممنوع و در مناطق حفاظت شده، اين كار را انجام مي‌دهد. پروانه‌هاي شكار جزو ابزارهاي مديريتي در حيات‌وحش است».

اكو توريسم ،كليد صيد پرندگان مهاجر

او ادامه مي‌دهد: «شايد ما به‌عنوان حاميان حقوق حيوانات شكار را تحمل نكنيم ولي تعطيل كردن شكار امكان‌پذير نيست و اين كار مديريت حيات وحش را بيش از گذشته سخت‌تر مي‌كند. در ميانكاله شكارچيان در مرز مشترك با شاليزارها به تالاب نزديك مي‌شوند و شكار مي‌كنند و محيط زيست نيز با اين مشكل درگير است و اين داستان تا زماني كه براي بوميان معيشت پايدار ايجاد نكنيم ادامه خواهد داشت. پرندگان درحال حاضر براي بوميان موجوداتی بي‌ارزش محسوب مي‌شوند و اگر شكار شوند موجب انتفاع آن‌ها مي‌شود و آن زمان ارزشمند مي‌شوند. مساله ديگر جولان شكارچيان مرفه در اين منطقه است. بوميان با ديدن اين صحنه‌ها احساس تعلق خود را به منطقه از دست مي‌دهند و تنها به نفع خود فكر مي‌كنند.

مناطق حفاظت شده در تمام دنيا

حفظ تالاب‌ها در راستاي معيشت پايدار بوميان است. اكوتوريسم يكي از ابزارهاي حل مشكل شكار پرندگان مهاجر است. اين مساله موجب مي‌شود بوميان درگير اقتصادي شوند كه پرندگان ايجاد مي‌كنند.بوميان اگر از پرندگان سودي نداشته باشند براي حفاظت از‌ آن‌ها هيچ اقدامي نمي‌كنند. درچند سال اخير پيشرفت‌هاي خوبي در اين‌باره در ميانكاله داشته‌ايم و بسياري از بوميان متوجه اين موضوع شده‌اند كه اگر پرندگان به‌دليل صيد و شكار از منطقه رانده شوند و يا جمعيت آن‌ها كم شود، گردشگر كمتر به اين منطقه مي‌آيد و كسب وكارشان از رونق مي‌افتد».

غذادهي بلاي جان پرندگان

حر منصوري درباره برهم زدن توازن حضور پرندگان مهاجر مي‌گويد: « جمعيت پرندگان در سال جاري افزايش يافته است. يك سري اشتباهات صورت مي‌گيرد كه توازن حضور پرندگان در زيستگاه‌های مختلف را برهم مي‌زند. غذادهي به پرندگان عامل اصلي اين اتفاق است. نه سال پيش به بهانه سرماي شمال ايران بحث غذادهي به پرندگان از فريدونكنار شروع شد و درحال حاضر ادامه دارد. اين كار را تاكنون صيادان انجام مي‌دادند. آن‌ها در شاليزارها براي پرندگان دانه مي‌ريختند كه اين كار باعث متمركز شدن پرندگان مي‌شد و بعد از آن با روش‌هاي مختلف پرندگان را شكار مي‌كردند».

ژست شيك غذادهي براي فعالان محيط زيست

اين فعال محيط زيست با اشاره به پيامدهاي خطرناك غذادهي به پرندگان، مي‌افزايد: « درحال حاضر جمعيت بيش از پنج هزار قوي فريادكش ميانكاله به حداقل رسيده چراكه مهم‌ترين عامل براي انتخاب مكان، زمان و مسير مهاجرت براي پرندگان غذا است. زماني كه پرندگان مي‌بينند در برخي از مناطق غذا به ميزان بسيار بالایي وجود دارد، مسير مهاجرت خود را تغيير مي‌دهند و اين يك تله اكولوپيكي محسوب مي‌شود. همچنين پيام غلطي را به پرنده مي‌دهد كه يك زيستگاه غني و تامين كننده غذا در طول زمستان است. اين تمركز باعث آسيب‌پذيري آن‌ها مي‌شود. به‌عنوان مثال اگر فردي براي لجبازي با سازمان محيط زيست تنها 10 ليتر سم را در 20 هكتار زمين بريزد، 10 هزار هكتار قوي فريادكش از بين مي‌رود. اين درحاليست كه اين 10 هزار قو نبايد در 20 هكتار باشند بلكه پنج هزار قوي فريادكش بايد در 90 هزار هكتار باشند؛ اينجا تالاب است نه باغ پرندگان. يكي ديگر از مشكلات تمركز پرندگان در نتيجه غذادهي همين مساله آنفولانزای حاد پرندگان است كه به‌دليل همين تمركز، به‌شدت درحال شيوع بين پرندگان است. هنگامي كه مسير مهاجرت را با غذادهي تغيير مي‌دهيد، اغلب پرندگان به منطقه صيدگاه مي‌روند و در تور صيادان گرفتار مي‌شوند.

در گذشته شكارچي غذادهي مي‌كرد. درحال حاضر فعالان محيط‌زيست و حتي خود اداره محيط زيست، چراكه اين كار يك ژست و ظاهر شيكي دارد و به عواقب اين كار حاضر نيستند فكر كنند. اداره محيط زيست مازندران براي خريد گندم پول جمع‌آوري مي‌كند درحالي كه مدير تالاب‌هاي كشور دكتر باقرزاد كريمي نيز همانند بسياري از اساتيد و كارشناسان حيات وحش تاكيد كرده‌اند كه اين يك روش اشتباه است ».

سخن آخر

«پرندگان مهاجر را شكارنكنيم». شايد اين بهترين شعاري باشد كه بتوان اين روزها بر تابلوهاي اطراف تالاب‌ها و درياچه‌هاي كشور نوشت. روزانه هزاران پرنده مهاجر به‌دليل بي‌تدبيري مسئولان زير تيغ شكارچيان مي‌روند. بر اساس شواهد سود حاصل از شكار پرندگان مهاجر روزانه به 500 هزار تومان نيز مي‌رسد و اين مبلغي است كه شكارچيان را به قتل و عام و نسل‌كشي صدها هزار پرنده مهاجر مي‌كشاند.

منبع: روزنامه قانون