mohammadjavadesamieانتخاب خبر: دورنمای فعلی از آینده کشور، افزایش بیشتر جمعیت است. مسئولان اما برای تأمین آب مورد نیاز این جمعیت در حال افزایش به روش های ناپایدار متکی هستند. نابودی هر چه بیشتر منابع آب و گسترش تنش های اجتماعی- اقتصادی در کشور تنها دستاورد چنین رویکردی است.

محمد جواد سمیعی، مدیرعامل گروه مهندسی– اجتماعی آبانگاه است و مطالعات فراوانی در خصوص نقش"ظرفیت سازی اجتماعی و ارتقاء آگاهی عمومی" در افزایش بهره وری آب انجام داده است. او همچنین عضو رسمی تیم علمی تدوین کننده دستورالعمل طرح احیا و تعادل بخشی منابع آب زیرزمینی کشور ایران است.

در ادامه، مشروح گفتگوی خبرنگار انتخاب خبر با مهندس سمیعی را می خوانید.

وضعیت منابع آبی ایران اعم از سطحی و زیرزمینی را چگونه ارزیابی می کنید؟
همچنان که در تصویر شماره(1) می بینید بخش های بزرگی از کشور ما دارای اقلیم خشک و نیمه خشک است، به این معنا که بارندگی در آن ها به نسبت متوسط جهانی بسیار پایین تر است. وضعیت منابع آب ما چه سطحی، یعنی رودها و رودخانه ها و چه زیرزمینی که از طریق چاه و چشمه و قنات در اختیار ما قرار می گیرد، در سده های اخیر همیشه با محدودیت مواجه بوده است. این محدودیت ضمن آنکه تنگناهایی را پیش روی پیشینیان ما گذاشته اما ما در ابتکاراتی نظیر قنات و نظام های بهره برداری پایدار و هماهنگ با طبیعت هم بوده است. راهکار گذشتگان ما سازگاری با طبیعت و این محدودیت جدی در منابع بوده و در فرهنگ آنان نیز آب، از حرمت و جایگاه خاصی برخوردار بوده است که موجب می شده در استحصال و مصرف آب دقتی جدی داشته باشند.

samie bohran ab 1

تصویر شماره 1: وضعيت آب و هوايی ايران

این روند سازگاری و برخورد پایدار از منابع آب ادامه داشته است تا چند دهه قبل که تکنولوژی هایی نظیر حفر چاه های عمیق و احداث سدهای بزرگ وارد ایران شد و به طور موازی، نظام مالکیت و حاکمیت بر منابع آب نیز به نحو بنیادی دستخوش تغییرات ناشی از حرکت به سوی مدرنیته شد و از طرف دیگر جمعیت نیز با سرعت بسیار بالایی، افزایش پیدا کرد و سبک و سیاق زندگی نیز به سوی شهرنشینی و مصرف گرایی سوق پیدا کرد؛ مجموع این عوامل دست به دست هم داد تا تعادل تقریبا پایدار منابع و مصارف آب به هم بخورد. متاسفانه علیرغم آنکه هشدارهای ناشی از این به هم خوردن پایداری و تعادل توسط طبیعت به ما داده شد اما به آن توجه نکردیم و به روند برداشت های بیشتر و بیشتر و بیشتر خود ادامه داده ایم تا امروز که با وضعیت بسیار پر تنشی در منابع مواجه شده ایم(به طور مثال وضعیت محدودیت منابع آب زیرزمینی را در تصویر شماره 2 ببینید).

samie bohran ab 2

تصویر شماره 2: وضعیت بهره برداری دشت های ممنوعه کشور تا پایان اسفند 94

دلایل خشکی کامل یا فصلی شدن منابع آبی سطحی و زیرزمینی چیست؟
همچنان که در پاسخ سوال قبلی آمد، مجموعه ای از عوامل باعث شده تا از وضعیت پایدار خارج شویم. در عمل آنچه اتفاق افتاده آن است که ما سطح مصارف خود را در بخش های کشاورزی، شرب و صنعت بسیار بیشتر از ظرفیت و پتانسیل طبیعت در بسیاری از نقاط کشور تعریف کرده ایم. گویی چک های بی محل زیادی از محل منابع کشیده ایم. منابعی که ظرفیت مشخص دارند و ما تنها اجازه داشته ایم تا سطحی مشخصی از این ظرفیت را مصرف کنیم. این چک های بی محل زیاد، که متاسفانه هنوز هم دارد کشیده می شود، باعث شده است تا منابع سطحی و بویژه زیرزمینی را تحت تنش بسیار شدیدی قرار دهیم(ر. ک. تصویر شماره 3- کسری مخزن تجمعی). البته مسئله دوره های خشکی(خشکسالی) نیز مزید بر علت است و احتمالا بر اثر تغییر اقلیم، کاهش بارندگی های سالانه شدت هم می گیرد. اما واقعیت این است که مسئله اصلی بحث مصرف و برداشت بی رویه است. مسئله اصلی رویکرد عدم سازگاری با داشته هاست که در طرح های انتقال آبی بین حوضه ای و یا انتقال آب از دریاهای عمان و خزر ادامه این رویکرد را می بینید.

samie bohran ab 3

تصویر شماره 3: نمودارکاهش تجمعی حجم ذخیره استاتیک آب های زیرزمینی کشور

ایران در آینده با چه مشکلاتی از حیث کمبود آب مواجه می شود؟
دور نمای فعلی از آینده کشور، افزایش بیشتر جمعیت است. برای تأمین آب مورد نیاز این جمعیت در حال افزایش، دو رویکرد می توان داشت. رویکرد اول که متأسفانه رویکرد غالب فعلی است، اتکا به روش های ناپایدار و تک بعدی است که به از دست دادن بیشتر منابع و گسترش تنش های اجتماعی- اقتصادی منتهی می شود. فشار بیشتر به منابع آب زیرزمینی(حفر چاه های جدید و اضافه برداشت بیشتر) تبعات فاجعه بار متعددی دارد که از جمله آن ها بحث فرونشست زمین است که متاسفانه در بسیاری از نقاط کشور در حال وقوع است(ر. ک. تصویر شماره 4 – نقشه فرونشست های ایران) (به هنگام مرور این نقشه، مد نظر داشته باشیم که فرونشست 4 میلیمتر بر سال معیار بحران در اروپاست) کیفیت آب نیز به تدریج در حال کاهش است و با فشار بیشتر بر منابع، به دلیل حرکت آب های شور به سمت آب های شیرین و نیز کاهش کیفیت با افزایش عمق چاه ها، کیفیت آب استحصالی نیز کمتر و کمتر خواهد شد. از جمله تبعات دیگری که این نوع رویکرد دارد را می¬توان از دست دادن تالاب ها و گسترش و نفوذ ریزگردها در مناطق متعددی از کشور نام برد. در مقابل این رویکرد، با این تبعات سنگین، رویکردیست که تاکید بر پایداری و برداشت متعادل از منابع دارد که متاسفانه کمتر مورد توجه است.

samie bohranab 4

تصویر شماره 4: میزان بیشنیه نرخ فرونشست زمین به صورت سالانه در تعدادی از دشت های کشور

1- جنگ آب در ایران حقیقت دارد؟ این جنگ گویا آغاز شده است. دامنه ی آن چه زمانی علنی خواهد شد؟
بنا به اظهار متخصصان دیپلماسی آب، تا پیش از این، عمده هراس ها از جنگ آب، جنگ بین کشورها بوده است. نمونه های متعددی از این نوع در نقاط مختلف جهان به وقوع هم پیوسته است. اما در حال حاضر آنچه در کانون توجه متخصصان قرار گرفته است، تنش های داخلی است که در یک کشور رخ می دهد. متاسفانه شواهد فعلی حاکی از آن است که این تنش ها در بعضی از نقاط کشور در حال تشدید است و درگیری ها بر سر آب دارد رخ می دهد. به نظر می رسد اگر به جنبه های اجتماعی– فرهنگی به طور اصولی و نه نمایشی در برنامه ها و طرح های آبی بویژه در طرح هایی مثل انتقال آب، توجه نشود، دامنه این درگیری ها در سال های آینده گسترش خواهد یافت.

پیامدهای جنگ آب در کشور کدامند؟ کوچ بیش از 50 میلیون ایرانی یا تشکیل ستاد سهمیه بندی آب را تأیید می کنید؟
با نگاهی به وضعیت منطقه، روشن است که منطقه ما، مستعد درگیری و تنش است. آب می تواند این زمینه مستعد را فعال کند و تنش زا باشد. اگر نگاه ما به آب فقط فنی باشد و جنبه های اجتماعی- سیاسی و اقتصادی آن را نبینیم، این تنش ها به وقوع خواهد پیوست.
واقعیت آن است که شهرهای بزرگ کشور ما تقریبا همگی بر روی دشت های ممنوعه و ممنوعه بحرانی قرار دارند. رویکرد فعلی برای حل معضل تامین آب آنها، انتقال آب است. انتقال بین حوضه ای و انتقال از دریای عمان و خزر و خلیج فارس. به نظر می رسد انتقال آب تنها اوضاع را پیچیده تر می کند و تنها و تنها در موارد بسیار نادر که کلیه جنبه های اقتصادی- اجتماعی شناسایی و راهکارهایی برای مدیریت و کنترل آن ها داشته باشد(که از طریق مطالعات موسوم به S.I.A یا اتا قابل انجام است)، باید به سراغ این انتقال ها رفت؛ اما در اغلب شهرها و نقاط تجمع انسانی، رویکرد اصلی باید سازگاری با داشته های آبی و افزایش بهره وری در استفاده از آب موجود و بهره گیری از بحث هایی نظیر بازچرخانی آب باشد.

اگر کماکان به راه حل های مقطعی و جاری مشغول باشیم، شاید در کمتر از یکی دو دهه آینده، بسیاری از نقاط کشور فاقد ظرفیت حداقلی برای نگه داشت جمعیت بشوند. کوچ به نقاط دیگر اجباری می شود. اما مسئله مهم این است که نقاط دیگر هم مشکل مشابه دارند، یعنی نمی توانند پذیرای جمعیت جدید باشند. واقعیت تلخ آن است که ما یا باید سازگار شویم و راه تعادل و پایداری را در پی گیریم و یا نابود شویم.

راهکارهای پیشنهادی کوتاه مدت و بلندمدت برای حل بحران آب در کشور چیست؟ آیا تخریب سدهای کنونی یا اجازه بهره برداری ندادن به سدهای موجود یا تصویب ممنوعیت ایجاد سد می تواند راهکار باشد؟
ما(منظورم از ما، در اینجا، گروه مدیران، کارشناسان، متخصصان، دانشگاهیان، بهره برداران و عموم جامعه ایران است) پیش از هر چیز، نیازمند به نوعی تغییر در نگاهمان داریم. این تغییر، کلید و زیر بنای سایر راهکارها خواهد بود. گروه مدیران و متولیان عرصه آب و عرصه های مرتبط آب(که خیلی از حوزه ها را شامل می شود) باید از فکر گذران و رد کردن فقط دوره مدیریتی خود خارج شوند و به پایداری راهکارهای تامین و استفاده از آب بیاندیشند. در حال حاضر در اغلب موضوعات از سیاست های جمعیتی تا توسعه صنعت و...، "آب"، به تعبیر ریاضی دانان، یک متغیر وابسته است یعنی ما تصمیمات دیگر را می گیریم و آب مورد نیاز آن باید تامین شود. در حالی که ما از این دوران(پارادیم عرضه در مدیریت منابع آب) عبور کرده ایم. آب باید یکی از محورهای اساسی تصمیم گیری باشد و مناسب با دارایی ها و سازگار با آنها، تصمیمات و برنامه ریزی ها دنبال شود. متخصصان و کارشناسان که بعضا به صورت تک بعدی به مسئله آب اشتغال داشته اند، نیاز است تا به صورت جامع و چند بعدی و اصطلاحا میان رشته ای و عملیاتی به مسائل حوزه آب بپردازند. خواص جامعه باید آگاهی کافی را به جامعه و اقشار مختلف به خصوص در شرایطی که پیش روی ماست بدهند، بهره برداران در حوزه آب کشاورزی، آب شرب و صنعت بویژه در بخش کشاورزی باید به طور جدی در روش ها و الگوهای مصرف خود تجدید نظر کنند.

عموم مردم باید بدانند و قبول کنند که با یک بحران تمام عیار مواجهیم و باید یک مشارکت عمومی برای مواجه با مسئله شکل بگیرد. سمن ها و گروه های مردمی می توانند نقش بسیار مهم و اساسی داشته باشند. رسانه های ما باید از سطح هشدار و خبر، به سطح آموزشی و مشارکت افکار عمومی حرکت کنند و به این ترتیب سایر اقشار و گروه ها هرکدام باید نقشی در بحث آب بازی کنند.

بد نیست همین جا اشاره کنم که شورای عالی آب به عنوان بالاترین مرکز تصمیم گیری در سیاست برای آب، یک بستر جامع برای نجات آب زیرزمینی(که بیش از 55%) مصارف آب کشور را تامین می کند تنظیم کرده است. این بسته به عنوان "طرح احیاء و تعادل بخشی آب های زیرزمینی" مطرح است و یک ضرورت است و به تعبیری آخرین فرصت برای نجات منابعی است که به تعبیر وزیر نیرو، زندگی و مرگ ما در گرو آن است.

طرح تعادل بخشی در تلاش است تا ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فنی و... مربوطه به آب های زیرزمینی را سامان دهد و هر کدام از ما با کمکی، نقد و مشارکت در اجرای موفق آن می توانیم و ظیفه خود را در قبال اساسی ترین مسئله ای که فراروی کشورمان قرار دارد انجام دهیم.

در سوالتان به بحث سدسازی اشاره کرده بودید، به نظر من نگاه صفر و صدی، تایید یا انکار سدسازی و یا انتقال آب، اشتباه است. این ها یک ابزار در مسیر مدیریت منابع آب هستند. با لحاظ مسائل و ملاحظات فنی، اجتماعی و محیط زیستی می توانند کار آمد و مطلوب باشند و بدون لحاظ این مولفه ها، مخرب هستند.

در نهایت این که به نظر من، مبارزه با سد سازی که در صورت سوال آمده بود یک آدرس غلط برای نجات آب است؛ و ما امروز بیشتر از هر زمان دیگری، به آدرس های واقعی و درست برای نجات آب نیازمندیم.