دجله مستقیماً از ترکیه وارد عراق می‌شود و عراق را آبیاری می‌کند و سرانجام به تالاب هورالعظیم می‌رسد. اگر سد «ایلی‌سو» بر روی دجله ساخته شود، این کار از ورود ۵۶ درصد منابع آب دجله به خاک عراق جلوگیری می‌کند که در نتیجه باید منتظر مرگ قریب‌الوقوع تالاب هورالعظیم و یک فاجعه بزرگ زیست‌محیطی در ایران باشیم.

حمید جلالوندی، مدیرکل دفتر ارزیابی و اثرات زیست محیطی سازمان محیط زیست، در آخرین اظهارنظرش در این‌باره می‌گوید: طرح گاپ و سدهای زیرمجموعه آن می‌تواند باعث بروز مشکلات زیست محیطی و خشک شدن تالاب هورالعظیم و گسترش ریزگردها در ایران و منطقه شود.

او شرح می‌دهد: ما تمام نگرانی‌ها و موضوعات تخصصی خود را از طریق وزارت امور خارجه به طرف ترکیه‌ای و سازمان ملل منعکس کرده‌ایم و این رایزنی‌ها همچنان در سطح دولت‌های دو کشور ایران و ترکیه ادامه دارد.

وی همچنین تصریح می‌کند: موضوع مطرح شده فقط سد ایلی‌سو نیست بلکه طرح گاپ که متشکل از سدهای مختلف است برای ما اهمیت دارد و تمامی دغدغه‌های لازم به کشور ترکیه منتقل شده است.

به گفته جلالوندی، وزارت خارجه به‌طور جد پیگیر این موضوع است البته پویش مردمی نیز درباره طرح گاپ ترکیه و سد ایلی‌سو شکل گرفته است؛ این پویش مردمی اگر به تعداد بالایی برسد می‌تواند به عنوان طرحی بین‌المللی در دیوان لاحه مطرح شود.

جلالوندی درباره اینکه آیا با توجه به رایزنی‌های صورت گرفته امکان توقف پروژه گاپ و سد ایلی‌سو که یکی از بزرگترین سدهای این مجموعه است وجود دارد یا خیر می‌گوید: نمی‌توانیم به صراحت بگوییم که امکان توقف وجود دارد یا اینکه متوقف نخواهد شد؛ بسیاری از برنامه‌های طرح گاپ ترکیه و سدهای آن، درصد پیشرفت بالایی داشته و در مرحله اتمام قرار دارد.

اما طرح گاپ و سد ایلی‌سو نه‌تنها جنوب ایران، بلکه شمال و شمال‌غربی آن را نیز به صورت جدی و بحرانی تهدید می‌کند.

احمد فاخری‌فرد، عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز و محقق طرح گاپ ترکیه، معتقد است: هنوز مطمئن نیستیم که مجموعه سدهای ترکیه برای ایران مخصوصا رود ارس سود داشته باشد یا ضرر.وی شرح می‌دهد: دریاچه‌ای که سد، آن را به وجود خواهد آورد، ممکن است نکات مثبتی نیز داشته باشد اما از طرفی هم دلایلی داریم که بر اساس آن‌ها، احتمال زیاد دارد ارس نیز از بحران زیست محیطی که این سدها در منطقه مخصوصا در عراق به وجود می‌آورد، در امان نباشد.

عضو گروه کشاورزی و آب دانشگاه تبریز با بیان اینکه بیش‌ترین ضرر ما به واسطه تاثیرات غیرمستقیم این سدها خواهد بود، تاکید می‌کند: در اینکه این طرح در منطقه تحولات زیست محیطی به وجود خواهد آورد شکی نیست و مهم‌ترین تهدیدها را می‌توان گرد و غبار عنوان کرد.

وی عنوان می‌کند: این طرح ترکیه حقابه‌های ما را نادیده می‌گیرد و همین ممکن است اثرات و عواقب ناخوشایندی به همراه داشته باشد.

ارس رودخانه‌ای نسبتاً پرآب و خروشان است که از کوه‌های بینگول منطقه آناتولی ترکیه سرچشمه گرفته، و در مرز ترکیه و ارمنستان به رود آرپا چای پیوسته و سپس مرز مشترک نخجوان را به طول ۱۱ کیلومتر ترسیم کرده و پس از گذر از مرز ایران و نخجوان، از مرز میان ایران و ارمنستان عبور کرده و دوباره مرز مشترک میان ایران و جمهوری آذربایجان را شکل داده و در منتهی‌الیه شمالی استان اردبیل وارد جمهوری آذربایجان گشته و به رودخانه کورا می‌ریزد. این رود ۱۰۷۲ کیلومتر طول دارد و از طولانی‌ترین رود داخلی ایران، یعنی کارون طولانی‌تر است.

رودخانه ارس در سال ۱۸۱۳ میلادی در پی عهدنامه ترکمنچای به عنوان مرز ایران و امپراطوری روسیه برگزیده شد و تمامی مناطق شمال این رود از ایران جدا و به خاک روسیه افزوده شد.

اهمیتی که رود ارس دارد، باعث می‌شود نگران باشیم و اجازه ندهیم زمان به ما نشان دهد که طرح گاپ ترکیه به سودش تمام می‌شود یا ضررش. همینطور که باید در مورد جنوب ایران و گرد و غبارهایی که به وجود خواهند آمد حساس و هشیار باشیم.
محمداسماعیل سعیدی، نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی می‌گوید: اگر بخواهند سد ایلی‌سو را احداث کنند، همچون مناطق جنوبی ایران، تاثیرات بسیار بدی برای استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و... خواهد داشت.

وی ادامه می‌دهد: به همین جهت باید سعی کنیم از طریق دیپلماسی فعال و با کمک سازمان‌های بین‌المللی جلوی این سد را بگیریم وگرنه دچار مشکلات بزرگ زیست‌محیطی خواهیم شد.

سعیدی تاکید می‌کند: پیش از این تاثیرات منفی مجموعه‌سدهای ترکیه را در سطح کشور و منطقه دیده بودیم ولی اتمام سد ایلی‌سو، آثار مخرب‌تری برجای خواهد گذاشت.

وی همچنین خاطرنشان می‌کند: قبل از ارس، طرحی هم برای رودهای دجله و فرات داشتند که مهارکردن آن باعث به وجود آمدن گرد و خاک در منطقه جنوبی کشورمان می شود، همچنین تالاب‌های اطراف رود نیز خشک خواهد شد.

نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی ابراز می‌کند: وزارت خارجه در نظر داشت که روی این موضوع تاکید نداشته و مانور ندهیم اما زمانی می‌رسد که فجایع زیست محیطی به بار می‌آیند و بجای پیشگیری، به فکر درمان می‌افتیم.

این درحالی است که سرکنسول ترکیه در تبریز می‌گوید: اینکه منشا اصلی ریزگردهای ایران را ترکیه بدانید، درست نیست. فاهری چاغلار عنوان می‌کند: در زمینه سدهای ترکیه در منطقه طی ۳الی ۵ جولای در تهران کنفرانسی برگزار شد که محوریت اصلی آن مبارزه با ریزگردها بود و آقای روحانی و هیئتی بلندپایه از ترکیه حضور داشتند.

وی ادامه می‌دهد: همان هیئت و سفیر ترکیه در آن کنفرانس پاسخگوی ابهامات در این زمینه شدند و من نمی‌خواهم به عنوان سرکنسول ترکیه در تبریز به این موضوع ورود کنم اما نکاتی هست که باید بگویم.

چاغلار در ادامه شرح می‌دهد: اینکه ترکیه باعث به وجود آمدن ریزگردها در ایران شده، به صورت علمی اثبات نشده است اما در تحقیقات جهانی که درباره ریزگردها صورت گرفته، به ۲علت اصلی پی برده‌اند.

وی می‌افزاید: دشت صحرا در آفریقا و جزیره‌ای عربی طبق تحقیقات جهانی سرمنشا اصلی ریزگردها هستند به‌طوری که تحقیقات نشان می‌دهد ۷۰درصد از ریزگردهای منطقه و جهان توسط این دو ناحیه به‌وجود می‌آیند.

وی در ادامه خاطرنشان می‌کند: در سوریه، عراق و ایران نیز عواملی وجود دارند که ریزگردها را به وجود می‌آورند و به نظر ما این مشکلی جدی هست و ترکیه را نیز تهدید می‌کند.

سرکنسول ترکیه در تبریز تصریح می‌کند: ترکیه طبق قوانین بین‌المللی و با رعایت حقوق کشورهایی که رودهای دجله و فرات در خاک آن‌ها نیز ادامه دارد، سعی می‌کند پروژه‌هایی انجام دهد ولی این‌ها ملزم همکاری‌های بین‌المللی است.

وی همچنین درباره علت دوم وجود ریزگردها در منطقه بیان می‌کند: این را نباید فراموش کنیم که در دنیا تغییر اقلیم و افزایش گرما روی می‌دهد پس می‌توان این ۲را از دیگر علل افزایش ریزگردها در هوا دانست.

چاغلار به ضرورت افزایش روابط ایران و ترکیه در زمینه‌های مختلف اشاره و تاکید می‌کند: تشکیل گروه‌های دوستی ایران و ترکیه در مجلس و... می‌تواند برای بسیاری از مشکلات راه‌حلی مفید واقع شود.

سدهای ترکیه دو راه پیش روی ما می‌گذارند: دخالت و دفاع از حقوقی که در معرض نادیده گرفته شدن است و دیگری هم انتظار و تجربه. البته به نظر می‌رسد بارها در چنین شرایطی راه دوم را انتخاب کرده‌ و منتظر مانده‌ایم تا بعد از تمام کار تصمیم‌هایی اتخاذ کنیم و نتیجه‌هایش را می‌بینیم که جای جای نقشه ایران به رنگ خشکی و مردگی در آمده‌ است؛ ارومیه، زاینده‌رود، قوری‌گل، گرد و غبارهای خوزستان و ...

شاید دلیل اینکه همیشه بعد از به بار آمدن فاجعه مسئولان به فکر جبران می‌افتند، این است که همیشه مردم اثرات فاجعه را می‌بینند و سپس مسئولان را مورد پرسش قرار می‌دهند.

اگر رسانه‌ها به عنوان نمایندگان افکار عمومی هوشیارتر عمل کنند و اثرات و تبعات طرح‌هایی مثل طرح گاپ را مورد بررسی قرار داده و به مردم ارائه کنند، مسئولان نیز به اختیار و به اجبار پیگیر ماجرا خواهند شد. دقیقا در این حالت است که دیگر هیچ مسئولی نمی‌تواند از نماینده ملت بخواهد روی موضوعی حساس مانور ندهد؛ موضوعی که روی سلامت و زندگی مردم تاثیرگذار است.

منبع: روزنامه امتیاز